حاشیه نشینی و جرم

| دسته بندی | علوم اجتماعی |
| فرمت فایل | doc |
| حجم فایل | 35 کیلو بایت |
| تعداد صفحات | 39 |
حاشیه نشینی :
جامعه شناساندر تعریف افرادی که در حریم شهرها سکونت دارندچنین می گویند :معمولا حاشیه نشینان را کسانی تشکیل می دهند که در شهرها زندگی می کنند اما به عنوان یک شهروند از امکانات و خدمات شهری بهره نمی برند. این افراد با وجودی که در دل یا حاشیه شهرها جای دارند اما فرهنگ روستایی را هم چنان حفظ کرده اند ولی در عین حال خود را شهری می دانند
همچنیندر انسانشناسی نیزحاشیه نشین به فرد یا گروهی گفته می شود که فرهنگ اولیه خود را بدون اینکه فرهنگ ثانویه را جایگزین نماید از دست داده استیا در عالم برخ قرار می گیرد
یک جامعه شناسدر خصوصحاشیه نشینی افراد مهاجرمی گوید: " انسان حاشیه نشین شخصیتی است که از برخورد یا پیوند دو نظام فرهنگی متفاوت یا متخاصم به وجود می آید.چنین موجود دو رگه ای در آن واحد نسبت به دو فرهنگ احساسدلبستگی دارد اما از طرف دیگر خود را کاملا به هیچ کدام متعلق نمی داند..
توسعه حاشیه نشینی در ایران به سالهای 1330 برمی گردد اما شدت آن در دهه های 40 و 50 رقم خورده است. براساس مطالعات انجام شده حاشیه نشینی در حاشیه شهرها ابتدا از تهران شروع شده است. پیدایش اولین اجتماعات آلونک نشین در تهران به سال 1311 برمی گردد اما رشد و گسترش اجتماعات آلونک نشین به بعد از کودتای 28 مرداد به خصوص از سال 1335 به این طرف برمی گردد. اولین اجتماعات حاشیه نشین در جنوب شهر تهران تمرکز یافتند .تهران تا شهریور سال 1359 نزدیک به ده هزار و 450 خانوار و چهار هزار و 500 آلونک را در خود جای داده است. پدیده حاشیه نشینی در ایران نیز همانند اکثر کشورهای در حال توسعه تا حدود زیادی ریشه در مهاجرت و عوامل دافعه و جاذبه روستایی- شهری دارد. فقدان و کمبود امکانات رفاهی و خدماتی در مناطق روستایی و شهرهای کوچک فرآیند مهاجرت را تشدید کرد و حاشیه نشینی پدیدار گشت و به این ترتیب یکی از بارزترین نمودهای مهاجرت در ایران مانند بسیاری از کشورهای درحال توسعه شکل گرفت .
در فرهنگ شهر و شهرنشینی ، حاشیه نشینی تا حدود زیادی مترادف با مفاهیمی چون زاغه نشینیو آلونک نشینیبه کار برده شده است. از لحاظ فرهنگی ، انزوا طلبی، احساس غریبه بودن و بیگانگی؛ از لحاظ روانی، پریشانی و تقدیرگرایی؛ از لحاظ اقتصادی، فقر، اشتغال در بخش غیر رسمی ، بی ثباتی شغلی؛ از لحاظ بهداشتی، فقدان یا نارسایی سیستم خدمات بهداشتی- درمانی ، آب شرب و از لحاظ اجتماعی هویت قومی ، پایبندی به سنت ها و ارزش ها ، خانواده گستردهو فقدان تخصص، بی سوادی و کم سوادی ، درآمد پایین و به خصوص فرهنگ مستقل حاشیه نشینی از ویژگی های اجتماعات حاشیه نشینان است که در مناطق مختلف دیده می شود
تاثیر حاشیه نشینی در وقوع جرم
مقدمه
احساس ناامنی در محله ، تنها به دلیل جرایم خشونت آمیز نیست بلکه نابهنجاریها و رفتارهای اخلالگرانه چون اعتیاد ، ولگردی ، تکدی گری و سرقت گذشته از اینکه عامل اصلی ترس و احساس ناامنی عمومی اند به نوبه خود قطعا زمینه رواج گسترده جرایم را نیز فراهم مینمایند. همانطوریکه اگر پنجره ای از ساختمان بشکند و همچنان تعمیر نشده رها گردد به زودی کل ساختمان منهدم خواهد شد . برای پیشگیری از انهدام اجتماع نیز باید به محض شکسته شدن اولین هنجار فورا با هنجار شکن برخورد کرد . موضوع حاشیه نشینی یکی از معضلات شهری است که از حیث بستر قرار گرفتن برای ارتکاب جرایم مورد توجه کارشناسان خقوقی و قضایی و جرم شناسان بوده . اینکه جرایم در مناطق حاشیه ای بسیار بیشتر از سایر مناطق اتفاق می افتد مورد پذیرش همه است و آمارهای اخذ شده از پرونده های مطروحه در دادگستری نیز حکایت از این واقعیت دارد .
در این مقاله هدف نشان دادن تاثیر حاشیه نشینی بر وقوع جرم می باشد و همچنین می خواهیم اعلام کنیم که درصد بالایی از پرونده های قضایی از همین مناطق حاشیه نشین تشکیل شده است و مبارزه با شکل گیری حاشیه ای جدید و ساماندهی مناطق حاشیه ای موجود بسیار ضروری و حایز اهمیت است و مبارزه و ساماندهی با این هنجار شکنی میسر نمی شود مگر با همکاری کلیه دستگاههای مسئول و اگر چنین استراتژی واحد و مشترک از ناحیه مسئولان صورت پذیرد شاهد کاهش چشم گیر جرایم نیز خواهیم بود . بدوا در این مقاله تصویر و چهره ای از حاشیه نشینی و علل شکل گیری آن را ترسیم می کنیم سپس جرایمی که در این مناطق معمولا اتفاق می افتد و نقش دستگاههای عمومی و دولتی در شکل گیری حاشیه و وقوع جرایم و نیز توصیه هایی جهت پیشگیری از وقوع جرم در این مناطق را بیان خواهیم کرد . امید آنکه مورد قبول واقع شود .
حاشیه نشینی و تنظیم خانواده

| دسته بندی | علوم اجتماعی |
| فرمت فایل | doc |
| حجم فایل | 19 کیلو بایت |
| تعداد صفحات | 17 |
چکیده
جمعیت ایران طی چند دهه گذشته، رشد شتابانی داشته است، به طوری که در طول کمتر از دو دهه به طور باور نکردنی جمعیت ایران بیش از دو برابر شد. انفجار جمعیت در ایران همراه با مسائلی همچون افزایش سریع شهرها، افزایش فقر، مشکل مسکن و مهاجرت بی رویه روستاییان به شهرها بوده است.
یکی از پیامدهای اصلی رشد جمعیت، مهاجرت روستاییان به شهرها و سکونت در حاشیه شهرها در نهایت حاشیه نشینی و زاغه نشینی است و راه اصلی مقابله با رشد بی رویه جمعیت اجرای برنامه های تنظیم خانواده می باشد.
هدف اصلی این مقاله بررسی رابطه بین حاشیه نشین و تنظیم خانواده است و از آنجا که بعد از سرشماری سال 1365 و مشاهده رشد 9/3 درصد جمعیت توسط مسئولین،برنامه های تنظیم خانواده به اجرا درآمد ولی این مساله در روستاها و مناطق حاشیه نشین کــه تفکر سنتی در مورد باروری داشتند (هنوز هــم در بعضــی مـناطق مشاهده می شود) به سختی قابل پذیرش بود. بنابراین هنوز شاهد باروری بالا در میان حاشیه نشینان هستیم که دلایل اصلی این پدیده را می توان در موارد زیر حستجو کرد:
ترجیح جنسی: معمولاً فرزند پسر برای خانواده بیشتر قابل قبول است که این مساله می تواند بر تعداد فرزندان خانواده ها بیفزاید.
احترام اجتماعی: معمولاً در مناطق حاشیه نشین مردان از احترام بیشتری برخوردارند ولی زمانی که زنی حامله باشد به خاطر فرزندی که می خواهد به دنیا بیاورد به او احتراممی گذارند، بنابراین زنان از این مساله به خاطر احترامی که برایشان در پی دارد استقبالمی کنند.
تأمین اجتماعی در دوران سالخوردگی نیز یکی دیگر از عوامل اصلی افزایش رشد جمعیت و عدم اجرای برنامه های تنظیم خانواده در بین خانواده های حاشیه نشین به خاطر مسائل اقتصادی می باشد.
مرگ و میر فرزندان و پایین بودن سطح بهداشت باروری نیز از دیگر دلایل عدم استفاده از روش های تنظیم خانواده در بین حاشیه نشینان می باشد.
چهار کلید معجزه آسا برای ارتباط با دیگران

| دسته بندی | علوم اجتماعی |
| فرمت فایل | doc |
| حجم فایل | 143 کیلو بایت |
| تعداد صفحات | 10 |
چهار کلید معجزه آسا برای ارتباط با دیگران
مطمئناً برای شما هم پیش آمده، افرادی را دیدهاید که خیلی راحت با همه ارتباط برقرار میکنند، دوستان زیادی دارند و در روابط اجتماعیشان بسیار موفقاند و گاهی این موفقیت، راه را برای پیشرفت بیشتر در عرصههای مختلف باز میکند.
مطمئناً برای شما هم پیش آمده، افرادی را دیدهاید که خیلی راحت با همه ارتباط برقرار میکنند، دوستان زیادی دارند و در روابط اجتماعیشان بسیار موفقاند و گاهی این موفقیت، راه را برای پیشرفت بیشتر در عرصههای مختلف باز میکند.
تصوّر کنید توی ایستگاه اتوبوس نشستهاید، کسی که کنارتان نشسته، خیلی زود سر صحبت را باز میکند، مثلاً با این سؤال: »خیلی مونده اتوبوس از راه برسه؟« و یا »چند دقیقه است شما منتظر اتوبوس هستید؟«. تا این اندازه، شاید خیلی طبیعی باشد، امّا اگر شخص با جمله دیگری مثل این: »وای ... امروز هوا خیلی گرمه!«، ادامه بدهد، دو ذهنیت متفاوت برایتان پیش میآید: اینکه او از اعتماد به نفس بالایی برخوردار است یا به دنبال مقدمهای برای یک ارتباط اجتماعی است.
اگر شما، بین دوستانتان کسی را دارید که وی نیز دوستان زیادی دارد، هر جا که بروید، پیشبینی دیدن چهرهای آشنا، کاملاً طبیعی است. فراموش نکنیم که ما در عصری زندگی میکنیم که ارتباطات، تأثیر زیادی دارد و داشتن نفوذ در میان مردم، به ما کمک زیادی میکند.
حال، جای این سؤال است که: چه چیزهایی میتواند در ارتباطات ما مؤثر باشند؟
به راستی در اوّلین برخورد، چه چیزهایی موجب جذب افراد مورد مخاطب و چه چیزهایی موجب دفع آنان میشود؟ در این نوشتار، سعی میشود، تا آنچه را که در جذب مخاطب، مؤثّر است، برشماریم و به شما توصیه کنیم که حتماً آنها را رعایت کنید.
۱) به ظاهرتان توجّه کنید!
...
چکیده کتاب جامعه شناسی دین

| دسته بندی | علوم اجتماعی |
| فرمت فایل | doc |
| حجم فایل | 22 کیلو بایت |
| تعداد صفحات | 11 |
چکیده کتاب جامعه شناسی دین؛ اثر ملکم همیلتون، ترجمه محسن ثلاثی.
فصل اول:
جامعه شناسی دین چیست؟
به گفته ماکس وبر، جوامع پیشین در « باغ جادوئی» زندگی میکردند حال آنکه جوامع نوین شاهد نوعی افسون زدایی همه جانبه در جهان بودهاند. با توجه به این قضیه، جوامع گذشته چگونه میتوانستند در یک جهان افسون زده زندگی و امرار معاش کنند؟ از این رو، وظیفة اصلی جامعه شناسی دین تبیین وجود باورداشتها و عملکردهای مذهبی در جامعه بشری بود. یکی از نظریههای جامعهشناسان سدة بیستم دربارة دین این است که دین به هیچ روی پذیرای تحلیل جامعهشناختی نیست. بنابراین نظر، دین نهاد خاصی است که از نوعی سرچشمه بنیادی و خصلت روحی غیرطبیعی مایه میگیرد و جز با تعابیر مذهبی و روحی نمیتوان آن را به صورت دیگری بازشناخت. این نظریه از دیدگاه جامعه شناختی دین فاقد انسجام منطقی است چه آن که متن دین براساس هر زمان و مطابق با رهیافتهای اجتماعی مختلف آن، کامل و اصلاح شده است. از مهمترین نکاتی که در این بحث (جامعهشناسی دین) برمیآید این است که جامعهشناسی دین باید در رویکردهای ما نسبت به دین تأثیری بگذارد حال، چه از موضع خوشایند دینی کارمان را آغاز کنیم ویا از موضع ناخوشایند. خلاصه آن که جامعه شناسی دین با این قضیه سروکار دارد که باورداشتهای مذهبی چیستند و تحت چه شرایطی پدید میآیند.
دین چیست؟
از دین بعلت تعاریف و برداشتهای گوناگونی که ارائه شده، از ناحیه جامعهشناسان مثل ماکس وبرتعریف خاصی نشده و به اعتقاد " اس اف نادلِ "انسان شناس، چون مرز بین دین و بی دینی را نمیتوان تعیین کرد بنابراین برای آن تعریف خاصی نمیتوان ارائه داد. در ارزیابی تعاریفی که از دین به عمل آمده باید دانست که تعاریف دین، عاری از نفوذ تمایلات بوده و مقاصد نظری در کار نبوده است و در نتیجه بحثهایی که در سده 19 بین انسانشناسان و جامعهشناسان درگرفته، تعریف دین به «اعتقاد به هستی های روحانی» ختم شده است. دورکیم میگوید دین نظام یکپارچهای از باورداشتها و عملکردهای مرتبط به چیزهای مقدس است و … .این ادعای دورکیم که دین با امر مقدس سروکار دارد کم کم با چالش انسان شناسان، از جمله « گودی» روبرو شد . وی با توجه به ذات مقدس و فرا طبیعی دین که هدایتگر است و نسلهای دینداری هم در آن بودند که به مقدسات بها نمیدادند، به مخالفت با این معنی پرداخت. گودی میگوید مقوله بندی فعالیتهای مذهبی انسان برمبنای ادراک جهانی امری مقدس از سوی بشریت و درست تر از تقسیمبندی جهان به دو قلمرو طبیعی و فراطبیعی نیست که خود دورکیم نیز آن را رد کرده بود (کتاب گودی 1961 ص 155). به نظر " کار رابرستون "فرهنگ مذهبی به یک رشته از باورداشتها و نمادهایی اطلاق میشود که دربرگیرندة تمایزی میان امر تجربی و امر فرا تجربی با واقعیت متعالی میباشند. دراینجا امور تجربی اهمیتی کمتر از امور غیر تجربی دارند (رابرتسون 1970 ص 47) . " هورتون " نیز دین را چنین تعریف می کند: دین را میتوان بعنوان بسط میدان روابط اجتماعی انسانها به فراسوی محدوده های جامعه صرفاً بشری درنظر گرفت (هورتون 1960 ص 21). دین اساساً باید همانی باشد که هورتون آن را تعریف کرد. ایمان، نظامهای اعتقادی و عملکردهایش، فلسفههای زندگی و آیینهای رمزآمیزی را دربر میگیرد که مستلزم کنش متقابل با غیر انسانها برمبنای الگوی انسانی نیستند.
فصل دوم : عقل و دین
تبیین دین را به دو نظریه روانشناختی و جامعه شناختی تقسیم میکنیم. ضمن آنکه نظریه روانشناختی را نیز میتوان به دو نوع نظریه عقل گرایانه و عاطفه گرایانه بخش بندی نمود. نظریههای روانشناختی میگویند که دین امری فردی است و از سرچشمههای درون فرد برمیخیزد، حال آنکه نظریه جامعهشناختی میگوید دین به گروه و جامعه ارتباط دارد و دینداری فردی از سرچشمههای اجتماعی مایه میگیرد. برترین دانشمندان عقل گرا عبارت بودند از اگوست کنت، هربرت اسپنسر، ادوارد تایلر، چیمز فریزر. رهیافت عقل گرایانه زودتر از رهیافت فلسفهگرایانه صورت بندی شده و در تطابق با روند فکری سدة نوزدهم خصلتی بسیار تکاملی به خود گرفت. نظریههای روانشناختی عقلگرایانه، دین را محصول گرایش بشری به جستجوی شناخت جهان و ناشی از خرد انسانی و استعداد قیاس مصمم و نتیجهگیری از مشاهده و تجربه میدانند.
کتاب " کنت"با عنوان«درسهایی درباره فلسفه اثباتی»قانون سه مرحلهایاش را مطرح میکند. به نظر او جریان تحول عقلی بشریت را در سه مرحلة متفاوت خداشناسی، بعد طبیعی و اثباتی میتوان تشخیص داد. در نخستین مرحله که همان مرحلة خداشناختی است اندیشهها و تصورات اساساً ماهیتی مذهبی پیدا میکنند و مرحلة مابعد طبیعی، مرحلة گذرای میان خداشناسی و اثباتی است. کنت مرحله خداشناسی را به سه خُرد مرحله تقسیم میکند:
1ـ طلسم باوری: کنت در این مرحله براین باور است که همة چیزها حتی چیزهای بیجان هم زنده به روح و جانی مانند روح وجان انسانهایند؛
2ـ چند خداپرستی: در این مرحله چیزهای مادی دیگری زنده به روح یا جانی که در دل آنها خانه کرده باشد در نظر گرفته نمیشوند خود ماده به عنوان چیزی بی اثر پنداشته میشود که معرض ارادة خارجی یک عامل فراطبیعی است؛
3ـ تک خداپرستی: این مرحله با شکل گیری دینهای بزرگ جهان و پدیداری سازمانهای مذهبی مشخصی چون کلیسا معین میگردد.
کنت تصور نمیکرد که با ورود علم، دین بکلی ناپدید شود. او یک کلیسای اثباتگرائی را بنیان گذاشت. در اندیشه او، دین نه تنها کوششی برای تبیین و شناخت واقعیت است بلکه اصل وحدت بخش جامعه بشری نیز بشمار میآید . اگر دین سنتی میبایست بر اثر رشد علم از میان برود صورت مذهبی تازهای میبایست جای آن را بگیرد که بر اصول درست علمی استوار باشد. بنابراین، چون علمی که با فهم اصول وحدت و انسجام اجتماعی سروکار دارد جامعهشناسی است پس دین نوین نیز باید نوعی جامعهشناسی کاربردی باشد و جامعهشناسی هم باید بلند پایه ترین کاهن این آئین نوپدید دنیوی باشد.
جوانان و اوقات فراغت مجازی

| دسته بندی | علوم اجتماعی |
| فرمت فایل | doc |
| حجم فایل | 363 کیلو بایت |
| تعداد صفحات | 26 |
مقدمه
اینترنت عرصة مهمی را برای تحقیقات اجتماعی و آزمودن نظریههای مربوط به اشاعة تکنولوژی و اثرات رسانهها فراهم ساختهاست. بخشی از این جاذبه به واسطة قابلیت ادغام شیوههای ارتباطی و صورت محتوای ارتباط است. جاذبههای دیگر مربوط به اثرات و کارکردهای اجتماعی این رسانه و محیطهای مختلف آن برای افراد و اجتماعات محل زیست آنها و بهویژه برای جوانان بهعنوان پیشگامان نوآوری و مصرف این رسانة جدید میباشند.
طولانی شدن دورة جوانی و نوجوانی، رواج شیوههای جدید رفتار اجتماعی برایپر کردن فضای زندگی، فردیشدن و کمرنگشدن شکافهای متداول اجتماعی، اهمیت یافتن سبک زندگی و «سیاست زندگی» برای جوانان، از هم پاشیدگی شبکههای سنتی همسایگی و نوسازی شهری از جملة زمینههای اصلی هستند که شرایط جدیدی را پیش روی جوانان قرار دادهاند. آنچه در کنار این روندها و متاثر از رشد رسانههای جدید قابل ذکر است اهمیت بیش از پیش حفظ و تنوع در اوقات فراغت برای جوانان است. اولین نسل آشنا با کامپیوتر و تکنولوژیهای ارتباطی را باید نسل فعلی دانست. بسیاری از آنان میتوانند با طیفی از نرم افزارهای کامپیوتری کار کنند و بهراحتی آن را بفهمند. این تحولات تکنولوژیک علاوه بر تأثیر بر ذوق، سلیقه و نیاز ارتباطی آنها، گذراندن اوقات فراغت آنها را نیز تحت تأثیر قرار دادهاست. دو فرآیند «رسانهایشدن»( mediatisation) و «خانگی شدن»(domestification) توصیفکنندة گذران بخش عمدهای از فراغت جوانان در جوامع مدرن است. جوانان فراغت خود را بیش ازپیش در خلوت سپری میکنند و برای سرگرم شدن به طور فزایندهای به رسانههای جدید متکی هستند.
ارتباطات باواسطة کامپیوتر (CMC)، «فرهنگ فراغت» و «اجتماع فراغت» را نیز تحتالشعاع قراردادهاست. شبکههای کامپیوتری جهان فرهنگهای جدیدی را در ده سال گذشته پدید آوردهاند که تأثیرات شگرفی را در تعاملات و روابط اجتماعی برجای گذارده است. (رین گولد، 1994: 4)
چترومها (chat rooms) یا میدانهای چندکاربردی (multi-user-dungeons) بهعنوان یکی از پرطرفدارترین «میدانهای»
اینترنتی شرایط جدیدی را پیرامون کاربران خود قرار داده و مرزهای تازهای را در شکلگیری خردهفرهنگها، ارزشها و هویت جوانان پدید آوردهاند.
گمنامی، سرعت ارتباطات و سیال بودن آن پیامدهای گستردهای را در روابط جنسیتی و الگوهای ارتباطی و دوستیابی جوانان بر جای میگذارد. تداخل طبقه با جنسیت و جغرافیا میتواند فضای آزادکنندهای را برای دستهای از جوانان پدید آورده و مرزبندیهای رایج جنسیتی و اجتماعی را در فرهنگ جوانان کمرنگ سازد. ارتباطات اینترنتی در محیطهای چت، ضمن آنکه تقویتکنندة روابط غیر وابسته به زمان و مکان گردیده است، به محملی برای جستجو و ارضای کنجکاویهای جوانان نیز تبدیل شدهاست. علاوه بر این، فضای مجازی و دیجیتال اینترنت صورتهای جدید مشارکتهای اظهاری و عاطفی را جایگزین صورتهای متداول مشارکت سیاسی و اجتماعی در عرصههای «حقیقی» جامعه ساختهاست (نگاه کنید به سیورلا، 2000). در وجه منفی، استدلال بر این است که سرگرمیهای مجازی اینترنتی عموماًًٍَْْ به تقلیل سرمایة اجتماعی، انزوا و بریدگی از مشارکتهای محسوس و عینی (کرات و همکاران، 1998 ؛ نای واربرینگ، 2000)، تغییر روابط از اجتماعات و گروههای آشنا به اجتماعات شبکهای (مافلوسی، 1996 ؛ ولمن، 2001)، سوگیری جوانان به سوی آموزش موزاییکی (راشکوف، 1996) و نیز قطعهقطعهشدن افراطی (hypersegmentation) سلیقهها و خردهفرهنگها و در نتیجه تودهوارسازی (massification) (شیلز، 1963 ؛ نیومن، 1991) میانجامد.
در ادامه، چهارچوبهای مفهومی و نظری رایجی را که از منظر جامعهشناسی و یا روانشناسی اجتماعی به بررسی تأثیرات ICTs و بهویژه اینترنت بر جوانان و فراغت آنها پرداختهاند، به اختصار مرور کرده و آثار تواناساز و یا محدودکنندة محیطهای مجازی در چت رومها را مورد بحث قرارخواهیم داد.
زمینة تحقیق
نگاه جامعهشناختی به پدیدة اینترنت در پی بررسی تأثیرات اجتماعی آن بر روابط اجتماعی و تجزیه و تحلیل عوامل نهادی، سیاسی و اقتصادی است که رفتار کاربران را تحت تأثیر قرارمیدهد. این نگاه، چنانکه در مقدمة بحث بدان اشاره شد، به طیفی از اثرات اجتماعی تکنولوژیهای جدید اطلاعاتی و ارتباطاتی بر روابط و تعلقات اجتماعی، شکلدهی یک معنای عمومی جدید برای ارتباط، صورتهای جدید مشارکتهای اجتماعی و بازاندیشی و تغییر در هویتهای خودساخته تأکید دارد.
در وجه فراغت و سرگرمی نیز محوریت یافتن ارتباط و سرگرمی، از متن خارج شدن (decontextualisation) مکانها و تجارب اوقات فراغت (نگاه کنید به رابرتز، 1998)، رواج شکلهای سرگرمی غیروابسته به زمان و مکان، چندوظیفهای شدن رسانههای جدید و لذت بردن جوانان از توانایی انجام همزمان چند وظیفه و امکانپذیر ساختن انواع جدیدی از مشارکتهای عاطفی و زیبایی شناختی و فرهنگی از جمله مشخصههای اصلی رسانههای جدید و بهویژه اینترنت میباشد. رویکردهای غالب در بررسی تأثیرات اجتماعی و روانی ICTs بر جامعه را در دو دستة کلی تکنولوژیکی و اجتماعی میتوان قرارداد. رویکردهای تکنولوژیک نقش رسانههای جدید را در روابط و تبعات اجتماعی آن تعیینکننده میدانند و در بررسی نهایی تکنولوژی را شکلدهندة روابط اجتماعی و شکلهای تحول آن تلقی مینماید. نظریههای چندی از این منظر به رسانههای جدید توجه کردهاند. برای نمونه میتوان مدل حضور اجتماعی (social presence model) که فردی بودن ارتباطات کامپیوتری را زمینهساز اثرات اجتماعی کمتر آنها میداند، نظریة غنای رسانهای (media richness theory) که توانایی تأثیرگذاری بر روابط اجتماعی رسانهها را تابع ظرفیت آنها در انتقال پیامها و نشانههای اجتماعی میبینند و غنای رسانهها را عامل تعیین کنندة انتخاب آن از جانب کنشگران میدانند، و نظریة شیوة پردازش اطلاعات اجتماعی (social information processing model) اشاره کرد که به دنبال تبیین اثرات محدود کنندة ارتباطات کامپیوتری است و این محدودیت را مخل کیفیت ارتباطات اجتماعی میداند. در مجموع رویکردهای فوق به ابعاد اجتماعی رسانههای جدید اطلاعاتی و ارتباطاتی به صورت حاشیهای و با اهمیت کمتر نگریسته و در تحلیل نهایی قائل به قابلیت تقلیل اطلاعات کامپیوتری به بایتهای اطلاعاتی هستند (برای مرور جامع رویکردهای تکنولوژیک نگاه کنید به اسپیرز، 2000).
رویکردهای جایگزین در مطالعة اثرات رسانهها در مقابل به عوامل اجتماعی توجه بیشتری نشان میدهند. نظریههایی همچون استفاده و التذاذ (uses and gratifications) ، مبادله (exchange) ، سازهگرایی اجتماعی (social constructionism) و نظریههای تعاملی (interactionism models) ، از جمله رویکردهای غالب در این دسته بهشمار میآیند.