بررسی موقعیت جغرافیایی ایران

| دسته بندی | جغرافیا |
| فرمت فایل | doc |
| حجم فایل | 49 کیلو بایت |
| تعداد صفحات | 88 |
موقعیت جغرافیایی ایران بگونه ای است که همواره مورد سکونت انسانها از هزاران سال پیش از تاریخ قرار گرفته است. نجد ایران مثلثی است بین دو فرورفتگی خلیج فارس در جنوب و دریای خزر در شمال. کوههای مغرب یا سلسله زاگراس از شمال غربی به جنوب شرقی امتداد یافته است و سلسله جبال البرز در قسمت شمالی مثلث مذکور قرار گرفته است.
به شهادت تاریخ و گواهی باستانشناسانی که از سالها قبل از این، در مناطق مختلف و بر روی آثار بجای مانده از ایران باستان کند و کاو می کردند نجدایران از جمله اولیه نواحی سکونت بشر اولیه بوده است. در قسمت داخلی نجد ایران از جمله مناطقی که مورد سکونت قرار گرفته است دشت پهناور خوزستان یا سوزیانای[1] قدیم است این دشت که در قسمت جنوب غربی قرار گرفته است همان امتداد دشت بین النهرین است.
تحقیقات باستانشناسی نشان داده است که انسان عهد حجر که تازه از کوه فرود آمده و در دشت سکونت گزیده بود بر روی مسیر کمانی شکل اطراف کویر نمک واقع در مرکز ایران ساکن شد. (هزاره پنجم ق.م) از جمله قرارگاههای انسانی بر روی این مسیر سیلک کاشان، قم، ساوه، ری و دامغان است.
بشر اولیه تا زمانی که یکجا نشینی را آغاز نکرد نتوانست به طور مطلوب از صنایع مختلف از جمله سفالگری، کشاورزی، دامداری و غیره بهره لازم را ببرد. اگرچه باستانشناسان، قدیمی ترین ظروف گلی حرارت دیده را به هشت هزار ق.م نسبت میدهند و نمونه آن در غار کمربند در نزدیکی بهشهر بدست آمده لیکن سفالهای این دوره ضخیم، کم پخت، شکننده، خشن، قهوه ای رنگ و بدون نقش است و در آن مقدار زیادی علف به عنوان شاموت[2] بکار رفته است و این نشاندهنده آن است که سفال در این سالها در مرحله ابتدایی پیشرفت خود بوده است و احتمالاً مدت زمان زیادی از استفاده پوسته کاسه ای گیاهان و قطعات سنگی با سطح مقعر به عنوان ظرف نگذشته بوده است.
در مرحله بعد با گذشت زمان و تشکیل دهکده ها و پیشرفت صنایع مختلف بخصوص سفالگری، ظروف سفالی ظریفتر، با ضخامت کمتر و با درجه حرارت بالاتر پخته شدند و کم کم نقوش مختلف با تکامل تدریجی خود بر روی ظروف بکار گرفته شد که این تکامل تدریجی را با بررسی لایه های مختلف تپه های سیلک کاشان، شوش و سایر نقاط می توان مشاهده کرد.
همزمان با شکل گیری نقوش تزئینی بر روی سفال، با هنر نقش برجسته در این دورهها روبرو هستیم. هنر نقش برجسته از هنرهایی است که ایرانیان باستان از هزاران سال پیش از تاریخ به آن توجه داشتند لیکن این هنر در اندازه های بزرگ آن بیشتر بر روی سنگ و با حجاری اجرا می شد و فقط اندازه های کوچک آن بود که به کمک فلز و گاهی گل انجام می شد. نقوش این نقش برجسته ها در بیشتر مواقع واقعی و در مواردی در دوره هایی خاص نقوش تجریدی بکار می رفت.
امروزه نقش برجسته ها بیشتر حالت تزئینی یافته اند و در اندازه های مختلف بیشتر با گل برای تزئینات داخلی و خارجی بکار می روند. آنچه باعث کاهش ارزش این آثار به عنوان هنر می شود طرحهایی است که هنرمندان اجرا می نمایند. بیشتر طرحهایی که امروزه نه فقط در نقش برجسته بلکه در هنرهای دیگر نیز اجرا می شود چیزی جز تقلید زود هنگام از هنر غرب نیست که هیچ گونه سنخیتی با فرهنگ و تمدن ایرانی ندارد. تمدنی که در آن با وجود همه پستیها و بلندیها، هنر روال طبیعی تکامل خود را طی کرد و در این راه هیچگاه از چهارچوب روح ایرانی خارج نشد.
در طراحی پروژه عملی ارائه شده سعی شده است نیم نگاهی به هنر اصیل ایرانی، سفالگری و هنر اصیل ایرانی، نقوش روی سفال، صورت گیرد.
در طراحی این نقوش، از نقاشی های اجرا شده بر روی سفال پیش از تاریخ بخصوص در سه منطقه سیلک کاشان، شوش و تل باکون الهام گرفته شده است.
در این رساله نیز هر چند سعی شد تا نقوش بیشتر از حیث معنی و مفهوم مورد بررسی قرار گیرند ولی بدلیل کمبود منابع این منظور به طور کامل برآورده نشد.
فصل اول
1- اهمیت هنرهای ایران (تزئینات و آرایه ها)هنر از جمله اموری است که در هزاره های پیش از تاریخ هم همراه همیشگی بشر بوده است و همگام با پیشرفت فرهنگ و تمدن بشر به رشد و توسعه خود ادامه داده است و امروزه که بسیاری از علائم و نشانه های فرهنگ و تمدن های قدیم از بین رفته است آثار هنری که از آن زمان باقی مانده است تا حدود زیادی به دانسته های ما در مورد این تمدنها و فرهنگ انسانهای پیش از تاریخ می افزاید البته در این میان ایران از جمله مناطق محدودی است که مورد سکونت بشر اولیه قرار گرفته و هنر در این سرزمین مورد توجه خاص بوده و با ویژگیهای مخصوص این سرزمین تکامل یافته است.
دکتر آرتور اپهام پوپ در مورد اهمیت و ویژگیهای هنر ایران چنین می نویسد: «در سراسر تاریخ دراز و پر حادثه ایران که پر از انقلابها و پیروزیها و شکستها و کام و ناکامیهاست و همیشه در پی هرافول و نزولی صعود و ترقی پرثمری داشته هنر بزرگترین مایه و صفت خاص آن و هدیه دائم ملت ایران بتاریخ جهان بوده است.
هنر ایران در درجه اول به زندگی پیوند نزدیک دارد و تار و پود آن از تجربیات بشری بافته شده است. آنچه را که خوار مایه و بازاری است می آراید و زیور میبخشد. در همه دوران ایران باستان هنر ایران نیروهای آسمانی را می جوید و میکوشد با وسایلی که دارد با این نیرو ارتباط بیابد، از او یاری بخواهد، قهر و خشم او را فرو بنشاند و او را مدح و ستایش کند. از قدیمترین زمان اگرچه هنر امری عادی و معمول بود ایرانیان برای زیبایی مقامی بلند قائل بودند. در طی قرنها همیشه ذوق و فهمی عام و استادانه مایه ترقی هنر بود. حمایت شاهان که نسبت به هنر دلبسته و کریم بودند پیوسته وجود داشت و زیبایی همیشه و در هر امری به مقام عالی می رسید.
هنر با زندگی پیوسته بود و انواع هنرها نیز با یکدیگر پیوند داشتند شیوه تجزیه و تقسیمی که امروز معمول است شاید در نظر هنرمند ایرانی عجیب می نمود. هر هنری از هنر دیگر مشتق می شد. اغلب موضوع نقاشی و شاعری یکی بود و شاعر و نقاش هر یک نکاتی از الهامات ذهن خود را بدیگری القا می کردند. هر دو در اجرای امر واحدی می کوشیدند و اینقدر کم در بند شهرت و نام خود بودند که ایثار نفس و فروتنی ایشان برای ما موجب تعجب است»[3].
هنرمند ایرانی در راه ایجاد اثر هنری خود پیوسته به هدف و آرمانی و الهامی اندیشید و با این اندیشه احساسات درونی خود را به دنیای مادی منتقل می کرد و به خاطر وجود همین تفکر و جنبه فراطبیعی هنر هیچگاه در پی بجا گذاشتن نام و نشانی از خود بر نیامد.
«هنر ایرانی بر تزئین مبتنی است. از همان آغاز هنرمندان خواسته اند نقشهایی را که کنایه و نشانه ای از اشکال و امور خارجی است بنگارند و این شیوه در نظر بعضی از فیلسوفان عمل اصلی و خاص ذهن بشری است. در این شیوه امور خارجی با نقشهایی تصویر می شود که آنها را تعبیر و تنظیم می کند. این گونه نقشها نه همان اشیاء را به صورت انتزاعی نشان می دهد بلکه جنبه عاطفی آنها را نیز جلوه گر می سازد و چون این نقوش بر عادات و عقاید دینی مبتنی باشد و رابطه میان هر علامت با آداب مذهبی ادراک شود ممکن است عمیق ترین تاثیر را بوجود بیاورد.
ابهت و جنبه روحانی هنر باستانی ایرانی بسبب آنست که کمال آن در تزئین مطلق است. تزئین که منبع اصلی و هدف هنر ایرانی است تنها مایه لذت چشم یا تفریح ذهن نیست بلکه مفهومی بسیار عمیق تر دارد.
نخستین ادراک مبهم ولی اساسی که بشر از جهان داشت با نقوش و اشکال تزئینی صورت خارجی یافت و بوسیله همین نقوش انسان با سرنوشت دشوار و پرخطر خویش ارتباط بیشتری پیدا کرد. هر نقش و شکلی وسیله ای برای پرستش و مایه ای برای راز و نیاز و آرامش و نیروی باطنی گردید. بسبب مجموع این امور هنر تزئینی ایران که از تجربیات ضروری ناشی شده بود به بالاترین درجه کمال رسید و چون پیوسته بتاثیر این عوامل ظریفتر شده و توسعه فراوان یافته است اکنون می تواند مستقیماً با دل آدمی سخن بگوید.»[4]
چنانچه امروزه با مشاهده نقوش تزئینی بر روی اشیاء بجا مانده از آن دوران دریافته می شود که نقوش طراحی شده توسط هنرمند آن زمان اگرچه دارای اشاراتی به زندگی و عالم واقعی است لیکن بیشترین توجه آن به سمت عالم غیر واقعی و روحانی است.
«این نقشهای رمزی برای آنکه در ذهن انسان تاثیر کند و روح را به هیجان بیاورد لازم بود که با وجوه اصلی ادراک بشری متناسب گردد. نقاشان می بایست زبانی برای بیان عواطف کشف کنند، نه تنها به منظور آنکه نقشهای شناختنی حاکی از اشیاء و وابسته به زندگی بوجود آورند، بلکه به آن قصد که اندیشه خود را با نقوشی بیان کنند که هر یک بخودی خود دارای تاثیر خاصی باشد. البته این روش با علم و اراده هنرمند پیش نمی رفت اما هنرمندان کهن که نخستین نگارگران ظروف سفالی بودند علائم و اشکال خاصی ابداع کردند که در نهایت وضوح و شدت تاثیر بود و این نقوش قراردادی برای ذهن خیال پرور ایرانیان راه توسعه و ترقی را گشود. نقاشان این اه را در طی هزاران سال پیمودند. نقاشان ایران در عین آنکه به رسوم کهن پایبند بودند و آن را با متانت و وفاداری حفظ می کردند در تکمیل آن رسوم و ابداع دقایق جدید کوشیدند. اگر این هنر بر اثر حوادثی که نیروی ملی ایران را ناتوان می کرد گاهی رو به ضعف نهاد قالبهای آن روح کهن را حفظ کرد و زمینه را برای تجدد و تجدید رونق آماده نگهداشت.»[5]
این به نحوی بود که با وجود فواصل زیاد از نظر مکانی و زمانی بین تمدنهای مختلف که گاهی به صدها کیلومتر و هزاران سال می رسید و نیز دگرگونیهای اساسی در تمدنها، روح حاکم بر هنر ایرانی هیچگاه به طور کامل از بین نرفت و با نابود شدن یک تمدن هنر ایرانی در منطقهای دیگر از این سرزمین با همان روح حاکم به تکامل خود ادامه داد.
«این امر که در ایران نقاشی تابع شعر و اندیشه های دینی و فلسفی است نباید اتفاقی تلقی شود، ایرانیان چنانکه ادبیات هزار ساله ایشان نشان می دهد شاعرترین ملتها هستند. برای این نوع نقاشی که معمول هنرمندان ایران است در زبانهای اروپائی اصطلاحی که کاملاً متناسب با آن باشد وجود ندارد، کلمات تزئین و آرایش هر دو مفهوم پست تری دارند و حاکی از اموری است که فرع و تابع حقیقت و اعتبار ملی است.
شاید بسیار اشتباه نکرده باشیم اگر هنر ایران را هنر نقش مطلق بخوانیم یعنی هنری که باید ما نند موسیقی و معماری تلقی شود. راستی هم غالباً مهمترین نمونه های هنر تزئینی به موسیقی مرئی تبدیل شده است، زیرا که این هنر از زیبایی و کمال اجزاء، و حسن ترکیب آنها به صورتی با معنی و موثر و در هیاتی که دارای قدرت تاثیر باشد حاصل می شود و هرگز اشیاء را با صفات اصلی که معرف جنبه خارجی یا جاندار آنهاست نمایش نمی دهد.
چنین هنری در دست استادان فن دارای چنان قدرت و نفوذی است که هرگز نمایش طبیعی اشیاء به پای آن نمی رسد. گویی تا عمق وجود ما تاثیر می کند. گاهی چنان لذتی می یابیم که از خود بی خود می شویم و گاهی از تماشای آنها آرامشی لطیف در روح ما پدید می آید.
برای آنکه نقاشی در خور احترام باشد لازم است که هدف آن از تقلید و نمایش طبیعت فراتر رود. نخستین شرط ضروری زیبایی، کمال نقش است و کوشش در حصول این کمال مهمترین وظیفه هنرمند بشمار می رود و این نکته که تازه در مغرب زمین مورد قبول قرار گرفته است در آسیا همیشه امری مسلم و عادی شمرده می شد. اما ادراک زیبایی نقش مطلق بوسیله استدلال ممکن نیست و قابلیت این ادراک را نه به آرزو و نه به دعوی می توان کسب کرد.
تجربه ای دقیق و احساسی صادقانه و قابلیت ادراک کمال، و همدلی با طبیعت، و تخیلی پرورده و منظم چنانکه بوسیله موسیقی و ریاضی کسب می شود، و نیروی حفظ آداب و سنت های کهن و عادت به آنکه بتوان از صورت به معنی و مبدا پی برد، و استادی و مهارتی از روی علم و آگاهی تا هنرمند بتواند آن معانی را که دریافته است بپروراند و صورت و شکلی به آن بدهد، این صفات لازم است تا هنر طراحی یا نقش مطلق به حد کمال خود برسد. هنر ایران در همه دوران خود و در طی قرنهای متمادی این صفات را داشته است.»[6]
البته باید این را هم گفت که همانطور که هنرمند پیش از تاریخ باید دارای خصوصیات ویژه می بود تا بتواند این نقوش را بپروراند و طراحی کند امروزه نیز با مشاهده ساده و عدم تعمق، این نقوش به صورتی اگرچه زیبا، بی مفهوم دیده می شود و بدون تامل و تفکر و تحقیق نمی توان به مفاهیم عمیق این نقوش پی برد.
«در ایران هنر به آهستگی تکامل یافت و اصول و مبانی خود را که به محک زمانی آزموده شده بود تکمیل کرد و در عصرهای متمادی همچنان سلطه داشت. یکی از این مبانی صراحت و روشنی بود. ذهن ایرانی بنهایت منطقی و استدلالی بود حتی خیالپردازیهای او چه در افسانه ها و داستانهای پریان و چه در توصیف دیوهای نابودنی اغلب رنگ زندگی و امکان قبولی داشت.
اما این اصرار در صراحت و جستجوی کمال در حسن نظم و زیبایی حرکت و خط و رنگ هرگز هنری سرد و دور از زندگی بوجود نیاورد. البته اعتراف باید کرد که گاهی ممکن است بیش از آنچه باید دقیق و تعمدی و ملال انگیز باشد اما این گونه نقصها در هر شیوه ای هست. بر روی هم هنر ایران همیشه متعادل و متناسب و جا مع بوده است.
طراحان هنر ایرانی از هنرمندان کشورهای دیگر در ایجاد طرحهای در هم پیچیده که بهم انداختن و هموار کردن آنها مستلزم چیره دستی و قوه تخیل است مهارت بیشتری داشتند و در عین حال در تبدیل شکلها به ساده ترین صورت استادی خاصی نشان میدادند. در ترسیم خطوط پیرامون شکلها بطریقی که خصوصیات نقش را جلوه بدهد استاد مسلم بودند و خوب می دانستند که چگونه می توان امری را با خطوط ساده بیافراط در نقوش و صور بیان کرد.
اگرچه هنر ایرانی در بعضی از دورهها تنها در پی آن بود که با سادهترین و سریعترین وسیله تاثیری عظیم ایجاد کند در تمام ادوار مهارت و ریزهکاری در آن اهمیت فراوان داشت. در ضمن جستجو و کوششی که ایرانیان برای تکمیل هنر خود بکار می بردند گاهی نیز خواه بر اثر توجه خود و خواه در نتیجه تاثیر یونان و روم به تقلید طبیعت و نمایش امور واقعی پرداختند و در آن به مقامی عالی رسیدند. اما این شیوه هیچگاه ایرانیان را خرسند نکرد. این کار در نظر ایشان سطحی و خصوصی و فردی جلوه می کرد. ذوق ایشان بیشتر در نمایش اشکال طالب آن شیوه بود که از قید زمان و مکان آزاد باشد و طعم فنا ندهد بلکه بسوی بقا میل کند.»[7]
اگرچه امروزه علم باستانشناسی پیشرفت شایانی نموده است و می توان بوسیله این علم تاریخ و اطلاعات بسیاری در مورد تمدن و فرهنگ های پیش از تاریخ بدست آورد لیکن هنر بشر پیش از تاریخ نقش بسیار عظیمی را در پیشرفت این علم ایفا کرده است و در واقع علم باستانشناسی بر پایه آثار هنری استوار گشته است به گونهای که اگر انسان پیش از تاریخ هیچ گونه اثر هنری از خود باقی نگذاشته بود دانسته های ما بسیار ناقص تر از آن چیزی بود که در حال حاضر می دانیم.
خانم لیلا رفیعی در کتاب خود چنین می نویسد:
«هنر اقوام و ملل در حکم حرکتی بالنده تحت تاثیر شرایط ویژه اجتماعی- اقلیمی مسلط بر محیط زیست انسانها و محل نشر و نمای آنان. هنرهای ملی عموماً نشانههایی است از سیر تکامل فرهنگ و اوضاع و احوال ویژه هر قوم.
از جمله مدارک موجود برای ثبوت غنای فرهنگی هنری و رشد و نمو تمدن هر قومی در دوران باستان پیشرفت هنر سفالگری آن قوم است. در ایران باستان نیز سفالگری از لحاظ صنعتی، اجتماعی و اقتصادی کهنترین، جالبترین و مهمترین هنرها محسوب می شود و ارزش هنری و فنی آن گویای قدر و منزلت والای این هنر در این منطقه بسیار کهن است.»[8]
این هنر تنها هنری است که تقریباً از همان اولین روزهای متمدن شدن بشر باوی همراه بوده است و همگام با متمدن تر شدن او تکامل یافته و نیز امروزه به میزان فراوان در مناطق مختلف باستانی همانند سندی مکتوب بدست ما رسیده است.
«در واقع هنر سفالگری به دلیل عمومیت و مردمی بودن آن در هر منطقه، ناحیه و حتی کارگاه گویای ویژگیهای اقلیمی، تاریخی، اجتماعی، اقتصادی، فرهنگی و هنری کسانی است که در آن منطقه می زیسته اند. زیرا طرز ساخت ظروف و اشیاء سفالین از نظر روش فنی، اشکال، رنگها و نقوش تزئینی مورد استفاده زبان گویایی است که پس از هزاران سال ما را به شیوه تفکر و قدرت تخیل سازندگان آن آشنا می کند و رازهای بسیاری را که نگارش و تکلم قادر به انتقال آن نبوده است بر ما فاش می سازد.
سفالگر باستانی به دلیل نبود خط و کتابت از طریق تغییراتی که در شکل ظاهری و نقوش تزئینی بوجود می آورده افکار خود را در رابطه با طبیعت و جامعه زمان خود به ما منتقل کرده است، استادی و مهارت این سفالگران اولیه در طرحها و نقوش و فنون مختلف گاه بسیار شگفت آور است.
شاید به جرات بتوان گفت که سفالگری تنها چیزی است که از هزاران سال پیش از تاریخ تا امروز ادامه یافته و در ایران نیز از نظر تنوع سبکها، تحول روشهای فنی، فراوانی فرمها و غیره با دیگر هنرهای کهن مقایسه پذیر نیست بلکه از آنها با ارزشتر و ستایش انگیزتر است.»[9]
هنر سفالگری به خاطر مواد و مصالح مخصوص به خود هیچگاه به سادگی دچار آسیب نمی شود و اگر مستقیماً در مقابل عوامل جوی قرار نگیرد هزاران سال به طور سالم باقی می ماند و می بینیم اگرچه هنری چون فلز کاری هزاران سال بعد از سفالگری بوجود آمد اما آثار فلزی بجا مانده از اولین دوره فلز بسیار کمتر از ظروف سفالین ابتدایی است.
«سفال ایرانی پیوسته به عنوان هنری مردمی شناخته شده است. از طریق سفالینههاست که مزیت و قدرت آفرینش صنعتگران و عمیقترین جلوه های بیان آنها را در می یابیم. زیرا این هنر که از دوران پیش از تاریخ مضامین مختلفی را بیان کرده است تنها یک بیان ظاهری نیست بلکه صنعتگر در حقیقت از طریق آن دید خود را از طبیعت بوسیله طرحهای زینتی نشان داده است و همین عینیت هنرمندانه بوده که مردم ایران را به عنوان استادان سربلند سفالگری معرفی کرده و دستیابی به ابتکارات مختلف در روشهای فنی جدید و بهره وری از امکانات و طرحهای گوناگون و زیبا و آفرینش مضامین زینتی جدید را برای آنان ممکن ساخته است.
اندک تحقیق و شناختی در تایخ سفال کهن ایران نشان می دهد که گرایش شدید به جستجوی مضامین زینتی تازه و پدید آوردن روشهای فنی بهتر و جدیدتر در تمام اعصار هنر ایران نیز یافت می شود. در دوران پیش از تاریخ سفالگر ایرانی قادر به ساختن زیباترین سفال منقوش در جهان بوده است.
هنرمند سفالگر دوران کهن بدون در دست داشتن ابزار پیشرفته کنونی و بدون بهرهگیری از دانش امروزی توانسته است با قدرت درک عمیق و احساس بی نظیر خلاقیت خود را همراه با اصالت و طبیعت نشان داده و ابدیت را نمایان نموده و اینها مضمونهایی است که در سفالگری امروز به ندرت به چشم می خورد.
باید اعتراف کرد که بیان هنرمندان سفالگر در دورانهای باستانی بسیار گویاتر، عمیقتر و با احساستر از سفالگر امروزی بوده است. سفالگر این دوره با وجود استفاده از جدیدترین اختراعات علمی، دیگر امکان یا فرصت انتقال مفهوم یا مضمونی را به بیننده ندارد و تنها در فکر تکثیر و بالا بردن میزان تولید خویش است.
تعریف سفال:سفال= سفال= سوفال= سوفار= سفاله. این اصطلاحات همگی به معنای اشیاء ساخته شده از گل پخته هستند.
اصطلاح سفال به معنای عمومی پوستهای گردو، پسته، بادام، فندق و پوست انار خشک نیز آمده است.
سفال در واقع نخستین محصول هنری و صنعتی مردمان اولیه (پس از سبدبافی) و حاصل نیاز و شعور آدمی در بکارگیری عوامل طبیعت است و از آنجا که مواد اولیه آن: خاک، آب و آتش در سرزمینهای محل سکونت بشر یافت می شده نشانه های تولید آن را در تمامی نقاط مسکونی انسان مشاهده می کنیم.»[10]
سفال ایران در دوران پیش از تاریخسفالگری در ایران بر پایه و مبنایی استوار بنا گشته است یعنی دارای چنان قدمتی است که هرگز نمی توان گفت هنری عاریتی از سرزمینی دیگر است. از ابتدا در همین سرزمین ابداع شده است و در همین سرزمین توسط اقوام مختلف تکامل یافته است.
«سفالگری فعالیت اصلی جامعه روستایی ایران باستان بوده است. سفال ایران شیوههای وسیع و متنوعی را دنبال کرده که بازتابی است از ویژگیهای جغرافیایی شهرها و مناطق کوهستانی مختلف، دره های عمیق و دشتهای گسترده به طوری که هر منطقه هویت ویژه خود را در تولیدات سفالینش جلوهگر ساخته است. در واقع سفالگری هنری است که به صورت سنتی از ادوار بسیار کهن طی گذشت هزاران سال اصول فنی با ارزشی را تا امروز حفظ کرده است. ارزش هنری سفال امکان شناخت حرفهها، صنایع جوامع و دیگر آثار مادی طوایف بشری در قلمرو فرهنگهای گوناگون را فراهم می سازد.
یک شیء سفالین نه تنها سلیقه ابداع کننده بلکه نشانه های معینی از زندگی اجتماعی و دوره زندگی و ویژگیهای مادی و معنوی آن را به ما نشان می دهد و وسیله مستقیمی برای شناسایی تمدن شهرها، ادوار و اقوام مختلف است زیرا هر ملتی برای تزئین سفالهای خویش نشانه ها، اشکال و تزئینات ویژه خود را بکار می برده است. شکل، رنگ، نقش، لعاب و میزان حرارت و حتی نوع خاکی که هنرمند برای کار خود انتخاب کرده است مجموعاً نهادها و نشانه هایی هستند برای برقراری ارتباط میان انسان امروز و نیاکان هزار سال پیش او و از راه آشنایی با این زبان ویژه می توان به راز و رمز زمان و محیط اجتماعی و طبیعی هر منطقه نزدیکتر شد.
ژان لوئی اوئو، شوش را نخستین کانون سفال منقوش شناخته و تاریخ آن را هزاره پنجم پیش از میلاد معین کرده است.
بررسی اسلام گرایان (پدرسالاران)

| دسته بندی | تاریخ و ادبیات |
| فرمت فایل | doc |
| حجم فایل | 26 کیلو بایت |
| تعداد صفحات | 31 |
مقدمه
در فوریه 1917 روسیه سلطنتی، نصف اروپا، یک سوم آسیا، تحت رژیم پلیسی انعطاف ناپذیر و متمرکز ی زندگی می کرد و تنها یک قدرت سیاسی درآن به حساب می آید و آن شخص تزار بود. روسیه به عنوان یکی از مقتدرترین، کم تمدن ترین و تسخیر ناپذیر ترین دولت های زمان شهرت داشت.
درباره روش ها و هدف های انقلاب روسیه هر طور قضاوت شود تردیدی نسیت که این انقلاب ارزش بررسی و تعمق را دارد. از لحاظ اجتماعی، اقتصادی و تکنیک بسیار عقب مانده بود و حدود 90 درصد از مردم این کشور تحت نظام ارباب رعیتی سرواژ به کشاورزی بود.
انفجار انقلابی 1917 ریشه های عمیقی داشت، عدم رضایت قرن ها بود که رویهم انباشته شده بود، طبقه دهقان یعنی 85 درصد جمعیت از قدیمی ترین ایام زیر چکمه بردگی تقریبا کامل زندگی می :ردند در حالی که در قسمت های دیگر جهان وضع زندگی دهقان به تدریج بهتر می شد در روسیه رژیم سرواژ پیوسته سخت تر می گردد.
فقر عظیم دهقانان بیش از اینکه نتیجه فقدان زمین که امری مسلم بود باشد، ناشی از روش های بیش از حد ابتدایی کشاورزی بود.دهقان آزاد شده که پرداخت بهای باز خرید دست و بالش را بسته بود، می دید روزی که او بتواند برای بازده زمین مورد بهره برداریش به قدر کافی سرمایه بیندوزد، به این زودی ها نخواهد رسید.
افزون بر این دهقان صاحب اختیار خود نبود، اگر او از قید مالک زمین آزاد شده بود کماکان به تمدن روستایی که عنصر تشکیل دهنده اصلی و بنیادی سازمان هاست به شمار می رفت، وابسته بود. این رویه تا انقلاب 1905 که لنین آن را تمرین عمومی انقلاب 1917 می نامید ، حکمفرمان بود این ضربه بزرگ لازم بود تا طبقات مسلط به طور جدی در صدد ایجاد یک طبقه خرده دهقان برآیند تا در برابر تبلیغات گروه های افراطی محکمترین نقطه اتکا نظام اجتماعی باشند.
رشد طبقه کارگر، به منتها درجه زنده نیز عامل بی نهایت مهم در جامعه روسیه قبل از انقلاب به شمار می آید. سرمایه داری به اسلوب غربی دیر وارد روسیه شد. به همین دلیل بود که بر شالوده های کهن و قدیمی پیشرفت های بی نهایت سریع کرد. در مورد رونق بزرگ صنعتی می توان گفت که بین رویدادهای تازه ای که قبل از جنگ در روسیه به وقوع پیوست مهمترین آنها بود اگر این رونق چنین گستره ای داشت دقیقا به این سبب بود که در چهارچوب عقب ماندگی کشور روی دارد.
هیچ چیز حیرت انگیز تر از تضاد بین وضع صنعت و کشاورزی نبود. سرنوشت ساز ترین جنبه این فرآیند یکی از نتایج سیاسی آن بود. تمرکز کارگران در کارخانه های خیلی بزرگ، معنی بسیار ساده آی داشت. کارگران هر روز با یکدیگر در تماس بودند. شرکت آنها در مبارزات یگانه روزانه برای تامین زندگی آنها را متحد کرد. این وضع با متحد کردن آنها و با ایجاد روحیه دسته ای و گروهی درآنان صرف نظر ازایداولوژی یا اندیشههای سیاسی
این افراد به یک عامل ویژه بسیارمهم درسطح کل جامعه تبدیل کرده بود.(کارمایکل 1363، 3-12).
درواقع امواج انقلاب در اروپا ، روسیه تزاری را نیز تحت تاثیر خود در آورده بود. دکابریست ها با ایجاد مجمع نجات خواستار ایجاد اصلاحاتی در نظام سیاسی اجتماعی روسیه گردیدند. این شورش که عمدتا توسط عده ای از روشنفکران، ثروتمندان، مالکان و نظامیان صورت پذیرفته بود، به علت ماهیت غیر توده ای آن به شدت سرکوب گردیده و عاقبت ناکام ماند.
نهضت ملی روسیه پس از ناامیدی مردم از اصلاحات سال 1961 میلادی تزار الکساندر دوم در قالب 4 جریان شکل گرفت که این جریان ها نارضایتی توده های را سازمان داده و درنهایت زمینه های انقلاب اکتبر 1917 را به وجود آوردند.
الف) مردم گرایان یا پوپوکسیت ها (دهقانان) نهضت مردم گرایی متکی بر پرستش مردم بوده و معتقد بودند که تنها یک سوسیالیسم ارضی که بر مبنای کمون روستایی استوار باشد، می تواند روسیه را نجات دهد. اینها معتقدند دهقانان در تضاد شدید و ریشه ای با حکومت تزاری قرار داشتند و در پی متشکل ساختن آنها بودند. مردم گرایان اعتقاد شدید به شورش و طغیان داشتند و از درون این جنبش مردم گرایی یک جناح تروریست به وجود آمد که به قتل الکساندر دوم فعالیت خود را به اوج رساندند. از معروف ترین چهره های مردم گرایی روسیه،نوچایوف، باکونین، پیتر لاوروف و تکاچوف بودند.
ب) مارکسیت ها (کارگران) بر ظهوریک طبقه کارگر (پرولتاریا)توجه داشتند که به نظر آنها می بایست وظیفه برپا کردن انقلاب را بر عهده گیرند. در واقع مارکسیسم روسی ترکیبی بود از امید مسیحیایی نیرومند ویک متدولوژی که علمی وانمود می شد.
ج) گرایش به غرب
د) اسلام گرایان (پدرسالاران)
در برابر غرب گرایان گروه هایی از روشنفکران از روسیه گرایش به فرهنگ و سنت های ملی ملی روسها و اسلارها را مورد تاکید قرار می دادند دراین باور بودند که روسیه تزاری باید با تکیه بر ویژگی های انحصاری فرهنگی و تاریخی خویش در پی تحقق رسالت تاریخی خود و نه پیروزی از غرب باشند. از این نظر آنها پطر کبیر با انهدام زندگی سنتی روسها سبب تضعیف کلیسای ارتودوکس نیز گردیده بود. (چزوه استاد میرحسینی صفحه 3 تا 18)
عوامل پیدایش انقلاب سال 1905 م :
1- شکست روسیه از ژاپن در سال 1905
2- افزایش تبلیغات، بولشوییک ها علیه حکومت تزاری
3- نارضایتی مردم از اوضاع اقتصادی، اجتماعی و سیاسی جامعه
4- گسترش اعتراضات و اعتصابات کارگری و شورش های دهقانی
5- ادامه قیام توده ای و درگیری های مسلحانه
نطفه های انقلاب:
اگر در جستجوی نطفه های انقلاب 1917 باید انقلاب 1905 را مرور کنیم. برای یافتن ریشه های اصلی این یک باید بیشتر به عقب برگردیم. منشا برخورد طولانی بین جامع و رژیم سلطنتی را که در 1917 به سقوط امپراتوری300 ساله، خانواده رومانوف و کمی بعد به استقرار رژیم کاملا تازه ای در روسیه منجر شد. باید در اصطلاحاتی که در غیر قرن دوم ، نوزدهم، در این کشور انجام گرفت جستجو کرد.
در دوران سلطنت الکساندر دوم (1881-1855) اصلاحات عمیقی درجهت نوسازی جامعه روس از جمله القای «سرواژ » وایجاد شوراهای محلی ، «زمستوا» و تغییرات در سیستم قضایی صورت گرفت. محرک الکساندر در این اصلاحات عوامل اقتصادی و اجتماعی بود و افکار لیبرالی شایع در بعضی کشورهای اروپایی دراین تغییرات نقشی نداشتند. وقتی الکساندر دوم به تخت نشست در روسیه 22 میلیون «سرف» و متعلق به مالکان بزرگ و 19 میلیون سرف متعلق به دولت وجود داشت.
الغا سرواژ دو نتیجه قابل ذکر به بار آورد از یک طرف موجب سرخوردگی دهقانان شد زیرا اگر قید وبند سرواژ از دست و پای آنها برداشته شده عملا در همان وضیع وابستگی ماندند. بعد از آن همه انتظار آزادی و مالکیت زمینی، که کشت می کردند جز خانه و تکه زمینی که متصل به ان بود چیزی به دست نیاوردند. از طرف دیگر الغای سرواژ به اقتصاد کشور تکانی داد و موجب یک جهش صنعتی شد که وقتی جنگ 1914 آغاز شد، قابل ملاحظه بود. مالکین نیز از این اصلاحات ناراضی بودند زیرا عایدات آنها را سخت تقلیل می داد به طور خلاصه با وجود اصلاحات اکثریت عظیم دهقانان روسی عملا همان وضع عضو درجه جامعه را حفظ کردند. (پزشک زاد، 1383،20)
شروع فعالیت انقلابی:
فعالیت انقلابی که تا آن موقع وجود خارجی نداشت ،بلافاصله بعد از الغای سرواژ به وجود آمد و توسعه یافت. اولین سازمان انقلابی در سال 1861 به نام زمین و آزادی به وجود آمد که از یک مقاله روزنامه انقلابی زنگ که در لندن به وسیله الکساندر هرزن منتشر می شد، الهام گرفته بود. در طول سال های بعد انتشار اوراق انقلابی و اعلامیه های آتشین رو به افزایش گذاشت به خصوص دانشجویان در این جنبش های انقلابی فعال بودند.
دولت جنب و جوش دانشجویان وشورش های دهقانان را به شدت سرکوب کرد. تنها موفقیت انقلابیون قتل الکساندر دوم در سال 1881 بود.
فعالیت های تروریستی که به ترور الکساندر دوم منجر شد، به خوبی نشان داد که ترورهای فردی اگر به عنوان سمبل و تبلیغات بتواند اثری داشته باشد، راه حل مساله نیست. در این احوال بود که مارکسیم به وسیله آنتیلیجنسیا (روشنتفکران) وارد روسیه شد. پل خانوف که به اتفاق آکسلرود گروه رهایی کار را تاسیس کرده بود، آثار مختلف مارکس را به روسی ترجمه کرد و خود او مارکسیم از طریق انتشار آثار فلسفی در باره ماتریاسیم و برداشت مارکس از تاریخ کمک در دوران سلطنت الکساندر سوم (از 1881 تا 1894) اجتماعات دانشجویی متعدد برای مطالعه مارکسیم به وجود آمد. در این احوال که فعالیت تئوریک با توسعه صنایع و ایجاد یک حرکت کارگری مقارن شده بود. سازمانی به نام اتحاد مبارزه برای رهایی طبقه کارگر در سن پترز بورگ به وجود آمد(پزشکراد 1383.23)
ورود لنین به صحنه:
براثر دخالت لمین بود که حزب کارگری سوسیال دموکرات روسیه به دو قسمت تقسیم شد،هنگام اخذ رای درباره ایسکرا (روزنامهای که در دردسامبر 1900 از طرف پرخانوف ، لنین و مارتوف تاسیس شده بود) لنین حائز اکثریت شد. از ان موقع به طرفداران لنین عنوان بلشوییک و. به مخالفان انها که در اقلیت بودند لقب منشوییک دادند. (که از الفاظی از زبان روسی به معنای اکثریت و اقلیت گرفته شده است)
سیستم سیاسی روسیه در مجموع تا آغاز قرن بیستم تغییر محسوسی نکرده است. قدرت در دست امپراتور متمرکز است و این قدرت مطلقه حتی با القای سرواژ تا حدی مستحکمتر شده زیرا این اصلاحات طبقه اشراف را تضعیف کرده است. کلیسای ارتودوکس پشتیبان قدرت مطلقه است ولی انقلاب 1905 ضربههای شدیدی به این قدرت وارد میآورد.
مورخین مارکسیت بحران 1905 را به عنوان انقلابی معرفی میکنند که در آن کارگران نقش اساسی داشتند. از تظاهرات کارگری «یکشنبه سرخ» تا اعتصاب عمومی اکتبر سپس تشکیل سوییتها و شورش مسکو وغیره همه جا کارگران صف اول صفحه را اشغال میکنند و نیروی محرکه بحران هستند. این برداشت ساده انگاری واقعیت و حتی قلب واقعیت است. زیرا به طوری که خواهیم ددید وقایع بسیار پیچیده تر از این است. (پزشک زاد 1383و25)
جنگ روس و ژاپن
در ژانویه 1904 جنگ روس و ژاپن که علت عمهد آن رقابت دو کشور بر سر تسلط بر منچوری و کره آغاز شد.
ارتش روسیه بر اثر فرماندهی نالایق و فقدان تجهیزات مناسب از ارتش ژاپن شکست خورد . در سپتامبر 1905 با میانجیگری رییس جمهوری آمریکا تئودور روزولت قرارداد صلح در شهر پورتموث آمریکا بین طرفین امضا شد.
حکومت تزار بر اثر این شکست تضعیف شد. مسائل و مشکلات داخلی وضع قابل انفجاری به وجود آورده بود و این شکست در حکم جرقهای بود که به انبار باروت رسید به این ترتیب که نیروهای اجتماعی و سیاسی انقلاب فرصت حمله به رژیم واقدام موثری یافتند. خلاصه آن که بحران ااجتماعی که بر اثر بحران اقتصادی به وخامت گراییده بود به بحران حکومت گره خورد.
در آغاز ژانویه 1905 چند اعتصاب در پایتختد سن پترزبورگ صورت گرفت. دولت برای مقابله با تبلیغات سوسیال دموکراتها و اقدامات نفوذی آنها در بین کارگران ایجاد اتحادیه های کارگری تحت هدایت کشیشی به نام گاپون را تشویق کرده بود. به این ترتیب در سن پترزبورگ 12 اتحادیه کارگری به وجود آمده بود که 30 هزار عضو داشت. گاپون که مامور پلیس سیاسی روسیه بود ماموریت داشت که کارگران را از تقاضاهای سیاسی بازدارد و تقاضاهای آنها را در اطراف مسائل منحصرا اقتصادی متمرکز سازد.
روز 21 ژانویه 1905 تعداد 25 هزار تن از کارگران در پایتخت در حال اعهتصاب بودند (پزشک زاد 1383و28)
بررسی سیری در آثار باستانی عراق

| دسته بندی | باستان شناسی |
| فرمت فایل | doc |
| حجم فایل | 17 کیلو بایت |
| تعداد صفحات | 27 |
سیری در آثار باستانی عراق
سرآغاز هرکدام از شهرهای باستانی کشور عراق، دورهای از ادوار تاریخی را با سیر تطوٌر و تحول شتابان تمدن پشتسر نهاده است. اَلْحضراء (هاترا) نیز عصر درخشانی را در شرایط منحطی که در آن بود، در صحنة تاریخ آنزمان سپری نمود، باآنکه در اقطار جنوبغربی آسیا تمدنهای اعراب و آرامی و آشوری و ایرانی و یونانی و رومی و مصری حضور داشتند. درآن دورة پرآشوب که کشورهای مقتدر و متخاصم راهانداختند و صدمات آن به اکثر مناطق رسید، حضر (هاترا) همچنان از این حوادث خانمانبرانداز برحذر بود و لذا به هنر و صنایع خود (در آن بحبوحة حوادث) رنگ و شکلی تازه بخشید، و اعتقاد و باورهای خود را برروی بناها و حجاریهای بسیار بر سنگ به نمایش گذاشت. همه این هنرنمایی حاصل فکر و قٌاد و آگاه و روشن و مجرٌب، و نیز برخواسته از روح و روانی صاف و بیآلایش و آرام مردمانی بود که در چنان محیطی استعدادها را برمیانگیزاند و با جان و دل در فضای بادیه احساس میشد. محیطی که نه مرزی و حدودی برای آن وجود داشت و نه بیگانهای بر آن حکم میراند. شهر حضر (هاترا) با موقعیت جغرافیایی ویژه خود در بادیههای سرزمین عراق، در دوردستترین مناطق نفوذ کشورهای متخاصم واقع بود، که با داشتن قلعهها و باروها و خندقهای عمیق در اطرافِ آن، از حوادث دوران محفوظ و مصون ماند. در وسط این شهر معبد باشکوهی قرار داشت که به اطراف شهر محیط و با صخرههای سنگی عظیم بنا شده، و داخل معبد را مجسمههای بزرگان شهر و بتهای بزرگترین خدایان مزیٌن کردهبود. هنگامیکه اوضاع سیاسی در کشورهای مشرقزمین در نیمة قرن سوم میلادی (باظهور ساسانیان) دستخوش تحوٌل گشت، دوران تمدن درخشان حضر(هاترا) نیز اوفول و پایان یافت و همة آثار تمدن فروکش نمود و به بوته فراموشی رفت تا زمانیکه مدیریت آثار باستانی کشور به سال 1951 میلادی برآن شد که آثار باقیماندة تمدن هاترا را کاوش کند. در مراحل اوٌلیه کاوش، پیوسته به خاکبرداری بناهای برجای مانده مشغول بودند و سپس تدریجاً به بازسازی و احیاء ابنیه هاترا اقدام شد. کتابِ «حضر شهر خورشید» بهعنوان شناسنامه و سند تاریخی اینشهر باستانی محسوب میشود. بنابراین تاآنجا که کاوشهای باستانشناسی انجام گرفته و امکان بررسی و شناسایی جهت آشکارکردن تمدن
معماری حضر معماری حضر بطور کلی در شیوة ساخت و ساز و استفاده از مواد و مصالح و نوع سبک معماری و هنرهای تزیینی و آرایشی بناها اسلوبهای ویژة خود را داراست. در آثار معماری حضر، معمولاً از سنگهای تفته و گچ به کثرت استفاده شده و نیز در ساخت ایوانها که یکی از عنصرهای اصلی سبک معماری آن بشمار میآید. تزیینات برروی ایوانهای معبد کبیر با ساختنِ مجسمهها و آرایشهای هنری و ستونها و نیمه ستونهای نهاده شده با اسلوب معینی از معماری دقیق آن حکایت میکند. ابنیة حضر در مرحلة اول به دو نوع تقسیم میشود: یکدسته که با خشت خام و ملاط گچ ساخته شدهاند و دسته دیگر از ابنیه که ارتفاع بلندی را دارا هستند که با تخته سنگهای بزرگ و تفتیده همراه با استفاده از گچ ساخته شدهاند. براین اساس شهر حضر از کهننترین شهرهای معروفی است که در ابنیه آن گچ بهطور وسیعی بکار گرفته شدهاست. البته ملاط در آثار و بناهای شهرهای قدیمی مثل آشور و نینوی و بابل که از گل ساده و احیاناً از قیر بوده کاربرد داشته است. ساختمانهای مسکونی و معابد کوچک از ابنیة نوع اوٌل است که معمولاً با خشت خام و گچ ساخته شدهاند البته قسمت زیربنایی دیوارها را بطور بسیار قلیل از قطعه سنگهای مرتب و به اندازه ساختهاند. و پس از آن ساختمان را به همین شیوه به اتمام رسانده و اطاقها و دیوارهای آن را با خشت خام و گچ محکم میکردند. از دورة سکونتهای اوٌلیه، در جبهة شرقی شهر در وسط آن، قسمت بیرونی حیاط خانهای کشف گردید که اطرافش را اطاقها و تأسیسات سکونتگاههای دیگر تشکیل دادهبود. و اگر این خانه بنای وسیعی بوده باید بیش از یک حیاط داشته باشد و در حینحال مشتمل بر قسمتی ویژه برای پذیرایی مهمانان نیز باشد. البته موقعیٌت این ساختمان به گونهای است که کسی نمیتواند به داخل آن راه پیدا کند بلکه از لابلای خلال گذرگاهی که دارد میتوان به آن راه پیدا نمود. از بناهای دیگری که با خشت خام بزرگ ساخته شدهاند معابد کوچکی هستند که تاکنون با توجه به کاوشهای باستانشناسی بالغ بر یازده معبد شدهاند. این معابداز حیث سبک معماری شبیه به هم هستند. یکی از آن معابد از مصلٌی مستطیل شکلی تشکیل شده در قسمت وسطی یکی از ضلعهای طولی مُصَلٌی، اطاق چهارگوش کوچکی به آن متصل بوده که خلوتگاه «ایزدی» استا که مجسمهاش را در آنجا نصب کردهاند. و در جلوی مصلٌی حیاط بزرگی واقع شده که در اطراف آن ساختمانهای مسکونی و یا خانههای کوچک و نیز ایوانهائی باشبستان برای خدمات ویژه معبد ساختهاند. یکی از این معابد کوچک که همان معبد هشتم است دارای دو مصلٌ و یا خانه برای بتان میباشد که یکی از آنها پساز تخریب آن دیگری بنا گردیده و آن مصلٌای قدیمی را طایفة بنوتیمو و بنوبلقب در سال 98 میلادی برای عبادت (نرجول) ساختهاند این مصلٌی دارای اطاقکی چهارگوش بوده که از طریق درب ورودی وسط یکی از ضلعهای طولی معبد به آن داخل میشوند، روبروی این درب ورودی در ضلع طولی معبد محرابی تعبیه شده که در آن بت خدای نرگول (نرجول) قرار داده شدهاست. در مصلاٌی دومی معبد هشتم مشاهده میشود که اطاقک چهارگوش کوچکی برای محل این محراب ساخته شدهاست. این اطاق دیوارهایش به خارج از ساختمان اصلی بیرون زدهاست به صورتیکه مصلی از بخش بیرونی به شکل مستطیلی چسبیده به چهارگوش کوچکی (در قسمت وسطی طول معبد) خود را نشان میدهد، و این سبک معماری برای همه معابد کوچک در حضر مرسوم گردید. شکوه و زیبندگی این شکل معماری همچنین با افزودن آن به خلوتگاه شمس نیز که پشت ایوانهای همردیف قرار دارد، مشاهده میگردد، خلوتگاه شمس را تقریباً شبیه به شکل معابد کوچک ساختهاند. معبدی نیز با سبک و شیوه معابد کوچک حضر در شهر دورااورپوس نیز وجود دارد که این معبد مخصوص پرستش «جد» الهة خوشبختی است. امٌا نوع دوم از ابنیة حضر که با تختهسنگها ساخته شدهاند بلندترین و بزرگترین این آثار دیوار و باروی قدیمی شهر است، و نیز همراه با برجها و دروازههای آن و همچنین معبد کبیر که در وسط شهر حضر بنا شدهاست، و همچنین گورها و قبرها و آرامگاههای مخصوصی که در داخل شهر پراکنده میباشند بویژه در جبهه شرقی شهر. معبد کبیر باشکوهترین و بزرگترین بناهای شهر حضر است. و مهمترین بنای معبد ساختمان مستطیل شکلی است که دیوارهای سنگی آن را احاطه کردهاند که معبد را به دو بخش مجزای صحن و حرم معبد تقسیم میکند، دارخل معبد کبیر، شش معبد مشخص یا عبادتگاه (مصلی) پراکنده که هرکدام مخصوص عبادت یکی از خدایان است قرار دارد. دیوارهای این بناها با شیوه و سبک خاصی ساخته شدهاند. سطح نمای هر دیواری را با تختهسنگهایی صاف و مرتب بنا کردهاند و قسمت و روی داخلی دیوار را با قلوهسنگها ساختهاند. و جاهای خالی دیوارها را با ملاط گچ و خرده سنگها پر کردهاند و قسمت و روی داخلی دیوار را با قلوهسنگها ساختهاند. و جاهای خالی دیوارها را با ملاط گچ و خردهسنگها پر کردهاند، با توجه به ضرورت ربط و پیوند قسمت بیرونی و درونی دیوار در فاصلههای مناسب با سنگهای پهن و دراز، همان کاری را که میخ در به هم وصل کردن چوب دارد همان را نیز این سنگهای دراز انجام میتدهند. از ویژگیهای معماری حضر عدم جمع ابنیه، داخل یک معبد واحد در مرکز واحد معینی میباشد. لذا ابنیه و آثار داخل و محدودة معبد کبیر پراکنده هستند و به همینگونه این قضیه در مورد معابد کوچک صادق است، از آنجا که ما مشاهد میکنیم که خانههای ساختهشده در اطراف حیاط با عبادتگاه همگی از هم فاصله دارند و به هم متصل نمیباشند. در هر بنایی از بناهای شهر حضر که کاوش و موردبررسی قرار گرفتهاست تقریباً داری ایوان میباشند. و ایوان در کلیه معابد و کاخها و خانههای مسکونی شهر به عنوان یک عنصر معماری حضور دارد. و این عنصر معماری متداول در حضر، بناهای آن را از آثار و بناهای هلنی و رومی متمایز و متشخص میگرداند. زیرا که در بناهای هلنی و رومی سنگی به وفور به جای ایوان بکار گرفته میشود بویژه در شهرهایی که معاصر دورة معماری حضر هستند. ایوان در معماری حضر برای یکی از دو هدف یا دو هدف اصلی زیر برپای میشد: یکی اینکه برای افزونی ضخامت و بزرگی و زیبایی و تزیین بنا ساخته میشد. دو دیگر اینکه برای افزودن و زیادکردن مکان و فضای ساختمان اصلی؛ و ایوان به صورت سقفدار نیز ساخته میشود که این ایوان همان کاربردی را دارد که صُفٌة و پیش سراها در کاخها دارند. ایوان در وقت خودش عبارت بوده از یک فضای سرپوش که از بارش باران و اشعه و نور خورشید به داخل ساختمان اصلی محافظت و جلوگیری میکردهاست. هنرهای تزیینی در معماری حضر در وجه نخست بر روی قسمتهای بیرونی ایوانها در نیم ستونهایی که به بنای اصلی متٌصل بودند انجام میگرفت. و نیز بر روی ستونهایی که در بالاترین ارتفاع و بهترین قسمت بنا قرار میگرفتند. و نیز تزئینات بر روی مجسمهها و پیکرههای تراشیدهشده از سنگهای قوسی در قسمت جلویی ایوانها که مجموعهای از خدایان و موجودات اسطورهای و احیاناً اشخاصی که در ساخت بنا نقش داشتهاند را نشان میداد. و همچنین از تزیینات و هنرهای بکار گرفته شده در قسمت بیرونی بنا عبارتند از : 1- شکلهای حیوانی 2- شکلهای گیاهی 3- شکلهای هندسی؛ که بین اینها شکلهای مار افسانهای و برگ گیاه اکانتوس (تاجالملوک) و طناب محکم و کلاهخود آهنی و سرنیزه دیده میشود. تزیینات هنری با این شکل و شیوه از ابتکارات معماری حضر است که برخی از عناصر معماری آن از «معماری آشوری» اقتباس شده و برخی دیگر از معماری هلنی و از خود نیز عناصری معماری افزون بر آنها اضافه نمودند و بکار گرفتند. مردم حضر بدون گمان در بکارگیری همه این عناصر معماری گوناگون و ایجاد پیوند و ارتباط در کمال ابتکار و انسجام و زیبایی و ترکیب بین آنها موفق بودند. تزیینات طاقهای ایوانها با مجسمهها و پیکرهها در حضر همراه با نقوش زیبا، یادآور همان چیزی است که آشوریها بر روی صاقها تزیین میکردند و آن اینگونه بود که بر روی الواح سنگی بنام «کاشانی» ترسیم مینمودند و از این نوع هنر، صاقی تزیین یافته بر روی لوح «کاشانی» در قلعة «شلمنصر سوم2 در نمرود3 کشف گردیده است. و این لوح از دورة آشوری در موزة ملی عراق نگهداری میشود. تأثیرات معماری آشوری همچنین در شکل سرِ حیواناتی که در تزیینات معماری حضر بکار رفته مشاهده میشود که در قسمت ورودی ایوان زیرِ دو سر ستون کار گذاشتهاند این سر حیوانات در جایی که برای آنها نوعی پالان برای سوارکردن آنها ساختهاند قرار میگیرند، که در ورودیهای کاخها و معابد آشوری پیدا شدهاند. و امٌا ماسکهایی که بر روی دیوارهای دو ایوان بزرگ جنوبی و شمالی از مجموعه ایوانهای همردیف تزیین شدهاند جز این نیست که از معماری آشوری اقتباس شده که معابدِ آنجا را معمولاً با ماسکهای سنگی و تعویذات و شکلهای گوناگون تزیین میکردند. امٌا ساخت و ساز بناهای حضر با قطعهسنگها و تزیینات این آثار با برگ گیاه اکانتوس (تاجالملوک) و کلاهخود آهنی و سرنیزه و آرایشهای دایرهای شکل در بنا، از اسلوبهای معماری هلنی میباشد. ولی معمار حضری همگی این عناصر معماری و اسلوبهای اقتباسی را متحول کرد و آنچه را ذهن خلاٌق معمار حضری در افزودن به این عناصر و ترکیب بین آنها میرسید محصول آن یک سبک و اسلوب معماری جدید بود که میتوان با وجود این ویژگیها، آن را «سبک معماری حضر» نامید. البته این عناصر و اسلوب ویژه در هیچکدام از شهرهای معاصر دورة ...
بررسی زمینه های مهاجرت و اقامت

| دسته بندی | علوم اجتماعی |
| فرمت فایل | doc |
| حجم فایل | 8 کیلو بایت |
| تعداد صفحات | 11 |
ماموریت ما کمک به شما برای مهاجرت به کانادا:
از 30 سال بیش تا به حال، شکل قانون W.F خدمات خاصی را در مورد زمینههای مهاجرت و اقامت پیشنهاد کرده است. به عنوان یک راهنما در این زمینه، ما امکاناتی را فراهم میکنیم که شما تجربهای کسب کنید و به شما کمک میکنیم تا در برنامهتان در مورد یک زندگی جدید در کانادا موفق باشید.
آقای W.F یکی از اعضای انجمن بار کپک (Quebec Bar Association) که به انجمن Brussels وابسته است که اجازهای این که از انجمن اقتصادی اروپا تمامی کشورها دفاع کند. وکیل کانادایی خانم C.K هم در این امر به آقای W.F کمک میکند.
شبکه وسیع و جهانی ما این اجازه را به ما میدهد که با تمامی دفاتر موکلین و مهاجران در سراسر جهان به صورت مداوم در تماس باشیم.
ما امکان دسترسی به ویزا به منظور اقامت دائم را آسان کردهایم و همینطور تابعیت برای سرمایهگذاران، سرمایهگذاران اقتصادی و کارگران خویش فرما، به راحتی کسب اجازه موقت برای دانشآموزان کارمندان و ملاقات کنندهها.
ما خیلی از مهاجرتهای مستقل یا مشروط را به شما نشان میدهیم و پیشگامان در تاسیسهایی را که به امید تغییر و یا پایان بخشیدن به موقعیت اقامتشان هستند ما تمام این موارد را پیش از دادگاههای اداری نشان میدهیم.
برای برقراری تعادل بین فعالیتهای ما در زمینه مهاجرت و موسسه ما اظهار نظرهای عمیق فنی وجود دارد.
وکلای موسسه W.F به زبانهای مختلفی از قبیل فرانسه، انگلیسی، اسپانیایی، یونانی، فارسی دری و پستو تسلط کامل دارند.
در تماس گرفتن با ما تامل نکنید، شما آدرسمان را پیدا خواهید کرد.
رازداری
موسسه ما، به عنوان متخصصان در امر اقامت و مهاجرت، هر گونه از اطلاعات محرمانه شما را حفظ خواهد کرد ما میدانیم که اعتماد شما به مادر واقع یک مسئولیت جدی است که به عهده ما گذاشته شده است برتری ما بر میگردد به رعایت رازداری هویت افراد، طبیعت و سرشت محتویات رشتهها، تحت هیچ شرایطی اجازه جستجو در فایلهای شما به کسی داده نمیشود و ما به شما اطمینان میدهیم که تمامی مدارک با ما در میان میگذارید کاملاً حفظ و نگهداری شود.
مهاجرت:
ما خدمات خود را برای درخواستهای زیر ارائه میدهیم:
قوانین مهاجرت و اقامت:
درخواست اقامت موقت :
- اجازه کار
- مدرک دانشآموزی
- مدرک گردشگری
درخواست اقامت دائم :
- سرمایهگذاران
- مدیران اقتصادی
- خود استخدام شدها
- مهاجرت مستقل
- درخواست خانوادگی گروهی
درخواستهای دیگر:
- جوازهای اجرایی
- اجازه بازگشت موقت
- درخواست برای تغییر دوره اقامت (برای مدیران اقتصادی)
- درخواست شهروندی
محل اقامت ثابت:
سرمایهگذاران:
برنامه مهاجرت سرمایهگذار یک برنامه ضمانتی است که بوسیله هر دو دولت کانادا و کبک (Quebee) برای تسهیل مهاجرت به کانادا برای تجارت مردم است. به سرمایهگذاران اجازه دریافت ویزای موقت داده میشود که منجر میشود به اینکه آنها تبدیل به یک شهروند کانادایی شوند که به آنها یک امکان زندگی، کار و تجارت در سراسر کانادا میشود.
به منظور قرار گرفتن در این گروه از افراد باید:
- یک حساب شبکهای در حدود 800000 $ داشته باشید که از راه یک فعالیت اقتصادی قانونی جمعآوری شده باشد.
- داشتن حداقل 3 سال سابقه مفید در کشاورزی، صنعت، تجارت یا یک آژانس دولتی و عهدهداری سرمایهگذاری برای 5 سال با حداقل مقدار 400000 $
- کاندیداها امکان به دست آوردن و رسیدن به دارایی چیزی بالغ بر 280000 که نیازمند سرمایهای در حدود 400000 $ باشد.
مزیتهای تکس
سرمایهگذاران به دنبال مهاجرتهایی هستند که بتوانند به مدت حداقل 5 سال از Tax break اش لذت ببرند.
بررسی شوروی (فروپاشی و ...)

| دسته بندی | تاریخ و ادبیات |
| فرمت فایل | doc |
| حجم فایل | 40 کیلو بایت |
| تعداد صفحات | 68 |