اعتیاد ، علل ، درمان و پیشگیری

| دسته بندی | علوم اجتماعی |
| فرمت فایل | doc |
| حجم فایل | 25 کیلو بایت |
| تعداد صفحات | 17 |
خلاصه | Abstract |
اعتیاد از مسائل اساسی انسان امروزی است . در DSM- IV منظور از اختلالات مرتبط با مواد | Addiction is an important problems of modern human . In DSM- IV substance – related disorders means a range of problems associated with the abuse of substances such as alcohol heroin and other drugs that cause changes in thought feeling and behavior . Abuse of substances usualy has casued the social occupational family and physical problems.By interaction with neurotrans mitters the substances distrube the normal brain activties . The sub stances influence the reward centers of the brain. Considering etiology of addiction theories and researches emphesize on factors such as social disorganization peer pressure family genetic emotional and mental problems . Law strategies educational strategies and therapeutic strategies have been proposed for control of addiction. |
اعتیاد یکی از مشکلات اساسی جوامع امروزی است . کشور ما بدلیل شرایط خاص جغرافیائی ، سیاسی ،اجتماعی ،فرهنگی شرایط مستعدی را برای روی آوردن جوانان
به اعتیاد داراست . برهمین اساس یکی از تلاشهای مسئولین نظام بعد از پیروزی انقلاب اسلامی مبارزه جدی با مواد مخدر بوده است . هرچند که در ابتدا مبارزه با این مشکل اساسی به صورت برخورد قانونی بوده است ، اما بدلیل ناکار آمد بودن این روشهای قانونی در سالهای اخیر توجه به سوی درمان و پیشگیری از اعتیاد از طریق شناخت عوامل بوجود آورنده و استفاده از روشهای علمی معطوف شده است. در جدیدتربن تقسیم بندی اختلاف روانی DSM- IV از اختلالات مرتبط با مواد نام برده شده است . منظور از اختلالات مرتبط با مواد1 دامنه ای از مشکلات مرتبط با استفاده و سوء استفاده از داروهای مانند الکل ، کوکائین ، هروئین و دیگر موادی است که افراد برای تغییر در نحوه تفکر ، احساس و رفتار خود، استفاده می کنند. این مشکلات هزینه های فوق العاده انسانی ، مادی و اقتصادی دارند( دوراندو بارلو، 1997)2در تعریف سوء استفاده از مواد دوراند و بارلو 1997 چنین عنوان کردند الگویی از استفاده از مواد روان گردان که منجر
به آشفتگی یا ضایعة مهمی در نقش های اجتماعی و شغلی و موقعیتهای حساس گردد.
بر اساس مطالعه مؤسسه تحقیق اجتماعی 3( ISR ) در آمریکا استفاده از مواد در دهه 70
و اوایل دهه 80 در آمریکا افزایش چشمگیری داشته است اما از سال 1993 کاهش در استفاده از مواد را نشان می دهد. ( به نقل از سیگل و سنا، 1997)4همچنین بر اساس گزارش دپارتمان خدمات سلامتی و انسانی آمریکا5 درسال 1995 در بین سالهای 1979تا 1994 استفاده از داروهای غیر قانونی از 7/13% در کل جمعیت به 8/5% در سال 1994 رسیده است ( به نقل از دوراند و بارلو، 1997 ) چنین آماری حکایت از روشهای پیشگیرانه مؤثری در طول این دوره دارد.
تحقیق اعتصاب

| دسته بندی | علوم اجتماعی |
| فرمت فایل | doc |
| حجم فایل | 18 کیلو بایت |
| تعداد صفحات | 16 |
درباره اعتصاب
در مرتبه اول باید توضیحی برای وقوع و انتشار اعتصابها پیدا کنیم. هر کس که اعتصابهایی را، چه از تجربیات شخصی خود و چه از گزارشات دیگران، و یا روزنامهها، بخاطر بیاورد فورا متوجه میشود که هر جا که کارخانه بزرگ برپا شده و بر شماره شان افزوده میشود اعتصاب اتفاق میافتد و بسط مییابد. بندرت ممکن است که حتی یک کارخانه بزرگ از میان کارخانههایی که صدها (و در برخی موارد هزارها) کارگر دارند پیدا کرد که در آن اعتصاب اتفاق نیفتاده باشد. زمانی که تعداد کارخانههای بزرگ در روسیه معدود بودند تعداد اعتصابها هم کم بود. ولی از زمانی که کارخانههای بزرگ چه در محلات صنعتی قدیم و چه در شهرها و دهات جدید شروع به زیاد شدن کردند، تعداد اعتصابها هم زیادتر شده است.
به چه دلیلی تولید کارخانههای عمده همیشه منجر به اعتصاب میشود؟ به این دلیل که سرمایهداری ناچار باید به مبارزه کارگران بر علیه کارفرمایان منجر شود و وقتی تولید به صورت عمده است این مبارزه ناچار صورت اعتصاب بخود میگیرد. این را توضیح میدهیم.
سرمایهداری نام آن نظامی است که در آن زمین، کارخانهها، وسائل و غیره... متعلق به تعداد کمی از ملاکین و سرمایهداران است، در حالی که توده مردم یا اصلا از هستی ساقط هستند یا مایملک بسیار کمی دارند و مجورند خود را به صورت کارگر کرایه بدهند.
صاحبان زمینها و کارخانهها کارگران را کرایه میکنند و آنها را به ساختن اجناس مختلف، از چه نوع فرقی نمیکند، وامیدارند؛ اجناسی که بعدا در بازار به فروش میرسانند. به علاوه مزدی که صاحبان کارخانهها به کارگران میدهند آنقدری است که فقط برای ادامه یک زندگی بخور و نمیر برای خودشان و خانوادهشان کفایت میکند در صورتی که آنچه کارگران مازاد بر این مقدار تولید میکنند، به صورت سود، به جیب کارخانهدار سرازیر میشود. بنابراین، تحت نظام سرمایهداری، توده مردم کارگران مزدور دیگران هستند، آنها برای خودشان کار نمیکنند بلکه بخاطر دستمزد، برای کارفرمایان کار میکنند. قرین به عقل است که کارفرمایان همیشه کوشش در کم کردن دستمزد دارند؛ هر چه به کارگران کمتر بدهند سود خودشان بیشتر است. کارگران سعی میکنند که بیشترین دستمزد ممکن را بدست بیاورند تا بتوانند برای خانوادهشان غذای کافی و سالم تهیه کنند، در خانههای خوب زندگی کنند، و مانند بقیه مردم لباس بپوشند نه بسان گدایان. بنابراین دائما دعوائی بین کارگران و کارفرمایان بر سر دستمزد جریان دارد. کارفرما آزاد است و کارگری را که بنظرش مناسبتر بیاید اجیر میکند و بنا بر این دنبال ارزانترین کارگر میرود. کارگر هم در انتخاب کارفرمای خودش آزاد است و بنابراین دنبال گرانترین کس میگردد. یعنی آنکه بیشترین مزد را بپردازد. یک کارگر، چه در شهر کار کند، چه خود را به مالک کرایه دهد و چه به یک دهقان ثروتمند، و یا یک مقاطعه کار و یا یک صاحب کارخانه، او همیشه با یک کارفرما طرف است و با او بر سر دستمزد دعوا دارد. ولی آیا برای یک کارگر تنها امکان دارد به تنهایی مبارزه کند؟ تعداد افراد کارگر رو به ازدیاد است. دهقانان در حال خانه خرابی هستند و از ده به سوی شهر و کارخانهها فرار میکنند. ملاکین و صاحبان کارخانهها در حال بکار انداختن ماشین آلاتی هستند که کارگران را از شغلهایشان محروم میسازد. در شهرها تعداد روزافزونی بیکار و در دهات بیش از پیش گدا پیدا میشود. برای کارگر دیگر دارد غیر ممکن میشود که به تنهایی با کارفرما مبارزه کند. اگر کارگر تقاضای دستمزد مناسبی بکند و یا به کم کردن دستمزدها رضایت ندهد، کارفرما به او خواهد گفت: بیرون! و اضافه خواهد کرد که دم دروازه تعداد زیادی مردم گرسنه وجود دارند که با خوشحالی حاضرند با دستمزد کم کار کنند.
آسیب شناسی اجتماعی

| دسته بندی | علوم اجتماعی |
| فرمت فایل | doc |
| حجم فایل | 16 کیلو بایت |
| تعداد صفحات | 19 |
انسانها در فراز و نشیبهای تاریخ همیشه از دردها و آسیبهای اجتماعی بسیاری رنج برده اند و همواره در جستجوی یافتن علل و انگیزه های آنها بوده اند تا رهها و شیوه هایی را برای رهایی ازآنها بیابند. از مجموعه این آگاهیها و تجربه ها و آموخته ها، توانسته اند زمینه های مطالعاتی و رشته های مختلفی را برای تبیین بی هنجاریها و نابسامانیهای زندگی اجتماعی پی ریزی کنند. حاصل این کار پیدایی دانش آسیب شناسی اجتماعی (جامعه شناسی انحراف) است. آسیب شناسی اجتماعی مطالعه بی نظمیها و آسیبهای اجتماعی همراه با علل و انگیزه های پیدایی آنها و نیز شیوه های پیشگیری و درمان این پدیده ها، به انضمام مطالعه شرایط بیمار گونه اجتماعی است؛ زیرا خاستگاه اصلی تبهکاری را باید در کل حیات اجتماعی از قبیل: فقر، تورم، گرانی، بیکاری، فقدان امنیت مالی و حقوقی و دیگر عواملی که باعث محرومیت می شوند. زمینه مساعدی را برای انواع مختلف آسیبهای اجتماعی چون: خودکشی، سرقت، اعتیاد به مواد مخدر، الکلیسم، طلاق، گدایی و… فراهم می آورند. از این رو مفهوم آسیب شناسی گسترده وسیعی پیدا می کند و از ابعد ارزشی و کاربردی فراوانی برخوردار می گردد.
تعریف آسیب شناسی اجتماعی
آسیب شناسی عبارت است از مطالعه و شناخت ریشه بی نظیمها در ارگانیسم در پزشکی به فرآیند به علت یابی بیماریها، آسیب شناسی گویند. در مشابهت کالبد انسانی با کالبد جامعه می توان اسیب شناسی اجتماعی را مطالعه و ریشه یابی بی نظمی های اجتماعی تعریف کرد.
در واقع، آسیب شناسی اجتماعی، مطالعه ناهنجاریها و آسیب های اجتماعی نظیر بیکاری، اعتیاد، فقر، خودکشی، روسپیگری، طلاق. ولگردی، گدایی و... همراه با علل و شیوه های پیشگیری و درمان آنها به انضمام مطالعه شرایط بیمارگونه و نابسامان اجتماعی است.
اعتیاد چیست؟ معتاد کیست؟
اعتیاد چیست؟ اعتیاد را به عادت کردن خود گرفتن، خوگر شدن، و خود را وقف عادتی نکوهیده کردن معنی کرده اند. به عبارت دیگر، ابتلای اسارات آمیز به ماده مخدر که از نظر جسمی یا اجتماعی زیان آور شمرده شود اعتیاد نام دارد.
اصطلاح اعتیاد به سهولت قابل تعریف نیست، اما عواقب آن به صورتهای مختلف نظیر کم شدن تحمل و وابستگی بدنی هویدا می شود.
در طب جدید به جای کلمه اعتیاد، وابستگی به دارو به کار می رود که دارای همان مفهوم ولی دقیق تر و صحیح تر است. مفهوم این کلمه آن است که انسان بر اثر کار برد نوعی ماده شیمیایی از نظر جسمی و روانی به آن وابستگی پیدا می کند، به طوری که بر اثر دستیابی و مصرف دارو، احساس آرامش و لذت به او دست می دهد؛ در حالی که نرسیدن دارو به خماری، دردهای جسمانی و احساس ناراحتی و عدم تامین دچار می شود(فدائی و سجادیه، 1365: 19).
معتاد کیست؟
معتاد کسی است که در اثر مصرف مکرر و مداوم، متکی به مواد مخدر یا دارو شده باشد، یا به عبارت دیگر قربانی هر نوع وابستگی دارویی یا روانی به مواد مخدر معتاد شناخته مس شود. (برژره، 1368:5) از نظر آسیب شناسی هر دارویی که پس از مصرف چنان تغییراتی را در انسان به وجود آورد که از نظر اجتماعی قابل قبول و پذیرش نباشد و اجتماع نسبت به آن حساسیت یا واکنش نشان دهد، آن دارو مخدر است و کسی که چنین موادی را مصرف می کند معتاد شناخته می شود.
عوارض جسمی
1.تریاک و مشتقات آن دندانها را کثیف و آسیب پذیر کرده، مخاط دهان را ملتهب می سازد و موجب نقصان ترشحات غدد بزاقی می گردد.
2.ورود مرفین یا هروئین به بدن، کار دستگاه عصبی را در سطوح مختلف تغییر می دهد و در صورت تداوم، آن را به بدکاری مزمن و دایمی سوق می دهد. (تقوی: 1370: 97).
آرون تی بک بدون غلط گیری

| دسته بندی | علوم اجتماعی |
| فرمت فایل | doc |
| حجم فایل | 43 کیلو بایت |
| تعداد صفحات | 36 |
آرون تی بک
آرون تمکین بک ( -1921) در پرووینس، رد آیلند به دنیا آمد. دوران کودکی او پر از ناملایمات بود و بیماری مهلکی موجب وقفه در تحصیلات اولیه وی شد. با این حال بر این مشکل غلبه کرد و یک سال از همکلاسی های خود جلو افتاد( ویشار، 1993) . او در طول زندگی خود با انواع ترسها دست به گریبان بوده است: ترس از زخم خونین، ترس از خفگی، فوبی تونل، نگرانی درباره سلامتی، و اضطراب سخنرانی در حضور مردم. بک از مشکلات شخصی خود به عنوان مبنایی برای شناختن دیگران و ساختنم نظریه خویش استفاده کرد. بک از دانشگاه براون و دانشکده پزشکی ییل فارغ التحصیل شد. ابتدا به عصب شناسی علاقه داشت ولی بعداً در دوره رزیدنسی به روان پزشکی تغییر رشته داد. بک شخصیت پیشگام در درمان شناختی، یکی از بانفوذ ترین و از لحاظ تجربی، معتبرترین رویکردها به روان درمانی است. درمان شناختی جامع ترین نظریه افسردگی در دنیا نیز هست.
بک سعی کرد نظریه افسردگی فروید را تایید کند ولی پژوهش او باعث شد که با مدل انگیزش فروید و توجیه افسردگی به عنوان خشم هدایت شده به سمت خود وداع کند. بک در نتیجه این تصمیم به مدت چند سال متحمل انزوا و طرد از جانب جامعه روان پزشکی شد. بک از طریق تحقیق خود نظریه شناختی افسردگی را به وجود آورد. او دریفات که شناخت های افراد افسرده با خطاهایی در منطق مشخص می شوند که آن را « تحریفهای شناختی» نامید. از نظر بک، افکار منفی بیانگر عقاید و فرضهای کژکار زیر بنایی هستند. وقتی که رویدادهای موقعیتی این عقاید را راه می اندازند. الگوی افسردگی به جریان می افتد. بک معتقد است که درمانجویان می توانند در تغییر دادن تفکر کژکار نقش فعالی داشته باشند و بدین ترتیب از اختلالهای روان پزشکی رهایی یابند. پژوهش مستمر او در زمینه های آسیب شناسی روانی و استفاده از درمان شناختی جایگاه برجسته ای را در جامعه علمی ایالات متحده برای او به ارمغان آورده است.
بک در سال 1954 به درپارتمان روان پزشکی دانشگاه پنسیلوانیا پیوست و در حال حاضر در آنجا استاد روان پزشکی است. پژوهش پیشگام بک، اثر بخشی درمان شناختی را برای افسردگی به اثبات رسانده است. او درمان شناختی را با موفقیت در مورد افسردگی، اختلالهای اضطراب فراگیر و وحشتزدگی، الکلیسم و سوء مصرف دارو. اختلالهای خوردن. مشکلات زناشویی و رابطه ای، و اختلالهای شخصیت اجرا کرده است. او برای افسردگی، ریسک خودکشی، خود پنداره، و شخصیت مقیاسهای ارزیابی ساخته است. او بانی انستیتوی بک است که مرکز پژوهشی و آموزشی به سرپرستی یکی از چهار فرزند او به نام دکتر جودیت بک است. او 50 سال است که ازدواج کرده و هشت نوه دارد. آرون بک مفتخر است که روی پرورش دادن مهارتهای درمان شناختی صدها متخصص بالینی کار کرده است. آنها به نوبه خود مراکزی را برای درمان شناختی پایه گذاری کرده اند.
رویکردهای شناختی – رفتاری مانند رفتار درمانی بسیار متنوع هستند ولی در این ویژگیها مشترکند: 1- رابطه مشترک بین درمانجو و درمانگر، 2- این اصل که پریشانی روان شناختی عمدتاً حاصل آشفتگی هایی در فرایندهای شناختی است، 3- تمرکز روی تغییر دادن شناختها برای ایجاد تغییرات مطلوب در عاطفه و رفتار، و 4- درمان کوتاه مدت و آوزشی متمرکز بر مشکلات خاص ( آرنکف و گلاس، 1992؛ دایسون و بلاک 1988؛ ویشار، 1993). همه رویکردهای شناختی – رفتاری بر مدل روانی – آموزشی منظم استوار هستند و همگی بر نقش تکلیف، واگذار کردن مسئولیت به درمانجو برای پذیرش نقش فعال در جلسات درمان و بیرون از آن، و استفاده از انواع راهبردهای شناختی و رفتاری برای به وجود آوردن تغییر تاکید دارند.
درمانی شناختی- رفتاری به مقدار زیاد بر این فرض استوار است که بازسازی اظهارات شخصی فرد به بازسازی برابر در رفتار او منجر خواهد شد. مایکنبام(1977) می نویسد که در چارچوب نظریه یادگیری، درست به همان صورتی که رفتارهای آشکار را می توان مستقیماً مشاهده کرد، شناختهای درمانجویان رفتارهای آشکاری هستند که می توانند شخصاً تغییر یابند. بنابراین، فنون رفتاری نظیر شرطی سازی کنشگر، سرمشق گیری، و تمرین رفتاری را نیز می توان برای فرایندهای ناآشکار و ذهنی تفکر و گفتگوی درونی به کار بست. رویکردهای شناختی – رفتاری که در این فصل مورد بحث قرار می گیرند انواع راهبردهای رفتاری را به عنوان بخشی از مخزن یکپارچه کننده آنها شامل می شوند.
درمان شناختی آرون بک
مقدمه
آرون تی. بک در نتیجه پژوهش خود درباره افسردگی، رویکردی را ابداع کرد که به درمان شناختی (CT) معروف است ( بک ،1963،1967) . مشاهدات او در مورد درمانجویان افسرده معلوم کرد که آنها در تعبیر کردن رویدادهای خاص زندگی سوگیری منفی دارند و همین به تحریف های شناختی آنها کمک می کند( داتیلیو، 2000). درمان شناختی با رفتار درمانی عقلانی – هیجانی شباهت هایی دارد. هر دو رویکردهای فعال، رهنمودی ، کوتاه مدت، متمرکز بر زمان حال، مشترک، و ساخت دار هستند ( بک، راش، شاو، و امری،1979).
درمان شناختی مانند رفتار درمانی عقلانی – هیجانی، درمانی بینش مدار است که بر شناسایی کردن و تغییر دادن افکار منفی و عقاید ناسازگارانه تاکید می کند. بنابراین درمان شناختی مدلی از آموزش روانشناختی است. رویکرد بک بر این منطق نظری استوار است که نحوه ای که افراد تجربیات خود را درک می کنند و سازمان می دهند، چگونگی احساس کردن و رفتار کردن آنها را تعیین می کند. فرضهای نظری درمان شناختی عبارتند از : 1- ارتباط درونی افراد در دسترس درون نگری قرار دارد، 2- عقاید درمان جویان معانی شخصی زیادی دارند، و 3-به جای اینکه درمانگر این معانی را آموزش دهد یا تعبیر کند، خود درمانجو می تواند به آنها پی ببرد( ویشار، 1993).
بک نظریه خود را مستقل از الیس به وجود آورد ولی آنها تبادل نظر کرده اند. بک این امتیاز را برای الیس قایل شد که مفهوم اساسی تمرکز کردن روی عوامل شناختی را به عنوان راهی برای تغییر دادن احساسها و رفتارها معرفی کرد. الیس بک را آدم بسیار روشنفکری در نظر می گیرد که از طریق پژوهش خود خدمات مهمی به روان درمانی کرده است ( ویشار، 1993).
نظریه بنیادی درمان شناختی بر این باور است که برای آگاه شدن از ماهیت یک واقعه هیجانی یا آشفتگی، تمرکز کردن روی محتوای شناختی واکنش فرد به آن رویداد ناراحت کننده یا جریان افکار ضرورت دارد ( درابیز وبک ، 1988). هدف این است که با استفاده از افکار خودکار درمانجویان برای دستیابی به طرحواره های اصلی و بازسازی طرحواره، نحوه ای که آنها فکر می کنند تغییر داده شود. این کار با ترغیب کردن درمانجویان به گردآوری و ارزیابی شواهدی که از عقاید آنها حمایت می کنند صورت می گیرد.
اصول بنیادی درمان شناختی
بک که برای مدت چندین سال از روان کاری استفاده می کرد به « افکار خودکار» درمانجویان خود علاقمند شد. افکار خودکار عقاید خصوصی هستند که محرکهای خصای آنهلا را راه می اندازند و به پاسخهای هیجانی منجر می شوند.بیش ز خشمی که به خود برگردانده شده باشد، یعنی آن گونه که فروید در مورد افسردگی نظریه پردازی کرده بود، در تعبیر یا تفکر آنها سوگیری وجود دارد. بک از درمانجویان خواست به افکار منفی خود که با وجود مغایرت با شواهد عینی ادامه می یابند توجه کنند و از این بررسی، جامع ترین نظریه افسردگی در دنیا را به وجود آورد.
بک معتقد است افرادی که مشکلات هیجانی دارند مرتکب « خطایی در منطق» می شوند که واقعیت عینی را به سمت خود خوار شماری متمایل می کند. درمان شناختی، مشکلات روانی را نشای از فرایندهای پیش پا افتاده ای چون تفکر معیوب، استنباط های غلط بر پایه اطلاعات ناکافی یا نادرست ، و ناتوانی در متمایز کردن خیال از واقعیت می داند. اجازه دهید برخی از خطاهای منظم در استدلال را بررسی کنیم که به فرضهای غلط و سوء برداشتها منجر شده و تحریفهای شناختی نامیده می شوند ( بک و همکاران، 1979، بک و ویشار، 2000؛ داتیلیو و فریمن ، 1992).
بک ( 1976) می نویسد که در گسترده ترین حالت، « درمان شناختی از تمام رویکردهایی تشکیل می شود که پریشانی روانی را از طریق اصلاح کردن برداشتهای معیوب بر طرف می کند» (ص 214). از نظر او، مستقیم ترین راه برای تغییر دادن هیجانها و رفتارهای کژکار، تغییر دادن تفکر نادرست و کژکار است. درمانگر شناختی به درمانجویان می آموزد چگونه این شناختهای تحریف شده و کژکار را از طریق فرایند ارزیابی تشخیص دهند. درمانجویان از طریق تلاش مشترک یاد می گیرند افکار خود را از وقایعی که در عمل روی می دهند متمایز کنند. آنها از تاثیری که شناخت بر احساسها و رفتارهای آنها و حتی بر وقایع محیط دارد آگاه می شوند. به درمانجویان آموزش داده می شود افکار و فرضهای خود، مخصوصاً افکار خودکار منفی خویش را تشخیص دهند.
ارتباط دختر و پسر

| دسته بندی | علوم اجتماعی |
| فرمت فایل | doc |
| حجم فایل | 11 کیلو بایت |
| تعداد صفحات | 9 |
ارتباط، علل، دلایل و راهکارها
نوشتار حاضر در سه بخش، تحت عناوین زیر سامان یافته است:
الف) مدخل بحث
1) از دلایل انحراف در ارتباطات اجتماعی، فقدان مباحث تئوریک و عدم معرفی الگوهای مناسب و قابل تقلید از سوی نخبگان فکری، فرهنگی، حوزوی و دانشگاهی است. این مقاله در یک نگاه عقلی به تعلیل ارتباطات بین دو جنس مخالف پرداخته و با تقسیم مجموعه عوامل به دو دسته «علت» و «دلیل» نکاتی را در رابطه با هر یک به بحث گذاشته است. در انتها نیز برای پیشگیری از خطرات فراراه و چاره جویی مشکلات و دردهای موجود، نکاتی مطرح گردیده است.
2) مجموعه ارتباطات دختران و پسران را می توان در یک دسته بندی دقیق و منطقی، به دو قسم هویت نوعی و صنفی تقسیم نمود:
2-1 ) هویت نوعی و صنفی: هویت هر فرد در یک مبنا به سطح هویت شخصی، فکری و روحی قابل تقسیم است و در مبنای دیگر به دو سطح هویت فردی و جمعی تقسیم می شود (1). در این مقاله هویت به دو سطح نوعی و صنفی تقسیم می شود.
منظور از هویت انسانی(نوعی) آن خصوصیاتی است که دختر و پسر را به عنوان انسان در بر می گیرد و از سایر حیوانات و موجودات متمایز می کند. اما در هویت صنفی (جنسی) به دنبال بیان ممیزات دختران از پسران هستیم.
2-2) زن و مرد در هویت انسانی (نوعی) مشترک اند. وجه ممیز انسان از حیوانات و موجودات دیگر نیز عقل است(2). از نتایج اشتراک دختر و پسر در هویت انسانی آن است که عقلانیت، علم، آگاهی، خلاقیت و نوآوری برای زن و مرد ممکن است. و در این حوزه ها می توانند با هم رقابت کنند و ارتباط داشته باشند.
مدعای دیگر این مقاله آن است که هویت جنسی (صنفی) دختر و پسر و زن و مرد متفاوتند. در نتیجه جسم این دو صنف با هم متفاوت است و رعایت نکاتی در شیوه پوشش و لباس برای هر دو لازم و ضروری است، نگاه آنها فرق دارد و.... بحث حجاب دختران نیز با بحث زیبایی آنها و لزوم حفظ زیبایی و عدم سوء استفاده دیگران از آنها و عدم عرضه ارزان زیبایی زنان قابل توجیه است(3).
2-3) بحث ارتباط دختر و پسر با ارتباط زن و مرد از جهت منطقی، موارد و مصداقها رابطه عام و خاص مطلق دارد.