بهترین سیستم تبلیغات اینترنتی در کشور

آگهی ها و تبلیغات و نیازمندیهای سراسر کشور

بهترین سیستم تبلیغات اینترنتی در کشور

آگهی ها و تبلیغات و نیازمندیهای سراسر کشور

سیاست جدید و نقش تاریخی ادیان در جهان بعد از 11 سپتامبر

سیاست جدید و نقش تاریخی ادیان در جهان بعد از 11 سپتامبر

سیاست جدید و نقش تاریخی ادیان در جهان بعد از 11 سپتامبر

دسته بندیعلوم اجتماعی
فرمت فایلdoc
حجم فایل15 کیلو بایت
تعداد صفحات13
برای دانلود فایل روی دکمه زیر کلیک کنید
دریافت فایل

سیاست جدید و نقش تاریخی ادیان در جهان بعد از 11 سپتامبر
عده ای عقیده دارند که بعد از 11 سپتامبر جهان عوض شده و مثل سابق نیست. در واقع باید سیاست جهانی دگرگون و با مفهومی نو همراه با تلاشهای جدید و منطبق با توقعات کنونی دنیا ارائه گردد.
هدف از این اظهار نظر کوتاه ارائه‏ی خطوط اصلی و دگرگونی سیاست قبلی و پیشنهادات جدید سیاسی است که منطبق با توقعات بوجود آمده بعد از چالش های ناشی از پیامد های واقعه ی 11 سپتامبر 2001 میلادی است. طرح اولیه ی کارهای انجام شده اصولی را که باعث ایجاد تلاش های جدید خواهد شد مشخص کرده و مقاله با یاد آوری مختصری مربوط به تحلیل سیاست جهانی خاتمه خواهد یافت.

مفهوم کلی سیاست جدید
حدود چهل سال بعد از جنگ دوم جهانی سیاست بین المللی مبتنی بر اصل مناقشات شرق و غرب و به دو بلوک مخالف تقسیم شده بود . این دوگانگی و این دو قطب بودن سیاسی فرصت بر رسی موقعیت مناقشات دو جانبه را بگونه ای بوجود می‏آورد که هر دسته و گروه جهانی در یکی از دو قطب جای میگرفت.
اگر گروهها و یا کشورهائی سعی میکردند قدرت سومی خارج از دو بلوک بوجود بیاورند به اتهام اینکه برای یکی از گروههای ابر قدرت کار میکنند و یا اینکه متهم به کمونیست بودن و یا طرف داری از کاپیتالیسم می شدند و بالا خره جذب یکی از دو ابر قدرت می گردیدند که بیشترین گرایش بسوی گروههای چپ بود .

بنابراین سیاسی بودن مستلزم تجزیه و تحلیل مسائل روز مره زندگی مردم بعنوان علائم نشان دهنده ی یک منطق و یا یک استراتژی عقلانی بود که حتی با تخرتب کردن مسائل اقتصادی ایدئو لوژیکی و در صورت لزوم نظامی منجر به غلبه بر حریف مقابل میشد. در واقع زمینه ی برتر بر نامه ریزی های عقلانی با یک واقعیت عینی و مردمی بود که در آن محاسبه استراتژیک منبع رهنمود ها میشد. دنیا ئی که کاملا بطرف سکولاریسم پیش میرفت و دین و احساسات، حق مداخله و اظهار نظر نداشت و کاملا در قلمرو خصوصی و فردی بود.
عقیده ی عمومی بر این بودکه نه چندان دور مفهوم دنیای سکولار گسترش وبر تفکرات قومی و سیاسی ساکنین کره ی زمین فائق گردد. سقوط رژیم شاه در ایران و انقلاب اسلامی سال 1979 تمام تفکرات و بر نامه ریزی های قبلی را مورد بحث قرار داد ولی بزودی افکار عمومی متوجه مفهوم قدیم سیاسی در باره ی یک نوع بحث فلسفی ممکن بر مبنای عقل گردید و از ماورالطبیعه و دین هم کمک نگرفت.

عقیده‏ی عمومی بعد از حل دوگانگی ایدئولوژیکی بین دو ابر قدرت بر این بود که صلح بر روی کره ی زمین سایه افکنده و دنیا بنا بعقیده ی مارشال مک لوهان بصورت " دهکده ی جهانی " در آمده که در آن هماهنگی و تفاهم بین انسانها بوجود خواهد آمد. ولی سقوط دیوار برلن در سال 1989، اعلام فسخ پیمان ورشو و کمی بعد فروپاشی اتحاد جماهیر شوروی غیر منتظره بود و بقول فرانسیس فوکو یاما پایان تاریخ را رقم نزد بلکه دنیا را وارد مرحله ی جدید تری کرد . بایستی قبول کرد که دنیای بدون ایدئولوژی اختلافات زیادی را تحمل کرد و کاپیتالیسمِ فاتح و بازار جهانی در حال گسترش، در برابر عاملان دیگر همچون بنیاد گرایان مذهبی(مارتن مارتی و اسکات آپولی) در مناقشه بود و یا بقول ساموئیل هانتینگون با "برخورد تمدنها" متوسل به مکتب های دینی برای دسته بندی انتقاداتشان شد .
بازکشت به دین و ادیان از سالها قبل شروع و منتظر زمان بود. واقعه ی 11 سپتامبر دنیارا متوجه کرد تا دوباره در باره ی مفهوم سیاسی آن تأمل کند.

گفتگو" با " و" بین" ادیان به متخصصین رده ی بالای سیاسی محدود نشده بلکه برای هر انسان سیاسی کار برد خواهد داشت زیرا سیاست جدید اجازه نخواهد داد که فقط عقل و منطق بر آن حاکم باشد . بر عکس سیاست جدید باید در باره ی دین و پیروان آن مطلـع شود تا بهـتر بتوانــد در زمینه های سیاسی آن فعالیت کنـد. بنظـر می رسد کـه یونسکو میتواند مرکز ملاقاتها و عملیات ایده آل برای گفتگو بین ادیان و تمدن ها باشد تا بتواند با نتیجه گیری از توقعات و آرزوهای آنها به سازمان ملل متحد که در واقع مجمع سیاست جهانی است گزارش دهد. سیاست جدید باید یونسکو را وادار کند تا اعمال و حرکات سیاست جدید را دسته بندی کرده و خطوط اصلی آنرا مشخص نماید .

تلاش های جدید سیاسی

تحقیق سخن چینى

تحقیق سخن چینى

تحقیق سخن چینى

دسته بندیعلوم اجتماعی
فرمت فایلdoc
حجم فایل14 کیلو بایت
تعداد صفحات11
برای دانلود فایل روی دکمه زیر کلیک کنید
دریافت فایل

سخن چینى :

دو به هم زنى . این که یکى به دیگرى بگوید : فلان در باره تو چنین سخن ناروا گفت یا فلان کار ناشایست در باره تو کرد . این صفت زشت ترین صفات رذیله وقبیح ترین خوى آدمى است که آیات واخبار در نکوهش آن بیش از حد وحصر آمده .

سخن چینی غالبا به این گفته می‏شود که سخن کسی را که پشت‏سر دیگری گفته به وی باز گوید، مثلا بگوید فلان درباره تو چنین و چنان گفت؟ یا نسبت‏به تو چنین و چنان کرد، و بدین سان نوع خاصی از افشاء سر و پرده‏دری و متضمن فساد یا بدگوئی و سعایت است.و گاه به شخصی که پشت‏سر او سخن گفته شده اختصاص ندارد، بلکه به کشف و افشاء آنچه مورد کراهت است اطلاق می‏شود، خواه کراهت کسی باشد که از او نقل یا به او نقل می‏شود یا کراهت‏شخص سوم و خواه کشف و افشاء به گفتار باشد یا به نوشتن یا به رمز و اشاره، و خواه آنچه نقل شده از اعمال باشد یا از اقوال، و خواه بر کسی که از او نقل می‏شود عیب و نقصی باشد یا نباشد. بنابراین سخن چینی مساوی است‏با فاش کردن راز و پرده دری و در این صورت هر چه از احوال مردم دیده شود که به افشاء آن راضی نباشند اشاعه آن سخن چینی است.پس بر هر مسلمانی لازم است که از آنچه از احوال دیگران می‏داند سکوت کند، مگر وقتی که حکایت و نقل آن برای مسلمانی سودمند باشد یا از گناهی جلوگیری شود.چنانکه اگر ببیند کسی مال دیگری را می‏برد بر اوست که برای حفظ حق صاحب مال گواهی دهد، اما اگر ببیند که کسی مالی را برای خود پنهان می‏کند، باز گفتن آن سخن چینی و فاش کردن راز است.

باعث‏سخن چینی غالبا بدخواهی نسبت‏به کسی است که از وی سخن چینی می‏شود، و این داخل در ایذاء است، و گاهی انگیزه آن اظهار محبت‏به مخاطب است، و یا برای تفریح و سرگرمی و وقت گذرانی و پرگوئی است، و به هر حال شکی نیست که سخن چینی از پست‏ترین کارهای زشت است.

و آیات و اخباری که در ذم آن رسیده از حد شمار بیرون است.

سخن چنینى، نوعى افشاى سرّ و پرده درى و از صفات خبیثه و بسیار پست است و از آن تعبیر به سعایت هم مى شود، که موجب کینه و عداوت و دشمنى، بین دو فامیل، یا دو رفیق و یا زن و شوهر مى شود.

خداوند تبارک و تعالى مى فرماید:

(وَیْلٌ لِکُلِّ هُمَزَة لُمَزَة);[53] واى بر هر عیب جو (و سخن چین) و طعنه زن.

هم چنین مى فرماید:

(هَمّاز مَشّاء بِنَمِیم مَنّاع لِلْخَیْرِ مُعْتَد أَثِیم);[54] سخن چین و عیب جو، مانع خیر، و ستمگر و گناهکار است.

رسول خدا(صلى الله علیه وآله) نیز مى فرماید:

لا یدخل الجنة نمّام[55]; سخن چین به بهشت نمى رود.

هم چنین مى فرماید:

الا انبئکم بشرارکم؟ قالوا بلى یا رسول الله قال المشّاؤن بالنمیمة، المفرّقون بین الاحبّه، الباغون للبراء المعایب[56]; مى خواهید شما را به بدترین شما آگاه کنم؟ عرض کردند: بلى، یا رسول الله. فرمود: آنان که به سخن چینى مى روند و میان دوستان جدایى مى افکنند و براى پاکان عیب جویى مى کنند.
پس باید کسى را که از دیگران بدگویى و سخن چینى مى کند، نهى از منکر نمود.

زندگی نامه ژان روسو

زندگی نامه ژان روسو

زندگی نامه ژان روسو

دسته بندیعلوم اجتماعی
فرمت فایلdoc
حجم فایل62 کیلو بایت
تعداد صفحات101
برای دانلود فایل روی دکمه زیر کلیک کنید
دریافت فایل
زندگینامه ژان روسو

زندگی نامه ژان روسو[1] (1712-1778)، فیلسوف و نویسنده.(Confesions de Rosseau) فرانسوی، به قلم خود او، که پس از مرگش منتشر شد و شامل دوازده دفتر است که در دو مرحله به چاپ رسید: شش دفتر اول در 1781 و بقیه در 1778. عنوان کتاب مبالغه آمیز نیست، زیرا نویسنده در آن بدون پرده پوشی به عموم خطا های خود اعتراف کرده و این عتراف با تاریخ آن روزگار در آمیخته است. از این رو می توان آنها را «کتاب خاطرات» نیز نام نهاد. ولی روسو پیش از آنکه در بند اعترافات باشد، در پی توصیف خویشتن است تا به نحوی اشتباهات خود را توجیه کرده باشد. بر این نشان دهد، نقشی اساسی در تاریخ انسانها ایفا کرده است «گمان است که هر گاه خود را توجیه کرده «در حقیقت سرشت خود روسو آنگونه که خود می گوید در 1766 در خانواده ای فرانسوی الاصل و پروتستان در ژنو به دنیا می آید. مادرش پس از زادن او ولی پدری که دارای خلقیاتی بلهوهسانه است در تربیت می میرد. پس به پدرش، که مغازه ساعت سازی دارد، وابسته می گردد.

فرزند بسیار اهمال می ورزد . روسو نزرد دیگران نیز چیزی که تکذیب کننده تر باشد نمی یابد و موقعیت از هر نظر برای تبادل شدنش مساعد می گردد. در شش سالگی او را به او را به پانسیون شبانه روزی می سپارند. دو سال بعد، از آنجا باز می گردد و نزد یک حکاک به شاگردی گمارده می شود. این کودک زودرس و بسیار حساس و تا دحدی تن آسا، از هر گونه انظباط چنان بیزار است که یک روز، بی اندیشه باز گشت، راه فرار در پیش می گیرد ولی گرسنگی گرگ را از بیشه می راند. آن گاه خود را به کشیش روستای معرفی می کند و می خواهد به مذهب کاتولیک در آید. کشیش توصیه می کند که نزد ما دام دو وارنس برود. امیدوار است که به اعتبار وی تسهیلاتی برایش فراهم آورد. خانم وارانس او را به خوبی می پذیرد و نوآموز ما به اقامتی کوتاه در دیر سنت اسپری رضایت می دهد. اندکی بعد مراسم تغییر مذهب را به پایان می رساند. آشنایی با بانوی نامبرده تاًثیری قاطع بر زندگی اش باقی می گذارد روسو پس از چندی و به حکم ضرورت برای کسب معاش، از مادام وارنس دور می شود ولی اغلب برای دیدن او باز می گردد. در طول این مدت به مشاغل گوناگون مانند نوکری، پیش خدمتی، نت نویسی و بالاخره معلمی سر خانه، که همه آنها را نامطلوب می یابد، تن می دهد. این نوع مشاغل او را به شهرهایی متعدد در ایالات مختلف، که مهم ترین آنها لیون است، رهنمون می گردد. ولی به خصوص در پاریس است که وسوسه می شود. زیرا ضمن ولگردیها و سیر و سفرها چیزهای بسیار آموخته و دیو نویسندگی در جسم و جانش رخنه کرده است. ماجرایی اتفاقی، غرور او را جریحه دار می کند و موجب عزیمت
ناگهانی اش می گردد. در بیست و هشت سالگی به پاریس می رسد، در حالی که بیش از آنکه پول در جیب داشته باشد، تصورات واهی در سر می پروراند و آماده است برای پیشرفت به ره کاری تن بدهد. امیداوار است که به یاری روشی نوین در نت نویسی که خود آن را اختراع کرده است و می خواهد به فرهنگستان علوم ارائه دهد، راه خود را برای پیشرفت و ثروتمند شدن بگشاید. به زودی از آن چشم می پوشد. بر عکس، طالعش وقتی می درخشد که با برخی از نویسندگان مانند دیدرو، فونتنل، کندیاک، همچنین برخی از شخصیتهای عالی مقام آشنا می گردد. ولی بی پولی او را وا می دارد که آنان را ترک گوید و به عنوان منشی سفیر فرانسه در ونیز اقامت گزیند. با او نیز در می افتد و به پاریس باز می گردد و کوششهای خود را از سر می گیرد. چون در موسیقی قریحه ای دارد، برای امرار معاش به نت نویسی می پردازد ولی به این کار نیز دل نمی بندد زیرا موسیقی در نظرش گریز گاهی است که از روی ناچاری بدان روی می آورد. او حتی از چمعیت ادیبان، که او را همواره تحسین می کنند، می گرزید و با این کار ثابت می کند که دلش جایی دیگری است. در واقع با ترز لوواسور ، یک رختشوی ساده، زندگی مشترکی را آغاز کرده و در اتاقی زیر شیروانی سکونت می گزیند تا با آرامش کامل به تاًمل درباره کاری که برای آن ساخت شده بود، بپردازد. ظاهراً همه عوامل نیز او را بدان فرا می خواند.از تاریخی که جایزه فرهنگستان دیژون برای نوشتن «گفتار در دانش هنر »به وی اهدا شده بود، چند سالی بیش نمی گذشت. همان فرهنگستان در 1755 موضوع دیگری را پیشنهاد می کند که روسو با شتاب به آن می پردازد و آن گفتار در «منشاً و مبانی برابری در میان انسانها» است. این بار جایزه به او تعلق نمی گیرد، ولی نوشته اش بعد از چاپ، مانند گفتار پیشین به موفقیتی بزرگ دست می یابد و از آن پس جزو چهره های ادبی به شمار می آید. از سوی دیگر، چون به زندگی روستایی علاقمند است، دعوت مادام دپینه را می پزیرد و در ویلای وی در جنگ های مونمورانسی اقانت می گزیند. در این ویلا، که آن را عزلتگاه می نامد، از محبتی مادرانه برخوردار می گردد و به نگارش مهم ترین کتاب های خود، یعنی قرار داد های اجتماعی، امیل، هلوئنیز جدید می پردازد، با وجود این، بسیار زود همه چیز در هم می ریزد، نخست سلامتی اش ناراحتی های فراوان می آورد که گاه تصورات هذیان آمیز شکنجه و آزار نیز بر آن به علاوه، با گروه فیلسوفان که او را به تک روی متهم می کنند و در اینجا کدورت میان او و مادام دپینه افزوده می شود می کوشند، روابطی نا مطلوب دارد. سرانجام به زن برادر میزبان خود مادام دوتتو دل می بندد و برای خانواده چندان مزاحمت ایجاد می کند که به او می گویند ویلا را تخلیه کند. چنین به نظر می رسد که بارون دوگریم در این ماجرا نقشی خوشبختانه مارشال دولوگزانبورگ مالک مونمورانسی، یکی از متعلقات کاخ (1775) بسیار مبهم بازی کرده است خود را برای سکونت در اختیار او می گذلرد. بدین گونه روسو می تواند سه کتاب مورد بحث رابه پایان برساند؛ در 4761 قرار داد اجتماعی و هلوئیز جدید انتشار می ابد. یک سال بعد امیل منتشر می گردد.

همین کتاب که همچون رعد سر و صدا می کند. روسو ناگزیر برای رهایی از زندان به سوئیس می گزیرد- این مسافرت را با کالسکه مارشال- انجام می دهد. در آنجا نیز طالع نحس به بدترین شکل گریبانش را می گیرد. در ایوردن_ موتیه جزیره سن پیر ، در همان جا حضورتش ناخوشایند است. آن گاه که در حالی که از این همه در بدری به ستوه آمده و از مبارزه دست کشید است، دعوت دیوید هیوم فیلسوف اسکاتلندی را می پذیرد و رهسپار انگلستان می گردد. ولی اقامتش دیری نمی پیاد و پس از مدتی کوتاه میان آن دو کدورتی پدید می آید. در اینجا سومین و آخرین دفتر اعترافات پایان می یابد. باید خاطر نشان کنیم که اگر چه روسو با مردانی که شاید حق داشت از آنان گله مند باشد، به اندک بهانه ای بد رفتاری می کرد، ولی با جنس زن رابطی کاملاً دگرگونه داشت. سه تن از زنانی که از آنان یاد کرده است، به گونه ای خاص توجه مخاطبان را به خود معطوف می دارند؛ نخستین آنان خانم وارنس است که روسو در شانزده سالگی، به هنگام تصمیم عجیب خود بر تغییر مذهب، با وی آشنا شد. پس از اندک زمانی به او دل باخت و توانست در محیطی دلخواه و در پناه عشق خود زندگی کند، این محیط خانه زیبای شارمت بود که به امکان داد با راحتی خیال به رویاهای خود بپردازد، کتاب بخواند و بخصوص بیامزد ولی وی از معشوق بی وفا. که گونه طبیعت را بشناسد. البته همه این ها مانع از آن نشد که یک روز رقیبی جانشین او گردد کدورتی به دل نگرفت. زن دیگر سوفی دوتتو بود که بسیار دیرتر در زندگی او ظاهر شد. او عشق بزرگ روسو و تها مخلوقی بود که جسم و جتنش را در ربود، زیرا روسو می دانست که وی از آن دیگری است. در واقع نیز هرگز به او دست نیافت. این همان زنی است که روسو او را به نام ژولی در هلوئیز جدید وصف کرده است. سومین زن، ترز لوواسور بود، یار و یاور او در زندگی، دختری زیبا و مهربان که پنج فرزند برای او آورد. فرزندانی که روسو همه را به نوان خانه کودکان سر راهی سپرد. وصلت او با ترز تنها عمل خردمندانه او بود. زیرا اگر چه تز به درک نبوغ او جندان قادر نبود، ولی همواره همچون یک فرشته نگهبان از او مراقبت می کرد.

با آنکه روسو تصمیم گرفته بود کتاب را در زمان حیات خود به چاپ نرساند در مورد محتوای آن خود را موظف به سکوت نمی دید و بسیار مشتاق بود که تاثیر آن روی معاصران بیازماید. از این رو همین که در 1770 به پاریس بازگشت، بارها متن آن را برای دوستانش قرائت کرد: برای کنتس دگمون ، دورای شاعر، مارکی دوپزه، و غیره. تاثیر آن گوناگون بود و دلیل هم داشت. در این اعتراقات نویسنده خود را مجاز دانسته بود که از همه نام ببرد و طبیعتاً با این کار کینه های خفته را بیدار می کرد. سرانجام با دخالت مادام دِ پینه، پلیس این بازخوانیها را متوقف نمود.

باید یادآور شد که بین لحن بخشهای دوگانه کتاب اندکی اختلاف وجود دارد. توجیه آن چنین است: در بخش اول، نویسنده فقط اشباح را به یاد می آورد (خاطرات کودکی، مناظر روستایی، تمثالهای مختلف) ولی در بخش دوم از کسانی که سخن می گوید که هنوز ددر قید حیات هستند و وی با انان معاشرت و روابط دوستانه دارد. ضمن اعتراف به خطاها و نقصهایش در بدنام کردن کسانی که آنان را عامل بدبختی خود می داند، تردیدی به خود راه نمی دهد. به عبارت دیگر، دنیایی می سازد درست مخالف دنیایی که آن را از دست داده است. گسیختگی متن از اینجا سرچشمه می گیرد. از مدتها پیش به عنوان امری مسلم پذیرفته شده است که اعترافات روسو یکی از بزرگترین آثاری است که در فرهنگ فرانسه پدید آمده است. در اعترافات همان گونه که در تتبعات مونتنی مردی در برابر همه لخت می شود و اسرار زندگی خصوصی خود را برای دیگران باز می گوید، چندان که در پایان به یک مدل و مجسمه شبیه می گردد. اغلب اوقات بی گناهی را با بی حیایی، ظرافت را با وقاحت، صراحت را با مذیان و مفاهیم لطیف را با لفاظی درهم آمیخته است. از سوی دیگر چندان روی ضعفهای خود اصرار می ورزد که گاه خواننده در صداقت او شک می کند و مطالبش را مبالغه آمیز می یابد. در واقع گاه پیش می آید که مردی در بدنام کردن خود می کوشد. ولی روسو سریعاً می توان بدان پی برد، ورای این گونه شک و بدگمانی قرار دارد. زیرا لحن سخنش چنان است که نمی فریبد. گواه آن یادداشتی است که به خط خود بر دستنوشته ای در ژنو افزوده است:


[1] - زندگی نامه ژان ژاک روسو، کتاب امیل

زندگی شهری چگونه شکل گرفت

زندگی شهری چگونه شکل گرفت

زندگی شهری چگونه شکل گرفت

دسته بندیعلوم اجتماعی
فرمت فایلdoc
حجم فایل10 کیلو بایت
تعداد صفحات7
برای دانلود فایل روی دکمه زیر کلیک کنید
دریافت فایل

زندگی شهری چگونه شکل گرفت

پیش درآمدی بر فرهنگ شهر نشینی در ایران

آرمانشهر را تنها در وجود خودمان ، در روابط و در زندگی مشرتک و جمعی مان می توانیم جستجو کنیم.

سرنوشت بشر نه در ستارگان و نه در میان روستاها که در شهر تعیین خواهد شد .

اگر بپذیریم که شهر نشینی عبارتست از هنر زیستن انسانها در کنار هم ، پس شهر سالم محلی است متشکل از انسانهایی سالم ، با ایده هایی گوناگون اما سالم ، که در محیط زیستی مطلوب ، در کنار یکدیگر و با تشریک مساعی شهر سازان ، مسءولان و مدیران شهری در ایجاد محیطی بهتر ، سالمتر ، مرفه تر و زیباتر به منظور رسیدن به اهداف والای الهی و انسانی خود تلاش می کنند .

این وجود انسانها و تلاش و فعالیت آنان و تماس و همزیستی آنها در کنار یکدیگر است که به کالبد بیجان شهر روحی تازه می بخشد و زندگی را چون خونی در رگهای شهر به جریان می اندازد . شادابی و طراوت ، سلامتی و زیبایی ، تندرستی و دوام عمر شهر بی شک بستگی تام به کار مداوم و دقیق هر یک از اندامهای شهری ، تغذیه شهری درست و سلامتی فکری ، جسمی ، روحی و روانی اصلی ترین عضو جامعه یعنی انسان است .

شهر چگونه جایی است ؟ متخصصین و دست اندرکاران بسیاری در پاسخ به این پرسش نظرات خود را مطرح ساخته اند . آمار گران . جامعه شناسان ، شهرسازان ، جغرافیدانان ، معماران ، جمعیت شناسان ، مهندسین و مدیران محیط زیست ، تاریخدانان ، شاعران ، نویسندگان ، نظریه پردازان سیاسی و … هر کدام دیدی خاص به شهر دارند . امما آیا هر کدام از این ضوابط برای تعریف و شناخت شهر کافی است ؟ آیا ملاکهایی چون داشتن تعداد جمعیت کافی ، قرار داشتن در مقر و موقع جغرافیایی مناسب ، داشتن ساختمانها و تاسیسات عظیم ، غالب بودن مشاغل خدماتی و صنعتی ، داشتن پیشینه تاریخی و یا دارا بودن نهادها ، ادارات و سازمانهای شهری و اجتماعی به تنهایی کافی است ؟ چرا شهر شناسان معتقدند شهر ها روزی زاده می شوند ، رشد می کنند ، به تکامل می رسند و روزی هم عاقبت به زوال و انحطاط می رسند و می میرند ؟ چرا باید برای بسیاری از شهرها آینده ای تاریک ، ویران و خراب را انتظار داشت ؟

شهر به خودی خود نمی تواند وجود داشته باشد . تجربه های شهر سازی بسیاری در قرن حاضر ، جون ساختن “ برازیلیا ” در آمریکای جنوبی و یا شهرهایی چون آبادان ، فولاد شهر ، شاهین شهر ، مسجد سلیمان و … در کشور خودمان نشان می دهد خواه ناخواه عواملی که در شکل گیری و پویایی این شهرها موثر بوده اند ، در نظر گرفته نشده اند . به طور مثال ، خانم سالمندی که از زندگی در فولاد شهر خسته شده بود ، به هنگام ترک این شهر گفت : این شهر مانند پادگانی است که ابوابجمعی آن با خانواده هایشان یکجا زندگی می کنند آیا شهر نباید به مکانی مورد علاقه و قابل زیست برای ساکنانش باشد که به آن اظهار تعلق کنند و از زندگی در آن راضی باشند ؟

ریشه های فقر و فساد

ریشه های فقر و فساد

ریشه های فقر و فساد

دسته بندیعلوم اجتماعی
فرمت فایلdoc
حجم فایل25 کیلو بایت
تعداد صفحات29
برای دانلود فایل روی دکمه زیر کلیک کنید
دریافت فایل

ریشه‌های فقر و فساد

برای مبارزه با فقر و فساد، یعنی دو آفت بزرگ زندگی اجتماعی و اقتصادی، باید ابتدا به علل آنها توجه کرد. تا وقتی که این علت‌ها از میان نرود، فقر و فساد ناگزیر به اشکال مختلف باز تولید خواهد شد. فقر از لحاظ اقتصادی عمدتا دو چهره دارد: بیکاری و درآمد ناکافی. فساد الزاما وابسته به فقر نیست، اما فقر ممکن است زمینه ساز گرایش به فساد باشد. فساد اقتصادی اساسا عبارت است از: سوء استفاده از قدرت و امتیازات ویژه و کم و بیش انحصاری در جهت کسب درآمدهای خارج از چارچوب قانون یا عرف اقتصادی جامعه، حال باید دید چه عواملی این پدیده را در جامعه رشد می‌دهند.

بیکاری یک پدیده اقتصادی است که علت‌ آن مازاد عرضه نیروی کار نسبت به تقاضا برای نیروی کار است. این پدیده نشانه وضعیت رکود یا عدم رونق اقتصادی است. به عبارت دیگر، عدم تمایل بنگاه‌های بالفعل و بالقوه اقتصادی برای تولید بیشتر و استخدام نیروی کار، عامل اصلی گسترش بیکاری است. بنگاه‌ها زمانی تولید را افزایش می‌دهند که تولید سودآور باشد و زمانی به استخدام نیروی کار دست می‌یازند که بازدهی اقتصادی نیروی کار بیش از دستمزد پرداختی باشد.

چرا افزایش تولید برای بنگاه‌ها سودآور نیست؟ از یک طرف هزینه‌های نامرئی تولید(هزینه‌های معاملاتی) بسیار بالا و از طرف دیگر نظام مالیاتی و برداشت‌های گوناگون از درآمد و سود بنگاه‌ها به صورت عوامل مهم بازدارنده عمل می‌کنند.

منظور از هزینه‌های نامرئی یا معاملاتی عبارت است از: صرف وقت و انرژی زیاد، و بعضا صرف منابع مالی به صورت پول چای یا رشوه برای اخذ مجوزهای گوناگون از مراجع مختلف اداری برای راه‌اندازی و ادامه فعالیتاقتصادی.

تعریف نشدن حقوق مالکیت فردی، هزینه‌های نامرئی مشابهی را برای به اجرا گذاشتن قرادادها و استیفای حق مالکیت به بنگاه تحمیل می‌کند مانند مشکل ناشی از امتناع برخی از مسوولان بخش‌های عمومی از اجرای قراردادها یا بر فرض مشکل عمومی چک های بلامحل در جامعه. به طور خلاصه می‌توان گفت که بنگاه اقتصادی در وضعیتی قرار دارد که منافع آن عمومی شده یعنی همه در آن شریک هستند یا ادعای سهم دارند اما هزینه‌های آن خصوصی و به عهده خود بنگاه است.

چرا بنگاه‌ها استخدام نمی‌کنند؟ زمانی که هزینه نیروی کار بالاتر از بازدهی اقتصادی آن باشد، بنگاه از استخدام امتناع می‌کند. قانون کار و تامین اجتماعی هزینه‌های مرئی و نامرئی زیادی را علاوه بر حداقل دستمزد، به طرفین قرارداد کار تحمیل می‌کند.

به طوری که عملا، هزینه نیروی کار دیگر تناسبی با بازدهی اقتصادی ندارد. بهعنوان مثال 30 درصد دستمزد تحت عنوان تامین اجتماعی از طرفین قرارداد کار گرفته می‌شود که نرخی مشابه به آن در هیچ جای دنیا وجود ندارد و در عمل به معنای افزودن به هزینه نیروی کار به میزان 30 درصد است. بوروکراسی دولتی با تحمیل مقررات خود، آزادی قرارداد میان نیروی کار و بنگاه‌ را از آنها سلب کرده و مانع از توافق آنها برای استخدام در شرایطی خارج از این مقررات موضوعه تحمیلی می‌شود. اینجا بوروکراسی دولتی است که به بهانه حمایت از نیروی کار مانع از ایجاد اشتغال می‌شود و بیکاری را دامن می‌زند.

چرا بخش وسیعی از نیروی کار درآمد ناکافی دارند؟ رکود اقتصادی و بیکاری مهم‌ترین عامل پایین بودن دستمزدها است.

زمانی که فعالیت‌های اقتصادی دچار رکود است و بنگاه‌ها تمایلی به افزایش تولید ندارند و خیل عظیمی از بیکاران متقاضی استخدام هستند، برای بستن قرارداد کار، نیروی کار در موضع ضعیفی قرار دارد و ناگزیر نمی‌تواند دستمزد بالایی را مطالبه کند.

پس درآمد ناکافی نتیجه دو عاملی است که پیشتر به آنها اشاره کردیم.

چه عواملی موجب رشد فساد می‌شود؟ کسب درآمد غیرقانونی و نامشروع نه فقط یک مشکل اقتصادی بلکه مشکل اجتماعی و فرهنگی است. فساد اقتصادی اغلب ریشه در لابه‌لای بوروکراسی پیچیده در اقتصاد دولتی دارد. تقریبا هیچ موردی از فساد اقتصادی را نمی‌توان سراغ گرفت که به طور مستقیم یا غیرمستقیم از سوء استفاده از اختیارات و امتیازات مناصب دولتی ناشی نشده باشد. اقتصاد دولتی موجد موقعیت‌های انحصاری یا رانت‌ها است و این خود بزرگترین منشا فساد است.

مجوزهای بازرگانی خارجی و داخلی در شرایط غیررقابتی، مجوزهای توزیع کالاها به قیمت دولتی در شرایط دو گانگی قیمت‌ها در بازار، اختیارات مربوط به اعطای تسهیلات بانکی با نرخ‌های بسیار پایین، اختیارات مربوط به توزیع ارز به قیمت‌های پایین و غیره همگی منابع اصلی فساد اقتصادی و ارتشا در جامعه ما است.