بررسی تکنیکهای مدل سازی

| دسته بندی | مکانیک |
| فرمت فایل | doc |
| حجم فایل | 196 کیلو بایت |
| تعداد صفحات | 30 |
= نیروی چسبندگی
= نیروی فشاری
= نیروی گرانش
= نیروی کشش سطحی
= نیروی تراکم پذیری
نیروهای اینرسی در اکثر مسائل مکانیک سیالات مهم هستند. نسبت نیروی اینرسی به هر یک از نیروهای دیگر فهرست شده در بالا، پنج گروه بیبعد اصلی در مکانیک سیالات را تشکیل می دهد.
در دهه 1880، اسبرن رینولدز، مهندس انگلیسی، گذار بین جریان لایه ای، و جریان متلاطم را در یک لوله مطالعه کرد. او کشف کرد که پارامتر زیر (که بعداً به نام او خوانده شد)
معیاری است که با آن می توان نوع جریان را به دست آورد. بعدها، آزمایش ها نشان دادند که عدد رینولدز پارامتری کلیدی برای دیگر حالت های جریان نیز میباشد. از اینرو، به طور کلی، داریم:
که در آن L طول مشخصه توصیفی هندسه میدان جریان است. عدد رینولدز عبارت است از نسبت نیروهای اینرسی به نیروهای چسبندگی. جریان با عدد رینولدز “بزرگ” معمولاً متلاطم است. جریانی که در آن نیروهای اینرسی در مقایسه با نیروهای چسبندگی “کوچک” هستند به طور مشخصه جریان لایه ای است.
در آیرودینامیک و آزمون های مدل، بهتر است داده های فشار را به شکل بیبعد نشان داد. نسبت زیر:
تشکیل داده می شود، که در آن فشار محلی منهای فشار جریان آزاد است، و V خواص جریان آزاد هستند. این نسبت به نام لئونارد اویلر، ریاضیدان سوئیسی که اکثر کارهای تحلیلی اولیه را در مکانیک سیالات انجام داد، خوانده می شود. اویلر اولین کسی است که نقش فشار را در حالت سیال تشخیص داد؛ عدد اویلر عبارت است از نسبت نیروهای فشاری به نیروهای اینرسی. (ضریب در مخرج وارد میشود تا فشار دینامیکی را بدهد). عدد اویلر را اغلب ضریب فشار، Cp، می نامند.
در مطالعه پدیده حفرهزایی، اختلاف فشار به صورت گرفته میشود، که در آن شرایط جریان مایع هستند. و فشار بخار در دمای آزمایش است. پارامترهای بعد زیر را عدد حفره زایی می نامند،
ویلیام فرود یک آرشیتکت دریایی انگلیسی بود. همراه با پسرش، رابرت ادموند فرود، کشف کرد که پارامتر زیر
برای جریان ها با تاثیرات سطح آزاد مهم است. با مجذور کردن عدد فرود داریم:
که می توان آن را به عنوان نسبت نیروهای اینرسی به نیروهای گرانشی تفسیر کرد. طول، L، طول مشخصه توصیفی میدان جریان است. در حالت جریان در کانال باز، طول مشخصه عمق آب است؛ اعداد فرود کم تر از واحد نشان می دهد که جریان زیر بحرانی است و مقادیر بزرگ تر از واحد نشان می دهد که جریان فوق بحرانی است.
عدد و بر عبارت است از نسبت نیروهای اینرسی به نیروهای کشش سطحی. آن را می توان چنین نوشت:
در دهه 1870، فیزیکدان استرالیایی ارنست ماخ پارامتر زیر را دکرد:
که در آن V سرعت جریان و c سرعت صوت محلی است. تحلیل و آزمایش نشان میدهد که عدد ماخ پارامتری کلیدی است، تاثیرات تراکم ناپذیری را در یک جریان مشخص می کند. عدد ماخ را می توان چنین نوشت:
یا
آن را به عنوان نسبت نیروهای اینرسی به نیروهای ناشی از تراکم پذیری می توان تفسیر کرد. برای جریان کاملاً تراکم ناپذیر (در عرضی شرایط حتی مایعات کاملاً تراکم ناپذیر هستند)، . بنابراین M=0.
5- تشابه جریان و مطالعه های مدلبرای اینکه آزمون مدل مفید باشد باید داده هایی را بدهد که بتوان آنها را مقیاس بندی کرد و نیروها، و گشتاورها و بارهای دینامیکی موثر بر نمونه اصلی با اندازه کامل را به دست آورد. چه شرایطی باید برقرار باشد تا بین جریان مدل و جریان نمونه اصلی تشابه وجود داشته باشد؟
شاید بدیهی ترین شرط این است که مدل و نمونه اصلی باید به دور هندسی متشابه باشند. تشابه هندسی ایجاب می کند که مدل و نمونه اصلی دارای شکل یکسان باشند، و تمام ابعاد خطی مدل با تقریب مقیاس ثابتی به ابعاد متناظر نمونه اصلی ارتباط داده شوند.
شرط دوم این است که جریان مدل و جریان نمونه اصلی باید به طور سینماتیکی متشابه باشند. دو جریان وقتی به طور سینماتیکی متشابه هستند که سرعت ها در نقاط متناظر هم جهت باشند و مقدار آنها با یک ضریب مقیاس ثابت به هم ارتباط داده شوند. از این رو دو جریان که به طور سینماتیکی متشابه هستند دارای نقش های خط جریانی نیز هستند که با ضریب مقیاس ثابت به هم مربوط می شوند. از آنجا که مرزها خطوط جریان احاطه کننده تشکیل می دهند، جریان هایی که به طور سینماتیکی متشابه هستند باید به طور هندسی متشابه باشند.
اصولاً، تشابه سینماتیکی ایجاب می کند که برای به دست آوردن داده های بازدارندگی موثر بر یک جسم، از تونل باد با مقطع عرضی نامحدود استفاده شود تا عملکرد در یک میدان جریان محدود به درستی مدل بندی شود. در عمل، این محدودیت را به طور قابل توجه می توان تعدیل کرد، و از وسیله ای با اندازه منطقی استفاده کرد.
تشابه سینماتیکی ایجاب می کند که نوع جریان مدل و نوع جریان نمونه اصلی با هم یکسان باشند. اگر آثار تراکم ناپذیری یا حفره زایی، که نقش های جریان را به طور کیفی می توانند تغییر دهند، در جریان نمونه اصلی وجود نداشته باشند، در جریان مدل از وجود آنها باید جلوگیری کرد.
وقتی توزیع نیروها در دو جریان به صورتی باشد که در تمام نقاط متناظر، انواع نیروهای همسان با هم موازی باشند و مقدار آنها با ضریب مقیاس ثابت به هم مربوط شود، جریان ها به طور دینامیکی متشابه هستند.
شرایط تشابه دینامیکی بسیار محدود است: دو جریان باید هر دو تشابه هندسی و سینماتیکی را داشته باشند تا به طور دینامیکی متشابه باشند.
برای در نظر گرفتن شرایط لازم برای تشابه دینامیکی کامل، تمام نیروهایی که در جریان مهم هستند باید در نظر گرفته شوند. از این رو، تاثیرات نیروهای چسبندگی، نیروهای فشاری، نیروهای کشش سطحی و غیره، باید در نظر گرفته شود. شرایط آزمون باید طوری در نظر گرفته شود که تمام نیروهای مهم میان جریان های مدل و نمونه اصلی با ضریب مقیاس یکسان به هم ارتباط داده شود. وقتی تشابه دینامیکی وجود دارد، داده های اندازه گیری شده در یک جریان مدل را می توان به طور کمی به شرایط جریان نمونه اصلی ارتباط داد. در این صورت، شرایطی که تشابه دینامیکی بین جریان های مدل اصلی را برقرار می کنند چه هستند؟
برای یافتن گروه های بیبعد حاکم در یک پدیده جریان، از نظریه پی بوکینگهام میتوان استفاده کرد؛ برای یافتن تشابه دینامیکی بین جریان های به طور هندسی متشابه، باید تمام این گروه های بیبعد به غیر از یکی را همانند قرار داد.
مثلاً در بررسی نیروی بازدارندگی موثر بر یک کره در مثال 1، با رابطه زیر شروع می کنیم:
نظریه پی بوکینگهام رابطه تابعی زیر را می دهد
در قسمت 4 نشان دادیم که پارامترهای بیبعد را به صورت نسبت نیروها می توان تفسیر کرد. از این رو، در بررسی جریان مدل و جریان نمونه اصلی پیرامون یک کره (جریان ها به طور هندسی متشابه هستند)، جریان ها به طور دینامیکی متشابه هستند اگر
به علاوه، اگر
در این صورت
و نتایج حاصل از مطالعه مدل را برای پیش بینی بازدارنگی موثر بر نمونه اصلی با اندازه کامل می توان به کار برد.
نیروی واقعی که سیال بر جسم وارد می کند در هر حالت یکسان نیست، اما مقدار بیبعد آن یکسان است. در صورت لزوم، می توان دو آزمایش را با استفاده از سیالات متفاوت انجام داد تا اعداد رینولدز با هم برابر شوند. مطابق مثال 4، برای سهولت آزمایش می توان داده های آزمون را در یک تونل باد در هوا اندازه گیری کرد و از نتایج برای پیش بینی نیروی بازدارندگی در آب استفاده کرد.
مثال 4 تشابه: نیروی بازدارندگی مبدل یک وسیله کاشف زیر دریایی.
بازدارندگی مبدل یک وسیله کاشف زیر دریایی قرار است از روی داده های آزمون در تونل باد تعیین شود. نمونه اصلی، کره ای به قطر mm300، باید با سرعت 5نات (مایل دریایی در ساعت، و یک مایل معادل 1852 متر است) در آب دریای حرکت کند. مدل به قطر mm150 است. سرعت لازم را برای آزمایش در هوا بیابید. اگر بازدارندگی مدل در شرایط آزمایش 24.8N باشد، بازدارندگی موثر بر نمونه اصلی را تخمین بزنید.
تحلیل مثال 4داده: مبدل یک وسیله کاشف زیر دریایی قرار است در تونل باد آزمایش شود.
خواسته: (الف) (ب)
حل:از آنجا که نمونه اصلی در آب عمل می کند و آزمایش مدل قرار است در هوا انجام شود، فقط اگر تاثیرات حفره زایی در جریان نمونه اصلی و تاثیرات تراکم ناپذیری در آزمایش مدل وجود نداشته باشد، نتایج مفیدی به دست می آید. در این شرایط
و آزمایش را باید در
انجام داد تا تشابه دینامیکی برقرار شود. برای آب دریا در ، و . در شرایط نمونه اصلی،
شرایط آزمایش مدل باید طوری باشد که این عدد رینولدز را برقرار کند. از این رو
برای هوا در شرایط استاندارد، و تونل باد باید در شرایط زیر عمل کند:
این سرعت آنقدر کم است که بتوان از تاثیرات تراکم ناپذیری صرف نظر کرد. در این شرایط آزمایش، جریان مدل و جریان نمونه اصلی به طور دینامیکی متشابه هستند. از این رو،
اگر انتظار حفره زایی برود- اگر مبدل خورشیدی در سرعت زیاد نزدیک سطح آزاد آب دریا عمل می کرد- در این صورت از روی آزمایش مدل در هوا نمی توانستیم نتایج مفیدی به دست آوریم.
اینمساله محاسبه مقادیر نمونه اصلی را از روی داده های آزمایش نشان میدهد.
5-1- تشابه غیر کاملنشان داده ایم که برای یافتن تشابه کامل دینامیکی بین جریان های به طور هندسی متشابه باید تمام گروه های بیبعد مهم به جز یکی همانند باشند.
در حالت ساده مثال 4، همانند ساختن عدد رینولدز بین مدل و نمونه اصلی، تشابه دینامیکی را بین جریان ها برقرار می کرد. با آزمایش در هوا می توانستیم عدد رینولدز را دقیقاً همانند کنیم (در این حالت، با آزمایش در تونل آب نیز میتوانستیم این کار را انجام دهیم). نیروی بازدارندگی موثر بر کره در واقع به طبیعت جریان در لایه مرزی بستگی دارد. بنابراین، تشابه هندسی ایجاب می کند که زبری نسبی سطح مدل و نمونه اصلی یکسان باشند. این معنی می دهد که زبری نسبی نیز پارامتری است که باید بین حالت های مدل و نمونه اصلی همانند باشد. اگر فرض کنیم که مدل با دقت ساخته شده است، مقادیر اندازه گیری شده بازدارندگی از روی آزمایش های مدل را می توان مقیاس بندی کرد و بازدارندگی را در شرایط عمل اصلی به دست آورد.
در اغلب مطالعه های مدل، به دست آوردن تشابه دینامیکی مستلزم این است که چند گروه بیبعد همانند باشند. در بعضی حالت ها، تشابه دینامیکی کامل بین مدل و نمونه اصلی انجام پذیر نیست. نمونه ای از چنین حالتی، تعیین نیروی بازدارندگی (مقاومت) موثر بر یک کشتی سطحی است. مقاومت موثر بر یک کشتی سطحی از اصطکاک جداری موثر بر بدنه (نیروهای چسبنده) از مقاومت موج سطحی (نیروهای گرانشی) ناشی می شود.
تشابه کامل دینامیکی ایجاب می کند که اعداد رینولدز و فرود، هر دو، بین مدل و نمونه اصلی همانند باشند.
به طور کلی نمی توان مقاومت موج را به طور تحلیلی پیش بینی کرد، بنابراین باید آن را مدل بندی کرد. این موضوع ایجاب می کند:
برای همانند بودن اعداد فرود بین مدل و نمونه اصلی باید نسبت سرعت زیر را داشته باشیم:
نقش های موج سطحی به طور دینامیکی متشابه باشند.
برای هر مقیاس طول مدل، همانند ساختن اعداد فرود نسبت سرعت را می دهد. فقط چسبندگی سینماتیکی را می توان تغییر داد اعداد رینولد همانند شوند. از این رو رابطه
شرایط زیر را می دهد
از نسبت سرعتی که از روی همانندی اعداد رینولدز به دست آمده استفاده کنیم، تساوی اعداد رینولدز نسبت چسبندگی سینماتیکی زیر را می دهد
مساوی (یک مقیاس طول نمونه ای برای آزمایش های طول کشتی) باشد، در این صورت باید باشد. شکل 3 نشان می دهد که جیوه تنها مایعی است که چسبندگی سینماتیکی آن از چسبندگی سینماتیکی آب کم تر است. ولی، چسبندگی سینماتیکی جیوه فقط در حدود یک دهم چسبندگی سینماتیکی آب است. بنابراین نسبت چسبندگی سینماتیکی لازم همانندی اعداد رینولدز را نمی توان به دست آورد.
آب تنها سیال عملی برای آزمایش های مدل برای جریان با سطح آزاد است بنابراین، برای به دست آوردن تشابه کامل دینامیکی نمونه اصلی را آزمایش کرد. ولی، حتی اگر نتوان به تشابه کامل سینماتیکی دست یافت، مطالعه های مدل اطلاعات مفیدی میدهد.
شکل 1 داده های مربوط به آزمایش مدل یک کشتی با مقیاس 8 : 1 را نشان می دهد که در آزمایشگاه هیدرودینامیکی آکادمی دریایی آمریکا انجام شده است. در نمودار، دادههای ضریب مقاومت برحسب عدد فرود نشان داده شده است. نقاط چهارگوش از روی مقادیر مقاومت کل اندازه گیری شده در آزمایش محاسبه شده اند.
داده ها از:U.S.Naval Academy Hydromechanics Laboratory Courtesy of Professor Bruce Johnson
با استفاده از روش زیر، مقاومت کشتی با مقیاس کامل را زا روی نتایج آزمایش مدل اصلی می توان محاسبه کرد. نقش موج های سطحی، و از این رو مقاومت موج، بین مدل و نمونه اصلی در اعداد فرود متناظر تطبیق داده می شود. مقاومت موج مدل به صورت تفاضل بین بازدارندگی کل و بازدارندگی اصطکاک تخمینی محاسبه می شود. (ضریب های مقاومت تخمینی موج برای مدل به صورت دایره رسم شده اند).
با استفاده از مقیاس بندی فرود، ضریب های مقاومت موج را در مدل و نمونه اصلی مساوی هم قرار می دهیم و مقاومت موج نمونه اصلی را حساب می کنیم. در شکل 7-2 نقاط دایره ای برای نمونه اصلی با ضریب های مدل در اعداد رینولدز متناظر همسان هستند. ضریب های بازدارندگی اصطکاک جداری که برای نمونه اصلی به طور تحلیلی حساب می شود، و در شکل 7-2 با لوزی نشان داده شده است، با ضریبهای بازدارندگی موج جمع می شود و ضریب های بازدارندگی کل نمونه اصلی را می دهد.
از آنجا که در آزمایش های مدل کشتی های سطحی نمی توان عدد رینولدز را ]میان مدل و نمونه اصلی[ همانند کرد، رفتار لایه مرزی برای مدل و نمونه اصلی یکسان نیست. عدد رینولدز مدل فقط برابر مقدار عدد رینولدز نمونه است، از این رو گسترش جریان لایه ای در لایه مرزی روی مدل، با همان نسبت، خیلی زیاد است. در روش گفته شده این طور فرض می شود که رفتار لایه مرزی را می توان مقیاس بندی کرد. برای انجام این کار، لایه مرزی مدل “تحریک” می شود تا در مکانی متناظر با رفتار کشتی اصلی، متلاطم شود. در شکل 7-1، گل میخ هایی که برای تحریک کردن لایه مرزی در نتایج آزمون مدل به کار رفتند نشان داده شده است.
دادهها از روی:U.S.Naval Academy Hydromechanics Laboratory Courtesy of Professor Bruce Johnson
گاهی اوقات ضرایب نمونه اصلی که از روی داده های آزمایش مدل حساب میشود، تصحیح می شوند. این تصحیح، زبری، تموج و ناهمواری ها را که مسلماً در نمونه اصلی بارزتر از مدل هستند در نظر می گیرد. مقایسه بین داده های حاصل از آزمایشهای مدل و اندازه گیری های انجام شده در نمونه با مقیاس کامل نشان میدهد که دقت کلی باید در محدوده درصد باشد.
برای مدل بندی رودخانه ها و بندرگاه ها، عدد فرود پارامتری مهم است. در این شرایط، به دست آوردن تشابه کامل عملی نیست. با استفاده از یک مقیاس مدل منطقی میتوان از عمق های آب بسیار کوچک استفاده کرد. تاثیرات نسبی نیروهای چسبنده و نیروی کشش سطحی در جریان مدل بسیار بیش تر از جریان در نمونه اصلی است. در نتیجه، از مقیاس های طول متفاوت در جهت های عمودی و افقی استفاده می شود. با استفاده از اجزای زبری مصنوعی، نیروهای چسبنده در جریان مدل عمیق تر افزایش مییابد.
بررسی شرح عملکرد کلی اتومبیل پراید

| دسته بندی | مکانیک |
| فرمت فایل | doc |
| حجم فایل | 4.356 مگا بایت |
| تعداد صفحات | 38 |
فهرست مطالب
عنوان | صفحه |
روغن موتور..................................... 2
بازدید سیستم خنک کننده......................... 4
بازدید سیستم جرقه زنی.......................... 4
بازرسی و تنظیم لقی سوپاپ ها.................... 5
تعمیرات موتور.................................. 6
سیستم روغن کاری ............................... 8
واترپمپ........................................ 10
عیوب کلاچ ونحوه تشخیص آن........................ 11
شرح عملکرد سیستم ترمز.......................... 13
بازکردن و نصب و بستن لنتهای ترمز چرخ جلو 14
بازکردن و تعمیر و نصب مجدد پمپ اصلی ترمز 15
تشریح کلی گیربکس پراید......................... 17
سیستم جرقه زنی................................. 19
سیستم جرقه زنی پلاتین دار....................... 20
نمای کلی سیستم فرمان........................... 24
بازدید ،تعمیر و نگهداری فرمان روی اتومبیل 26
پیاده و سوار کردن سیبک رابط میل فرمان.......... 27
خلاصه مطالب:
موتور پراید دارای سیلندر چدنی و سر سیلندر آلومینیومی است. برای گردش میل لنگ، پنج محور ثابت در نظر گرفته شده است برای هر سیلندر یک سوپاپ ورود وی یک سوپاپ خروج در نظر گرفته شده است و حرکت آن هم توسط یک میل سوپاپ که در سیلندر قرار دارد و حرکت چرخش خود را از میل لنگ توسط تسمه میگیرد و استفاده از تسمه هم باعث کم شدن سرو صدا می شود و حرکت نوسانی بادامک ها میل سوپاپ مستقیماً به اسبکها وارد می شود و سوپاپها را باز و بسته می کند.
سیستم روغن کاری از نوع تحت فشار است و جریان روغن پس از عبور از یک فیلتر که به صورت سری در مدار جریان روغن تعبیه شده است به دیگر مسیر یا هدایت می شود. پمپ روغن از نوع دور موتوری غیر هم مرکز است و چرخش خود را از انتهای جلوی میل لنگ کسب می کند. به دلیل برابری دور میل لنگ و روتورهای پمپ و همچنین بزرگی نسبی روتورها، توان بالایی در تأمین روغن مورد نیاز موتور دارد.
موتور و ؟؟ به صورت متصل به همه کثیر و در جهت محور عرضی اتومبیل به روی شاخص نصب می شود و نیروی خود را توسط دو عدد پلوس با اتصلات ویژه به چرخهای جلوی اتومبیل انتقال می دهند.
شکل 1: نمای برش خورده موتور پرایدبازرسی های لازم و دوره ای موتور:
بازرسی های دوره ای موتور باید در زمان بندی خاص باشد تا بتوان عیوب موتور را گرفت.
روغن موتور:
هر هفته کلی مسافت 400 الی 500 کیلومتر باید سطح روغن مورد بررسی قرار گیرد وقتی که موتور خاموش است کیج روغن را از محل خود در می آوریم. مقدار آن بایستی تا F باشد و در صورتی که به L رسیده باشد باید 5/0 تا 1 لیتر روغن به آن اضافه شود.
کیفیت روغن را نیز می توان آزمایش کرد اگر روغن کاملاً سیاه یا نزدیک به سیاهی باشد و یا لزمیت آن کمتر از روغن نو باشد باید حتماً آن روغن تعویض شود.
دلایل کاهش روغن:
1- نشت روغن از تمامی درزها و اتصلاتی که روغن در آنجا با فشار یا بدون فشار حضور دارد
2- بدلیل فرسودگی بیش از حد سیلندر و پیستون و رینگ روغن و گشاد شدن کایدهای سوپاپ و خشک شدگی کاسه نمدها و اورینگ های کنترل روغن- فرسایش بیش از اندازه و افزایش لقی یا تاقانهای متحرک موتور
3- بدلیل پایین بودن ویسکوزیته و از دست دادن خاصیت روانکاری بعضی از روغن ها در موتورهای سالم هم می سوزند.
بازدید فیلتر هوا:
با مشاهدة ملایمی مانند آغشتگی به روغن، پارگی و یا هر گونه آسیب دیدگی کاغذ و دو لبة فیلتر باید آن را تعویض کنیم. و در بعضی مواقعه شدت گرفتگی فیلتر به قدری زیاد است که نمی گذارد هوا از آن عبور کند و در این شرایط باید حتما آن را تعویض کنیم.
بازدید سیستم خنک کننده:
1- بازدید کلیه شیلنگ ها و لوله های عبور آب به لحاظ عدم پوسیدگی، پارگی و نشت که باید اصلاح شود در غیر این صورت موتور آب خود را از دست داده و آسیب جدی می بیند.
2- بازدید میزان آب موجود در رادیاتور که بایستی تا نزدیکی درچه رادیاتور باشد برای این کار باید موتور خنک باشد و آب در رادیاتور باید بین Low Full باشد.
3- تسمه واتر پمپ که آلترناتور را نیز به گردش در می آورد نباید دارای پوسیدگی یا ترک های در لبه های داخلی و بیرونی باشد.
بازدید سیستم جرقه زنی:
شمع ها را باید مورد بازرسی قرار داد و خرابی رزوه ها و اثر آب بندی آنها وجود روغن بر روی الکتروها و فرسودگی الکترو ها از علائمی هستند که در صورت مشاهده باید شمع ها را تعویض شوند.
درب دلکر را از نظر ترک خودرگی، رسوب گرفتن ترمینالها، سوختگی یا خوردگی ترمینالها و سائیدگی زغالها مورد بررسی قرار میدهیم.
آزمایش فشار تراکم:
کاهش قدرت موتور و همچنین نامنظم کار کردن آن که با لرزش نیز همراه است. که برای آزمایش آن از این طریق استفاده می کنیم.
1- موتور را تا درجه حرارت نرمال گرم می کنیم
2- موتور را خاموش می کنیم و تمام شمع های آن را باز می کنیم.
3- سیم مثبت کویل را باز می کنیم تا مدار ثانویه سیستم جرقه زنی قطع شود
4- پدال گاز را تا انتها نگه می داریم و شروع به استارت زدن می کنیم
5- پس از چند دور گردش موتور، عقربة فشار سنج به نقطه ای می رسد که دیگر حرکت نمی کند و همانجا می ایستد عددی که مقابل نوک عقربه است معرف میزان فشار تراکم سیلندر است.
بازرسی و تنظیم لقی سوپاپ ها ( فیلر گیری)
فیلر گیری سوپاپ های موتور به دلیل فرسایش لبة سوپاپها و نشیمنگاه آنها بایستی هر 10000 کیلومتر انجام می شود در غیر این صورت نه تنها موتور به طور نامنظم کار می کند، بلکه با کاهش تدریجی خلاصی یا لقی سوپاپ و ادامة کار موتور در این شرایط سوپاپ ها می سوزند. همچنین اگر لقی سوپاپها بیش از اندازه باشد موتور بد کار می کند و ایجاد صدا می کند. البته سوپاپها در یک موتور تازه تعمیر بایستی پس از کلی 1000 کیلومتر مسافت بازرسی سطح آب باطری و سنجش غلظت آن
در هر 1500 کیلومتر باید سطح آب باطری بازدید شود سطح آب باطری باید بین دو خط موازی روی دیوارة کنارة باطری باشد در صورت کم بودن باید به آن آب مقطر اضافه شود و غلظت اسید هم با غلظت سنج اندازه می گیرند. و همچنین اگر اتصالات کثیف بشاد یا محکم هم نباشد اتصلات باطری با افت ولتاژ می شود.
کم شدن کمپرس یا فشار تراکم سیلندرهای موتور:
کم بودن قدرت و کنش موتور را می توان از علائم کم شدن کمپرس دانست و حتی چرخش آسان میل لنگ هنگامی که موتور خاموش است و دلیل آن سائیده شدن سیلندر و پیستون، رینگ پیستون و یا شکستن رینگ کمپرس می تواند باشد. این پمپ را از طریق تست کمپرس موتورتوسط دستگاه کمپرس سنج هم انجام می دهند.
تعمیرات موتور:
1- باز کردن قاب تسمه، تعویض تسمه تایمینگ و تعمیرات مربوط به اویل پمپ و کاسه نمد آن که کاسه نمد جلوی میل لنگ می باشد.
2- تعمیرات مربوط به سرسیلندر مثل واشر سرسیلندر و تعمیر سوپاپ و فنر سوپاپ ها و کربن ؟؟ سیلندر و در صورت نیاز قاب کثیری سیلندر
3- تعمیرات مربوط به دلکو، واتر پمپ، استارت، دینام و سایر قسمتهای موتور
4-تعمیرات مربوط به فلایول، دندة فلایون و کاسه نمد و بلبرینگ انتهای میل لنگ از طریق باز کردن پیچ های دور پوستة کلاج و جدا کردن گیربکس از موتور
تعمیر اساسی موتور:
1- برای باز کردن موتور ابتدا باید کاپوت ماشین را به دلیل استفاده از جرثقیل باز کرد.
2- آب رادیاتور را خالی می کنیم
3- اتصلات باطری را برای جلوگیری از اتصال کوتاه باز می کنیم
4- روغن موتور را تخلیص کنیم.
5- شلنگ های واتر پمپ و لوله بخاری و شلنگ بالا و پایین رادیاتور را باز می کنیم
6- کلیه فیش های متصل به آلتوناتور کوئل و دلکو و استارت را باز می کنیم
7- لوله بین بوستر ترمز و مانیفولد هوا و سیم گاز کاربراتور را جدا می کنیم.
8- لوله ورودی بنزین به پمپ بنزین را جدا می کنیم
9- گلویی اگزوز را از مانیفولد دو جدا می کنیم. و بعد موتور را با جرثقیل بیرون می آوریم و به پایة مخصوص می بندیم و پمپ آن را برطرف می کنیم.
بررسی روند اتصال بین دوماده سرامیکی و اتصال بین یک ماده سرامیکی با فلز

| دسته بندی | مکانیک |
| فرمت فایل | doc |
| حجم فایل | 2.671 مگا بایت |
| تعداد صفحات | 95 |
فهرست عناوین
فصل 1 - متالیزه کردن و تکنیکهای آن
1-1 ) فرایند متالیزه کردن
1-2 ) تکنیک پودر فلز زینترشده
1-3 ) تکنیک نمک فلز نسوز یاراکتیو
1-4 ) تکنیک پودر شیشه / فلز
1-5 ) تکنیک رسوب دادن بخار
فصل 2- روشهای اتصال سرامیک به فلزبا استفاده از فازجامد
2-1) تکنیک استفاده از پرس گرم
2-2) اتصال بوسیله بانددیفوزیونی
فصل 3- روشهای اتصال سرامیک به فلز با استفاده ازفاز مایع
3-1 ) لحیمکاری
3-2 ) جوشکاری (Brazing)
فصل 4 - اتصال سرامیکهای اکسیدی به یکدیگر
4-1) اتصال سرامیکهای اکسیدی به یکدیگر با استفاد از شیشه
فصل 5- اتصال سرامیکهای غیر اکسیدی
5-1) واکنشهای اتصالی
5-2 ) روشهای اتصال
5-3 ) اتصال حالت جامد
5-4 ) اتصال یوتکتیک
5-5 ) خواص اتصال
5-6 ) مواد مخصوص اتصال
فصل 6 - کاربرد سرامیکها و اتصالات آنها
6-1 ) کاربرد در دستگاههای خودکار
6-2 ) کاربرد در الکترونیک
6-3 ) مصارف هستهای
6-4 ) کاربردهای متفرقه
چکیده :
در این مجموعه روند اتصال بین دوماده سرامیکی و اتصال بین یک ماده سرامیکی با فلز بررسی میشود. در ابتدا اتصال بین سرامیک با فلز بررسی میشود که این اتصال نیازمند متالیزه کردن یا فلزی کردن سطح سرامیک میباشد چرا که با این کار جذب و چسبندگی فلز به سرامیک بهتر انجام میشود. ابتدا فرایند متالیزه کردن توضیح داده میشود و بعد انواع تکنیکهای آن که عبارتند از 1- تکنیک پودر فلز زینتر شده 2- تکنیک نمک فلز نسوز 3- تکنیک پودر شیشه / فلز 4- روش رسوب دادن بخار
بعد از متالیزه کردن اتصال سرامیک به فلز با استفاده از فاز جامد و فاز مایع توضیح داده میشود. اتصال در دوفاز جامد دو قسمت دارد 1- اتصال پرس گرم 2- اتصال بوسیله باند دیفوزیونی و اتصال با استفاده از فاز مایع نیزدو قسمت دارد 1- لحیمکاری 2- جوشکاری (Brazing) درفصل بعد اتصال سرامیکهای اکسیدی با استفاده از شیشه مورد بحث قرار میگیرد. و در این مورد مقالهای درباره اتصال آلوسینا به یک کامپوزیت عنوان میشود. اتصال سرامیکهای غر اکسیدی مبحث بعدی میباشد که شامل سرفصلهای زیررا شامل میشود: 1- واکنشهای اتصالی 2- روشهای اتصال 3- اتصال حال جامد 4- اتصال یوتکتیک 5- خواص اتصال 6- مواد مخصوص اتصال درفصل آخر نیز کاربردهای سرامیکهای پیشرفته و اتصالات آنها مورد بررسی قرار میگیرد.
مقدمه
تعریفی که برای اتصال مواد یا همان جوینینگ میتوانیم داشته باشیم عبارتست از :
نزدیک کرد دو ماده به یکدیگر به طوری که سطوح این دوماده یک فصل مشترک را تشکل دهند و این دوماده را بوسیله روشهای مختلفی مانند: بستهای مکانیکی، انواع چسبها، ایجاد یک باند شیمیائی و یا ایجاد یک باند دیفوزیونی متصل به یکدیگر نگه میدارند.
در این رساله در مورد روشهای اتصال سرامیک به سرامیک و سرامیک به فلز بحث خواهد شد. عمل جوینینگ یا اتصال، استفاده از سرامیکهائی را که نمیتوان بصورت تکی استفاده کرد آسانتر میکند. ویا اینکه هزینه آنها بوسیله جوینینگ پائین میآید.
در حقیقت وقتی دو قطعه به هم متصل میشود ماده حاصل تقویت شده و استحکام بهتری پیدا میکند. کاربرد قابل توجه برای اتصال سرامیکها وابسته است به کار اجزاء سرامیکی در دماهای بالا و ایستادگی آنها در برابر تنشها او گرادیانهای بالای حرارتی . از جمله مواردی که میتواند گرادیانهای حرارتی و تنش در اتصال ایجاد کند عبارتند از روند سرمایش قطعه که باعث ایجاد گرادیان حرارتی درداخل اتصال میشود. حرکتهای پاندولی و چرخش کاربر نیز ایجاد تنش میکند. برای طراحی سیستمهائی با اتصالات سرامیکی نیازمند یک سری اطلاعات از مواد موجود در لایهها میباشیم که این اطلاعات شامل شاخت خواصی از قبیل: انبساط حرارتی، ویسکوزیته، مدول الاستیک، استحکام، تافنس شکست، خزش و خستگی میباشد. قابل دسترس بودن تکنیکهای اتصال و داشتن اطلاعات کافی و مفید از این خواص در طراحی مناسب سیستمها با ساختار سرامیکی در دماهای بالا تأثیر بسزائی خواهد گذاشت. اتصال سرامیک به سرامیک و سرامیک به فلز حداقل بوسیله یکی ازسه روش زیر انجام میشود.
1- اتصال مکانیکی: که به صورت بستهای مکانیکی میباشد مثل نگهداری نسوزهای کف کوره بوسیله قالبهای فلزی
2- اتصال مستقیم، که این اتصال به این صورت است که دوسطح خیلی تخت را روی هم قرار میدهند و تارسیدن به مرحله دیفوزیون آنها را تحت فشار قرار میدهند. مکانیزم اتصال در این روش ایجاد یک باند دیفوزیونی میباشد.
3- اتصال غیر مستقیم: در این روش محدوده وسیعی از باندهای واسط شبیه چسبهای آلی، شیشهها، شیشه سرامیکها، ترکیبات اکسیدی (شامل سیمانها و ملاتها) یا بعضی از فلزات استفاده میشوند. لایههای واسط فلزی استفاده میشوند. بعنوان عامل تولید باند دیفوزیونی حالت جامد که به این لایههای واسط فیلریا پرکننده میگویند]1[
1-1- فرایندمتالیزه کردن: که در آن یک لایه فلزی نازک به یک زمینه سرامیک متصل میشود که اغلب بعنوان یک لایه واسط است. فرایندهای متالیزه کردن قابلیتترشدن سطوح سرامیک برای فلزات فیلر را بهبود داده و عضو فلزی میتواند به بستر سرامیک فلزی متصل شود. موفقترین متصل کنندههای سرامیک به فلز بوسیله جوشکاری یک عضو فلزی به سرامیک متالیزه همراه با فلز فیلربرنجی با پایه نقره تولید شدهاند. فرایندهای متالیزه کردن هنوز از تکنیکهای باکاربرد وسیع برای اتصالهای فلز به سرامیک میباشد. البته بهبودهای حائز اهمیت در تکنیکهای متالیزه کردن انجام شده و چندین فرآیند جدید ایجاد و ارزیابی شده است. همچنین تحقیق جامع درمورد واکنشهائی که در هنگام متالیزه کردن سطح سرامیک روی میدهند دراثر بخش بودن متالیزه سهیم است.
رویه های متالیزه کردن نیز جهت بهبود قابلیت تر شدن سطح سرامیک بوسیله فلزات و پرکنندههای متعارف بادمای پائین ایجاد شدهاند. بعدا محققان دریافتند که برخی فلزات فعال و آلیاژها یا ترکیباتشان میتوانند سطوح سرامیک غیر متالیزه را تحت شرایط سرامیک تر نمایند. هرچند تفاوتهای فرایند فلز فعال جهت تولید اتصالهای سرامیک به فلز بکار رفته، اما هنوز جهت تولید این اتصالات بصورت تجاری بکار میرود. در مروری در خصوص پیشرفتهای انجام شده در این زمینه باید تأکید شود که متالیزهکردن، آمادگی سطح برای سرامیکهاست نه یک فرایند اتصال ] 1 [
فرایند متالیزه کردن معمولا برای سرامیکهای اکسیدی استفاده میشود که به صورت مخلوطی از یک فاز شیشه ویک فلز نسوز میباشد. علت استفاده از فاز شیشه ایجاد یک باند بین فلز نسوز و سرامیک اکسیدی میباشد. فرایند متالیزه کردن در دولایه انجام میشود. لایه اول متالیزه شامل مخلوطی از فلز نسوز و شیشه میباشد که روی سطح سرامیک روکش میشود. درحقیقت سطح سرامیک را بوسیله این مواد که معمولا شامل تنگستن (w) مولیبدنیوم (Mo)، اکسید منگنز (Mno) و مقدرای شیشه فریتی میباشد نقاشی میکنند. درضمن برای نقاشی کردن، این مواد را همراه بایک حامل و یک حلال مورد استفاده قرار میدهند. برای رسیدن به یک حدمطلوب از متالیزه کردن پارامترهای متعددی دخیل هستند، از آن جمله میتوان به مواردی نظیر: درجه حرارت، زمان، وضعیت اتمسفر و ضخامت لایه نقاشی شده اشاره کرد: متدهای رایج برای متالیزه کردن عبارتند از: اسپری کردن، چاپ شابلنی، تزریق یا نقاشی بوسیله نازل و انتقال با استفاده از چرخ یانواز نقاله. دستیابی به یک ضخامت مشخص به خواص رئولوژی ماده نقاشی شونده و نوع روش متالیزه کردن بستگی دارد. یکی از خواص مهم ماده نقاشی شونده کهدر کنترل ضخامت مورد بررسی میگیرد ویسکوزیته میباشد. نتایج حاصل از متالیزه کردن بوسیله روشهای مختلف درجدول 1-1 آمده است.
درلایه دوم متالیزه ازیک فلز مانند نیکل، مس، طلا، قلع یا سرب استفاده میشود این لایه بوسیله الکترولیت تهنشین میشود. ضخامت این لایه معمولا 4-2 میباشد. البته دربرخی موارد لایه مذکور بوسیله احیای اکسیدهای فلزی مطلوب تولید میشود. این لایههای ثانویه چندین کار انجام میدهند و این روش به کار رفته جهت اتصال سرامیک به فلز بستگی دارد. چنانچه قرار باشد این اتصالات با فلزات فیلتر پایهیا انجام شود روکها دارای کاربردهای زیرمیباشند:
1) وقتی فلزات به کاررفته برای متالیزه کردن بوسیله فلزات فیلر با دامای پائین، تر نمیشوند پوشش سطحی را همراه با فلزی فراهم میکند که به آسانی بوسیله چنین فلزات پرکننده تر شوند
2) تاحدی فلزات پوشش دهنده بعنوان مانعی برای نفوذ لایه متالیزه بوسیله فلز پرکنده عمل میکندبرخی فلزات پرکننده با فلزاتی واکنش میدهند که برای متالیزه کردن بکارمی روند
چنانچه این واکنش تا مدت زیادی دوام داشته باشد، فلز پرکننده میتواند در روکش متالیزه نفود کرده و آنرا از سرامیک بلند کند روکشهای متالیزه شده معمولا با پوشش میشوند تا نفوذ را به تأخیر انداخته وبا پوشش داده شده تا نمناکی خوبی را فراهم کند. اتصال سرامیک به فلز بوسیله روشهائی غیراز جوشکاری نیز تولید میشود. عمل پوشش کارکردهای دیگری نیز دارد. مثلا اتصالات جوش کاری شده نیازمند موادی هستند که انتشار میان سطح سرامیک متالیزه و فلز را ارتقا میبخشد.
2-1 تکنیک پودر فلز زینترشده:
در این فرایند پودرهای فلزی جداشده با یک چسب مناسب ترکیب میشوند تا سوسپانسیون یا خمیری را تولید کنند که بتواند روی سطح سرامیک رنگ شود. این روکش بوسیله حرارت به سرامیک زینتر میشود. این کار بوسیله گرمایش سرامیک دردمای بالا درفضای کنترل شده انجام میشود. معمولا یا درکاربردهای دما بالا بکار میروند. ، ، ، نیز بکار رفتهاند. متداولترین فرایند ازای دست فرایند شلی منگنز است که در آن پودربا پودریانورد میشود تا ذرهای از1 تا 2 تولید کند. گاهی پودرهای فلزی بجای اکسیدها بکار میروند. یک سوسپانسیون با استفادها از یک چسب نظیر نیترو سلوز آماده میشود به نحوی که یک لایه رنگ به ضخامت 10 الی 25 میکرون میتواند برای سرامیک پایه بهکار رود. سرامیک پایه دریک فضای دردمای 100ت پخت میشود. برخی اکسیدهای مذکور احیا میشوند برخی دیگر باخودشان و سرامیک پایه ترکیب میشوند تا یک ماده مذاب چسبنده را شکل دهند این ماده مذاب روی فاز فلزی زینتر شده را میپوشاند و کاملا سرامیک پایه را تر کرده و سخت میشود. تا یک فاز شیشه رادرهنگام سردشدن ایجاد کند. این فاز شیشه کمتر از سرامیک پایه متراکم میشود و لذا با فاز فلزی درفشار قرار میگیرد. بنابراین فاز شیشهای قویا به فلز زینتر شده و سرامیک پایه میچسبد. لایه مقاوم متالیزه شده نوعاضخامت داشته و میتواند بصورت لایهای ضخیم از 2 ای 4 میکرومتر از نیکل یا مسپوشش گردد تا ترشدن را حین جوشکاری بهبود دهد. استحکام کششی اتصال سرامیک به فلز از70 یا بالاتر دردسترس می باشد.
فرایند ایجاد شده بوسیله ملت و اسپرک بوسیله صنعت بعنوان روش استاندارد پذیرفته شده تا سطوح سرامیک را متالیزه کنند. اختلافات زیادی جهت گسترش فرایند ایجاد شده است. برای تولید کم و بدنههای شکلگرفته مخلوط متالیزه معمولا همراه بایک پرس کوچک استعمال میشود. باید توجه کرد که از این روکش بصورت یکنواخت استفاده میشود. روکش کاری بوسیله اسپری و روکش کاری رولر وغربال کردن نیازمند تجهیزات بیشتر بوده و برای تولید در حجم زیاد مناسب است. این مخلوط متالیزه میتواند روی نوار انتقالی برای استعمال برسطوح سرامیک تهیه شود. در تولید این نوار مخلوط متالیزه بطور یکنواخت روی صفحه پلیاتیلن پخش شده و با چسب ضدفشار روکش میشود. و بوسیله یک ورق محافظت میشود. برای استفاده این ورق محافظ برداشته شده و بدنههای سرامیک روی نوار فشار داده میشوند. وقتی سرامیک از روی نوار بلند میشود روکش متالیزه به این بخش انتقال مییابد. زینتر کردن هم به صورتی معمول انجام میشود. صنعت دارای عملیاتهای انتقال نوارخودکار و همچنین روشهای دیگری برای استعمال مخلوطهای متالیزه برای بدنهها یا اجسام سرامیکی میباشد. سایر تحقیقات نشانگر برنامههای جامع انجام شده بوسیله محققان جهت قابلیت اطمینان فرایند متالیزه پودر فلزی زینتر شده میباشد. براساس یک بررسی درخصوص مطالب در این زمینه محققان مشاهدات و تئوریهای چسبندگی میان روکش متالیزه و جسم سرامیکی را تحلیل کردهاند تا درجات موادی را که این چسب را بهبود میدهند تعیین کنند. براساس این رویه تحلیلی بیش از 200 مخلوط، متالیزه فرموله و ارزیابی شدهاند. اثر بخشبودن متالیزه توسط تستهائی از قبیل چسبندگی، استحکام پوسته، استحکام فشاری و استحکام کششی مورد سنجش قرار گرفته است. تستهای مذکور نشان میدهد که بسیاری از فلزات و اکسیدها میتوانند بجایبهکار روند. دست کم16 مخلوط متالیزه ترکیباتی با قدرت برابر یا بیشتر از قدرت تولید شده بوسیله فرایند مولی منگنز را تولید میکنند که میتوان نتیجه گرفت:
1) استحکا کششی اتصال سرامیک به فلز همراه با مثلا 3 قسمت باافزایشکاهش مییابد حداکثر قدرت کششی 196، 152 و110 برای به ترتیب سرامیکهای بادرصدهای 94، 96، 6،99 میباشد.
2) دامنه دمای زینترنیگ بهینه 1500 الی 1600 است.
3) مخلوطهای متالیزه برای بدنه - 6/99% نیازمند افزودنیا مواد دارای سیلیکات جهت تولید اتصالات رضایتبخش است. سایر ترکیبات متالیزه با پایه مخلوط میشوند با افزودنیهای: هیدرید تیتانیوم، Fe واکسیدهای فلزی زیاد مخلوط میشود که جهت افزایش چسبندگی لایه متالیزه به سطح سرامیک میباشد، شخصی بنام تنتارلی برنامه را گزارش کرد که جهت ایجاد مواد متالیزه با دمای پائین تدوین شده است.
حال معلوم است که ریز ساختارها و ویژگیهای تغییر سرامیکها درهنگام حرارت دردمای بالا نیازمند زینترنیگ روکشهایمیباشد. مثلا گزارش شده است کهقدرت اتصال درمقابل مدول گسیختگی، تخلخل و غلظت وقتی افزایش مییابد که دمای پخت ازفراتر رود بنابراین افزایش 4/1 دصدی درطول یک سرامیک بامیزان آلومینای 96% گزارش شدهاست. چنین تفاوتهائی در ابعاد فیزیکی دردماهای1000 الی 1900 روی نمیدهد. یکسری از رنگهای متالیزه برمبنای اکسیدهای فلزی ، و فرموله میشوند درحالیکه بیشترین توجه را بعنوان یک جزء متالیزه دریافت میکند. همچنینبررسی شده است تا سرامیکها
را برای کار دردای بالا متالیزه نماید. تنتارلی توجه میکند که:
1) هیچ تفاوتهای قابل توجه در قدرت اتصال وجود ندارد و این صرفنظر از ضخامت روکش و دمای متالیزه میباشد. 2) استحکامهای کششی متوسط 189 الی 96 همراه با سرامیکهایمختلف بدست میآید 3) تستهای دوره گرمائی جهت ارزیابی قابلیت اطمینان اتصال بدست با سیستم متالیزه دمای پائین نسبت به قابلیت اطمینان بدست آمده همراه با دمای بالای متعارف است و هیچ تفاوت قابل ملاحظهای در نتایج ذکر نشده است.
5) سیستمهای متالیزه با دمای پائین به روشهای نوار انتقال و قیلتر یا غربال با فرایند MO – Mn منطبق میباشند. متالیزه کردن در دمای پائین مزایای اقتصادی همراه با دمای زینتراسیون پائین و فضای زینتراسیون با اهمیت کمتر را ارائه میکنند.
1-3 تکنیکهای نمکفلز نسوز یا راکتیو:
محلولهای این نمکها جهت متالیزه کردن سرامیک پایه بکار رفته است. سرامیک پایه همراه با محلولی از نمک فلزی رنگ میشود و سپس دردمای بالا حرارت داده میشود. تانمک فلزی را بصورت احیا درآورده و بر سرامیک متصل میشود. لیتیم مولیبدیت محلول درآب و برخی ترکیبات فلزی در تنوعی از حلالها به کار رفتهاند. تمامی این ترکیبات دردمای پائین جداشده و لایهای چسبنده را روی سرامیک قرار میدهند. تنتارلی برنامهای را شرح داد که جهت توسعه رویههای متالیزه بادمای کم از طریق استفاده از نمکهای فلزی محلول در آب برای متالیزه بکار میرود. این نمکها در مقادیر زیادی از آب حل میشوند. سپس این محلول در قطعات تسترنگ میشوند که جهت تسهیل خشک شدن از قبل حرارت داده میشوند. بعد از خشکشدن این قطعات سرامیک تا حرارت میبینند. البته درکه نقطه شبنمیشدن آن است. این قطعات با جوشکاری میشوند و قطعات مذکور در تنش و فشار تست میشود تارویه متالیزهکردن را ارزیابی کنند. محلول مولیبدیت آمونیوم و نیترات منگنز امکان کمترین حرکت درنواحی رنگ نشده را نمیدهد و اتصالهائی را با بالاترین استحکام کششی متوسط تولید میکند. همچنین مشاهده شده که 1) محلولهای متالیزة غلیظ اتصالاتی همراه با قدرتهای اتصال و حرکت بیشتر را نشان میدهد.
2) قدرتهای اتصال بدست آمده بوسیله متالیزه شدن قابل توجه میباشد. محلولهای نمکهای مذاب نیز جهت متالیزه کردن سطوح سرامیک بکار میروند. دو دانشمند این فرایند را بعنون وسیلهای برای روکشکردن بررسی میکنند. دراین فرایندمخلوط 90 درصدیا و 10% پودر آماده شده ئ دریک ظرف دربسته تحتحرارت میبینند. پودرمعمولا حاولی 2 الی 5% بصورت میباشد. مکانیزم روکش به این صورت است که و واکنش داده تا کلرید و فلزی را شکل میدهد. بطوری کلی یک سطح سرامیک روکش میشود توسط یک ورقه نازکیامخلوطی از قلیائیها خاکی بدنه سرامیک درورقهروکش شده قرار میگیرد. ضخامت روکش میتواند بوسیله تنظیم زمان و دما تغییر کند.
1-4 تکنیک پودر شیشه / فلز:
مخلوطهای تقسیم شده پوردهای فلزی و شیشهها در یک محیط آلی سطح سرامیک را متالیزه میکند. این تکنیک برای متالیزه کردن سرامیکهائی قابل استفاده است که شامل فاز شیشهای نیستند. این فرایند برای کاربردهای غیرخلاء بکار میرود که در آن هزینه پائین درهرواحد دردرجه اول یک عامل کنترل کننده میباشد. استحکام و قابلیتهای دما بالا دردرجه دوم قرار دارند. روکشهای تولید شده دراین روش میتوانند هم پوشش دهنده باشند و هم اتصالات لحیمشده میتواندروی آن انجام شود فلزاتی مثل ، و جهت متالیزه کردن سرامیک بکار میروند اما رایجتر است نویسندگان بسیاری درمورد تولید لایههای نازک، تکنیکهای روکش کاری و روشهای خشککردن و حرارتدادن بحث کردهاند. سایر مطالعات اثر دما برچسبندگی نقره به سرامیک را تعیین میکند و معلوم شده که چسبندگی به ترکیب شیمیائی شیشه گدازآور در مخلوط رنگ نقره و سرامیک بستگی دارد. سرانجام هریتیج و بالم اشاره دارند به اینکه سرامیکها بوسیله احیای محلولهای نمکی فلزات متالیزه میشوند این محلولها برای تهنشین کردن لایهای ازو یاسایز فلزات بکار میرود
1-5 تکنیک رسوبدادن بخار:
این فرایندهای بخار بکار رفته جهت متالیزهکردن سرامیک به دودسته تقسسیم میشوند. فیزیکی و شیمیائی. این تکنیکها شامل تصعید و تبخیر، اسپاترینگ، پوشش یونی، میباشند.
1) تبخیر و تصعید: ماده روکشکننده حرارت داده میشود تا تعداد اتمها و مولکولهای موجود درسطح آن جهت ایجاد تهنشینمطلوب به حدکفایت برسد. برخی غیرفلزات میتوانند دراین حالت تهنشین شوند.
2) اسپاترینگ: اسپاترینگ فیزیکی نرمال بوسیله بمباران کاتد بوسیله یون گاز بیاثر باعث خروج اتمهای مذکور از سطح کاتد به گاز محیط میشود. تهنشین شدن اتمها در زمینهنزدیک روکش نازکی از مادهای که درهدف بمباران قرار گرفته را تولید میکند.
3) پوشش یونی: اتمهای فلزی تبخیرشده یونیزه شده و درمیدان الکتریکی شتاب میگیرند یونها با انرژی جنبشی به سطح برخورد میکنند استحکام کششی 35 الی با استفاده از تکنیکهای متالیزه تهنشین شده بخار فیزیکی بدست میآیند.
بررسی سیستمهای ترمز ضد قفل A.B.S

| دسته بندی | مکانیک |
| فرمت فایل | doc |
| حجم فایل | 1.162 مگا بایت |
| تعداد صفحات | 45 |
فهرست مطالب
عنوان صفحه
سیستم بندیکس مکاترونیک II ............. 1
سیستم بوش 2 .......................... 2
نیپوندسو (تویوتا) .................... 15
سیستم تویوتا ......................... 17
سیستم ABS چهارچرخ تویوتا ............. 22
کنترل قدرت سوپرا TRAC ................ 24
کنترل قدرت کمری ...................... 25
سیستم دولفی ABS VI .................... 26
کلسی- هایز EBC4 ....................... 32
بندیکس مکاترونیک II
سیستم بدیکس مکاترونیک II [1]برروی فورت کانتور[2]و مرکوری میستیک[3] مدل 1995 نصب گردید. انتخاب سیستم کنترل قدرت[4] موجود بر روی این سیستم اختیاری[5] است و به سفارش مشتری انجام میشود.
مکاتورونیک II یک سیستم غیر مجتمع چهارکاناله می باشد و از روی سیستم ترمز اصلی معمولی و یک واحد هیدرولیکی نصب شده در بین سیلندر اصلی و ترمزهای چهارچرخ تشکیل شده است. واحد هیدرولیکی خود متشکل است از:
یک محرک هیدرولیکی، یک پمپ فشار ABS یک تنظیم کننده الکترونیکی که جعبة رله ای برروی آن سوار شده و دو عدد شیر فشارشکن. ترمز هر یک از چهارچرخ توسط یک شیر سلونوئیدی مجزا ومستقل که در یک محرک هیدرولیکی[6] تعبیه شده کنترل میشود در حالتی که سرعت خودرو بیش از mph3 بوده و یکی از چرخها در آستانةقفل شدن باشد شیری باز شده و فشار روغن آن چرخ را آزاد می کند تا بتواند آزادانه و متناسب با سرعت خودرو حرکت کند. این دوره میتواند در یک ثانیه چند بار تکرار شود. بروز نقص در سیستم ABS هیچ مشکلی برای سیستم ترمز اصلی به وجود نمی آورد. سیستم کنترل قدرت از همان سیستم اصلی ABS و یک پمپ و یک شیر اضافی که روی تنظیم کننده هیدرولیکی سوار شده استفاه می کند. اگر سرعت خودرو کمتر ازmph 30 بوده و در اثر شتاب زیاد یکی از چرخهای محرک به طور هرز بچرخد (اصطلاحا به صورت بکسواد) در این صورت یکی از شیرها باز شده وبه پمپ اجازه می دهد تا فشار ترمز درآن چرخ را بیافزاید و بدین ترتیب از چرخش هرز آن چرخ به دور خود جلوگیری کند. با این عمل در واقع گشتاور زیادی به چرخ وارد میشود در همین حال دریچه گاز نیز به آرامی بسته میشود تا گشت آور موتور را کاهش دهد. در سرعت های بالای mph30 گشتاور توسط تنظیم دریچه گاز کنترل میشود زیرا بکارگیری ترمز دریکی ازچرخهای محرک ممکن است باعث ناپایداری خودرو شود.
سیستم بوش
بوش (2)
سیستم ترمز ضد قفل بوش S2[7]، سیستم غیر مجتمعی است که در سال 1978 برای نخستین بار، در اروپا و در سال 1985، در آمریکای شمالی (توسط شرکتهای بی.ام.و[8] و مرسدس[9] ) مورد استفاده قرار دگرفت. این سیستم توسط بسیاری از خودروسازان از قبیل آئودی[10]، بی.ام.و کرایسلر[11]، فورود[12] ، جنرال موتورز[13]، ایسوزو[14]، نیسان[15]، پورشه[16]، سوبارو[17]، سوزوکی[18] و تویتا[19]به کارگرفته شد. سیستم بوش2، در نمونه های سه و چهارکاناله عرضه میشود که عبارتند از: S2، E2، U2، و S2 میکرو[20].
وسایل نقیهای که سیستم ترمز اصلی آنها به دومدار هیدرولیکی مجزای عقب و جلو تقسیم شده است. از سیستم سه کاناله استفاده می کنندو برای هر یک از چرخهای جلو در کانال مجزا و برای جفت چرخهای عقب، یک کانال به کار گرفته میشود. هر یک از چرخهای جلو دارای یک سنسور سرعت چرخ می باشند. در برخی از مدل ها، برای هر یک از چرخهای عقب یک سنسور مجزا استفاده شده و در برخهی دیگر برای اندازه گیری سرعت چرخهای عقب یک سنسور مجزا استفاده شده و در برخی دیگر برای اندازه گیری سرعت چرخهای عقب، یک سنسور برروی دیفرانسیل نصب میشود.
خودروهایی که سیستم ترمز اصلی آنها به صورت قطری مجزاست و از سیستم جهارکانالی استفاده می کنند.
اجزای سیستمبه شکلهای 1-2 و 2-2 مراجعه شود.
اجزای سیستم ABS بوش عبارتند از: واحد کنترل الکترونیک، تنظیم کننده هیدرولیکی ، شیرهای سلونوئیدی ، پمپ و آکومولاتور (که در تنظیم کننده هیدرولیکی قرار دارند). سنسور سرعت چرخ و چرخهای تن، رله شیر سلئنوئیدی، رله پمپ، سوییچ چراغ ترمز و چراغ هشدار ABS به (شکل مراجعه شود). سیستم های بوش S2 را میتوان به واسطه تنظیم کننده هیدرولیکی شان شناسایی کرد (به شکل مراجعه شود).
به شکلهای 3-2 و 4-2 مراجعه شود.
واحد الکترونیکی در واقع سیستم بوش 2، می باشد که با توجه به مدل سیستم، در محلهای متفاوتی نصب میشود. اجزای این واحد کنترل عبارتند از: یک مدار ورودی، دومدار دیجیتالی LSI [21] یکسان، یک حافظه مرکب تثبیت کننده ولتاژ – کد نقض[22]، دو مدارخروجی و یک راهانداز اداز شیر سلنوئیدی. هر کدام از مدارهای LSI، سیگنال های ورودی از یک جفت ازچهار سنسور را دریافت می کنند (به شکل مراجعه شود). تقسیم سیگنال ها در بین دو مدار، باعث افزایش سرعت پردازش می گردد.
اطلاعات خروجی ازسنسورهای های چرخ به مدار ورودی داخل شده و درآنجا به سیگنال های موج مربعی آنالوگ تبدیل و سپس تقویت می شوند. سیگنال های موج مربعی به کنترل کننده دیجیتال ارسال و در آنجا به سیگنال های دیجیتال تبدیل میشوند (10بیت - ورد[23]). در هنگام پردازش ، داخلهای حاصل از جاده های ناهموار و حرکت سیستم تعلیق پاکسازی می شوند . سیگنال هی تبدیلی به واحد محاسبه[24] وارد شده و پس از تحلیل و آنالیز به سیگنال های عملیاتی تبدیل می شوند که برای کنترل شیرهای سلونوئیدی به کار می روند.
مدارهای ناظر[25] ECU که هر کدام، در یک مدار LSI قرار دارند. تمامی اجزای الکتریکی سیستم ABS را تست می نمایند تا از عملکرد صحیحآنها اطمینان حاصل کنند. این مدار، مواردی همچون مجموع سیگنال های غیر منطقی و پایداری[26]آنها را آزمایش می کند. هنگامی که یک مدار ناظر خطایی را می یابد، سیستمABS را خاموش و یک عیب را ثبت میکند. همچنین این مدار در این لحظه چراغ هشدار ABS را نیز روشن می کند.
مدارخروجی ECU ، از ترازنزیستورهای قدرت[27]، به عنوان سوییچ هایی برای کنترل شیرهای سلوئیدی ABS، از طریق راه اندازها، استفاده می کند که این راه اندازها، سیگنال هایی با شدت جریان کافی را برای تحریک شیرها، تولید می کنند.
حافظه تثبیت کننده ولتاژ – کد نقص، ولتاژ سیستم ABS را در یک محدوده معین نگاه داشته و در صورت افت بیش از حد آن، سیستم را خاموش می کند. همچنین این قسمت، کدهای مربوط به عیوب را ثبت و چراغ اخطار ABS را کنترل می کند.
به شکلهای 5-2 و 6-2 مراجعه شود.
تنظیم کننده هیدرولیکی درنزدیک سیلندر اصلی نصب شده و توسط لوله های هیدرولیکی به آن متصل گردیده است (به شکل مراجعه شود). این تنظیم کننده شامل شیرهای سلونوئیدی (یک شیر برای هرکانال هیدرولیکی)، دو عدد آکومولاتور (هر کدام برای یک مدار هیدرولیکی) و پمپ می باشد.
هنگام عملکرد سیستم ABS، در دوره یا مرحله آزادسازی روغن، آکومولاتورها روغن آزاد شده از مدار هیدرولیکی را جمعآوری می کنند. درخودروهای دارای سیستم ترمز مجزا عقب و جلو، برای هر مدار عقب و جلو، از یک آکومولاتور مجزا استفاده شده است. در وسایل نقلیه مجهز به سیستم ترمز مجزای قطری، از یک آکومولاتور، یک مدار ترمز جلو – سمت چپ، عقب – سمت راست و از آکومولاتور دیگری برای مدار ترمز عقب – سمت راست جلو – سمت چپ، استفاده شده است.
پمپ، روغن ترمز را از آکومولاتور جمع آوری نموده و به سیلندر اصلی باز میگرداند.
شیرهای سلونوئیدی از نوع سه وضعیتی بوده وتوسط ECU دروضعیت مناسب قرار میگیرند در این سیستم، سه یا چهار شیر سلونوئیدی وجود دارد که از هریک در یک کانال هیدرولیکی استفاده شده است.
سنسورهای سرعت در سیستم بوش2، در دونوع اصلی DS2 و DS3 موجودند. (به شکل مراجعه شود.) شکل وطریقه نصب سنسورها با توجه به نوع وسیله نقلیه متفاوت است. نوک سنسور میتواند به صورت گرد[28]، لوزی[29] یا قلمی[30] شکل بوده و طریقه نصب سنسور نیز میتواند به صورت محوری (خارج ازمحیط چرخ تن) یا به صورت شعاعی(در امتداد محیط خارجی چرخ تن) باشد.
مطابق آنچه گفته شد، سنسورهای چرخ، سیگنالی را به صورت ولتاژ متغیر AC به CAB ارسال می دارند.
سوییچ چراغ ترمز به CAB اعلام می کند که ترکز گفته شده است.
گاهی اوقات این سوییچ، سوییچ g نیز نامیده میشود و در برخی از خودروهای تویوتا برای اعلام نرخ کاهش سرعت (شتاب منفی ) به ECU به کار می رود و بدین ترتیب ECU به میزان ضریب اصطکاک چرخها با سطح جاده پی برده و با توجه به آن، زمان بازوبسته شدن شیرهای سلوئونیدی را تعیین می کند. سیگنالهای ارسالی از سنسورهای سرعت چرخ، فقط زمان به کارگیری ABS را اعلام می نمایند که سیگنال های ارسالی از سوییچ g، اطلاعاتی در رابطه با چگونگی اصطکاک سطح جاده را می دهند.
این سوییچ متشکل از دو سوییچ جیوه ای است که در یک محفظه قرار دارند. یکی از آنها هنگام افزایش و دیگری در هنگام کاهش سرعت. بسته می وشند. این تغییرات درداده های ورودی، باعث می شود که ECU زمان عملکرد شیرهای ABS را تنظیم کند.
این سوییچ در بنی سالهای 1986 وو 1989 در خودروی کوروت به کار گرفته شد. این سوییچ، مشابه سوییچ شتاب منفی می باشد با این تفاوت که دو سوییچ جیوه ای از پهلو به بدنه سوییچ متصل شده وهنگام گردش سریع و تند خودرو به راست (بیش ازg6/0)، یکی از این سوییج های درحال عادی بسته،باز و در یک گردش سریع به چپ (بیش ازg6/0) دیگری باز میشود. ECU هر دو سیگنال را به منظور تطبیق عملکرد سیستم ABS با شرایط رانندگی، به کار می گیرد.
این سنسور در خودروهای کوروت مجهز به سیستم ASR/ABS به کار می رود و شامل یک میله از جنس سیلیکون با تراشکاری فوق العاده ظریف می باشد که درانتهای آن وزنه ای تعبیه شده است. برروی میله مزبور یک آهنربای دائمی نیز نصب شده و مستقیما به طرف یک سنسور «اثر هال»[31]نشانه گیری شدهاست. در هنگام گردش سریع خودرو به یک طرف، میله در اثر نیروی g ، از محل استقرار اولیه خود منحرف شده و آهنربا را از گردش سریع خودرو به یک طرف، میله در اثر نیرویg، از محل استقرار اولیه خود منحرف شده و آهنربا را از سنسور هال دورکرده و بنابراین ظرفیت الکتریکی را تغییر می دهد. سنسور از ECU ولتاژ 5 ولتی ای را به عنوان سیگنال مبنا دریافت کرده سپس آن را به یک ترمینال[32] اتصال بدنه در ECU ارسال میدارد. مقدار این سیگنال، با حرکت میله و تغییر فاصله آن از سنسور هال، تغییر پیدا می کند.
هنگام رانندگی عادی، یک شتاب سنج جانبی معیوب میتواند باعث نوسانات کمی در پدال ترمز شود با این وجود، عوامل دیگری از قبیل تاب برداشتن دیسک های ترمز، میتواند باعث ایجاد این مشکل گردد بنابراین قبل از هر گونه قضاوتی دررابطه با این سوییچ، باید عوامل دیگری را نیز کنترل و بازدید نمود. اگرقرار شد که این سوییج را تعویض کنید اطلاع داشته باشید که خیلی حساس است و در اثر افتادن ممکن است آسیب ببیند.
درهنگام راه اندازی و همچنین خاموش بون سوییچ استارت، ECU به منظور عیب یابی سیستم خود را آزمایش می کند. بدین منظور، مدار ناظر (مونیتورینگ) ECU ، نقایص را شبیه سازی کرده و پاسخ مربوطه را کنترل می کند.
هنگام ترمز گرفتن ABS، EUC با توجه به شرایط، باز بازوبسته کردن شیرهای سلونوئیدی (بین 4 تا 10 بار در ثانیه) . فشار هیدرولیکی در ترمزها را کنترل می کند. این مراحل عبارتند از سه مرحلة نگهداری (یا تثبیت[33]) کاهش[34] وافزایش[35] فشار.
در ترمز گیری معمولی ، شیر سلونوئیدی موجود در کانال، باز بوده و از طریق سیلندر اصلی، فشار پدال را به کالیپرها وسیلندرها چرخ، ارتباط می دهد (به شکل مراجعه شود).
وقعی چرخی در آستانه قفل دارد، ECU به آن پی برده و جریان نگهدارنده ای را به شیر سلونوئیدی ارسال می دارد (50 درصد جریان کامل) دریچه ورودی کانال هیدرولیکی چرخ را بسته و فشار پدال را از چرخ قطع می کند. همچنین، در این حالت دریچه خروجی شیر بسته می ماند. در نتیجه فشار هیدرولیکی در چرخ افزایش یا کاهش نیافته و ثابت می ماند. این مرحله را، دورة نگهداری[36] یا جداسازی[37] مینامند.