بررسی مورچه های سیاه آتشین

| دسته بندی | علوم پزشکی |
| فرمت فایل | doc |
| حجم فایل | 20 کیلو بایت |
| تعداد صفحات | 33 |
مورچهها
(مورچههای سیاه آتشین)
تاریخچه:
مورچههای سیاه آتشین وارده، به طور اتفاقی از آمریکای جنوبی به صورت تغییرپذیر وراد آلباما شدهاند. اوّلین گزارش در سال 1918 داده شد. توزیع آن تاکنون منحصر به قسمتهایی از میسیسیپی و آلیاما شده است.
مورچه های قرمز آتشین وارده از حدود سال 1930 وارد شدهاند و بیشتر از 260 میلیون جریب زمین در نه منطقه جنوب شرقی آمریکا آلوده شدهاند که شامل بیشتر قسمتهای فلوریدا، جورحیا، جنوب کارولینا، تینیس، آلباما، میسیسیپی، آرکانزاس، و تگزاس و اوکلاهوما میباشد.
اینگونه خیلی فراوان شده است. و وقتی زیاد شدهاند خیلی از مورچههای بومی را بیرون کردهاند. توانایی انتشار در غرب و باقی ماندن در آریزونای جنوبی و در طول سواحل اقیانوس آرام تا واشنگتن وجود دارد.
مورچهها سرتاسر جهان روی میدهند. مورچههای دروگر در غرب رود میسیسیپی و جنوب وجود دارد. که گونههای مشترک شامل مورچه دروگر غربی
Polyygomyrmex occidentalis، مورچههای قرمز دروگر p barduts ، مورچههای دروگر کالیفرنیا p. californicus و مورچه دروگر فلوریدایی p. badius می باشد.
مورچه برندة برگ تگزاس در نیمه شرقی تگزاس غرب مرکزی لویسیانا رخ میدهد.
در شمال شرقی آمریکا مورچههای مزارع و مورچة پیاده رو و مورچههای قرمز، و Alleg heney mound و گونههای مشترکی در مناطق چمنزار هستند. خیلی از گونههای مورچهها در چمنزارها در منطقة آمریکا بومی شدهاند.
بیولوژی:
کلنی مورچههای آتشین قرمز وارده شامل نوزادان و چندین نوع از بالغین هستند
1- نرهای بالدار که قابل شناسایی از مادهها هستند با سر کوچکتر
2- مادههای قرمز متمایل به قهوهای بالدار
3- کارگرها
مورچههای کارگر ماده های عقیم بدون بال هستند. آنها با دفاع کردن ملکه از مزاحمها و باغذا دادن ملکه، تنها غذایی که کارگران ابتدا خوردهاند و با رهاندن ملکه از خطر، از ملکه محافظت میکنند. آنها همیچنین به جستجوی غذا میپردازند و از نوزادان مراقبت میکنند. نوزادان در تخم کرمی رنگ ساخته میشوند و سپس لارو و پوپ ایجاد میشود.
شکل بالدار مورچه یا دارای قدرت تولید مثل در تپههای خاکی زندگی میکنند تا زمانی که برای جفتگیری به پرواز درمیآیند. جفتگیری اغلب در بعدازظهرها و بعد از یک دورة بارندگی رخ میدهد. پروازهای جفتگیری بیشتر در بهار و پاییز رخ میدهد. نرها بعد از جفتگیری میمیرند. در حالیکه ملکه بارور شده به زمین میآید تا یک مکان جهت آشیانه پیدا کند. بالهای ملکه میافتد و او شروع به حفر یک حفره می کند که کلنی جدید را شروع کند. بعضی اوقات چندین ملکه با هم در یک آشیانه میتوانند پیدا شوند.
یک ملکه جدید باردار شده حدود دو جین تخم میگذارد هنگامی که آنها باز میشود 7 تا 10 روز بعد لارو ایجاد میشود که به وسیله ملکه غذا میخورند. بعد از آن که ملکه توسط کاگرها تغذیه میشود میتواند تا حدود 800تخم در روز بگذارد. لاروها در عرض 6 تا 10 روز تکامل مییابند و بعداً پوپ تبدیل میشود. بالغ ها 15ـ 9 روز ظاهر میشوند.
متوسط هر کلنی شامل 000/100 تا 000/500 کارگر و چندین صد شکل بالدار و ملکه هستند ملکه میتواند 7 سال یا بیشتر زندگی کند در حالیکه کارگرها عموماً حدود 5 هفته زندگی میکنند. هرچند که آنها میتوانند بیشتر زنده بماند.
دو نوع مورچههای آتشین وراده وجود دارد. شکل تک ملکهای و شکل چندین ملکهای.
کارگرها در کلنیهای تک ملکهای داخل زمین زندگی میکنند کارگران در کلنیهای چندین ملکهای آزادانه از یک تپه به تپة دیگر حرکت می کند که نتیجهاش یک افزایش برجستهای در تعدد تپهها در هر جریپ زمین بوده است.
مناطقی که به وسیلة کلنیهای تک ملکهای آلوده شدهاند حدود 40 تا 150 تپه در هر جریب زمین میباشد (تقریباً کمتر از 7 میلیون مورچه در جریب) و در کلنیهای که چندین ملکه وجود دارد بیشتر از 200 تپه در هر جریپ زمین و 40 میلیون مورچه در هر جریب رخ میدهد.
مورچههای آتشین وارده تقریباً در هر نوع خاکی تپه میسازند اما آنها ترجیح میدهند در مناطق آفتابی نظیر مراتع پارکها ـ چمنزارها ـ مرغزارها و مناطق کشاورزی لانهسازی کنند.
بلندی تپه ها به 18 اینچ میرسد که بستگی به نوع خاک دارد. اغلب تپهها در الوارهای فاسد شده و اطراف کندههای درخت و درختان کلنیسازی میکنند کلنیها میتوانند زیرساختمانها ایجاد شوند. ساکن کلنیها به طور مکرر از یک مکان به مکان دیگر کوچ میکنند. ملکه فقط به نصف دو جین کارگر جهت شروع کلنی احتیاج دارد. آنها میتوانند تپههای جدید را توسعه دهند به چندین صد تپه که بیشتر هنگام شب رخ میدهد.
سیل باعث میشود که آنها کلنیهایشان را ترک کنند و شناور باشند تا زمانی که آنها به زمین دسترسی یابند که بتوانند تپة جدید را درست کنند.
آنها همچنین میتوانند به مکانهایی داخل خانه مهاجرت کنند. مورچههای آتشین میتوانند مفید باشند آنها ابتدائاً روی حشرات و بندپایان آفت غذا میخورند ما میتوانیم، به این وسیله نیازمان را به حشرهکشها در زمینة کشاورزی کاهش دهیم. در مناطق شهری مورچههای آتشین روی لارومسگها، ساسها و تخم سوسک حمام و کنهها و دیگر آفتها تغذیه میکند.
محل زندگی:
تاریخچه زندگی و عادتها:
سیکل زندگی: در طول پرواز نکاحی مورچهها، هنگامی که نرها و مادههای بالدار جفت میشوند و جفتگیری میکنند، بعداً اسپرم به مادهها منتقل میشوند و نرها به سرعت میمیرند. مادهها به زمین میآیند و یک جای مناسب برای لانهگزینی انتخاب میکنند بالهایشان از دست داده و شروع به تخمگذاری میکنند. اولین نسل لاروها به وسیلة ملکه غذادهی و مراقبت میشوند. و کارگرهای عقیم مورچهها پیشرفت میکنند. بعداً تنها نقش آن تخمگذاری است.
مورچههای کارگر از ملکه و نوزادان (تخمها، لارو، پوپ) مراقبت میکنند. لانه را به وجود میآورند و از آن نگهداری میکنند. از کلنی دفاع میکنند و برای غذا به جستجو میپردازند.
شکل کلنی مورچههای آتشین وارده: شکل بالدار که دارای قدرت تولید مثل هستند در تپهها زندگی میکنند تا زمانی که آنها به پرواز جفتگیری مباردت ورزند اغلب در بعد از ظهر زود و بعد از بارندگی اتفاق میافتد. نرها بعد از جفتگیری میمیرند در حالیکه ملکههای باردار شده پایین میآیند که یک مکان مناسب جهت کلنی جدید پیدا کنند. بعضی اوقات چندین ملکه یک حفرهای حفر می کنند که یک کلنی جدید را شروع کنند.
یک ملکه جدید باردار شده حدود دوجین تخم به صورت خوشهای قرار میدهد. در حالیکه تخمها 7 تا 10 روز بعد باز میشوند لارو به وسیلة ملکه غذادهی میشوند بعد از آن ملکه توسط مورچههای کارگر غذادهی میشوند. او میتواند تا 800 تخم در متوسط هرروز بگذارد. لاروها 6 تا 10 روز بعد رشد میکنند و بعداً پوپ ایجاد میشود. و مورچة بالغ در 9 الی 15 روز ظاهر میشود. هر کلنی متوسط شامل 000/100 تا 000/500 کارگر، چندین صد فرم بالدار ملکه میباشد.
مورچههای ملکه میتوانند 7 سال یا بیشتر زندگی میکند درحالکیه مورچههای کارگر حدود 5 هفته زندگی میکنند هرچند که آنها میتوانند به مدت طولانیتری زنده بمانند.
دشمنان طبیعی مورچههای آتشین قرمز وارده:
میکروارگانیسمها: بعضی از عوامل پاتوژن میتوانند به مورچهها حمله کنند و چندتایی از آنها جهت کنترل مورچههای آتشین به کار برده شود که شامل میکوراسپوریدین Thelohania Salenopsae باکتری سودوموناس، چندین قارچ پارازیته که شامل Beuvaviabassia که به طور رایج جهت کنترل ارزیابی میشوند.
کومهای (نمالودهای پارازیته ) Steinerema.spp حشرات را جستجو میکنند و وارد بدن حشرات میشوند و در بدن آنها پیشروی میکنند.
انواع و گونهها در تأثیراتشان متفاوت هستند.
گونههایی که تا این تاریخ آزمایش میشوند باعث شدهاند که موقتاً از تپههای درمان شده دور شوند اما چند کلنی واقعاً حذف میشوند. هرچند که دشمنان طبیعی اختصاصاً جهت تپههای مورچههای آتشین به کار میرود. اما عموماً این برنامة درمان جهت منطقة وحشی مناسب نیست.
بندپایان شکارچی و پارازیت ها: بعضی از گونههای مورچة بومی با مورچههای قرمز آتشین وارده برای خاک و منابع غذایی رقابت میکنند. آنها مخصوصاً شکارچی مؤثر جهت ملکههای مورچههای آتشین تازه باردار شده هستند.
شکارچی (Pyemotes TriTici) Strow. itchmite مورچههای آتشین ضعیف شده جهت غذا استفاده میکنند که آنها اگر به صورت مستقیم به کاربرده شوند مؤثر نیستند ولی دارای قدرت خطر برای استفاده کننده هستند.
یک امیداواری بزرگی برای موفقیت کابرد عوامل کنترل بیولوژی نظیر مگسهای فورید پارازیته (Diptera) که به طور رایج در آمریکا برای آزاد کردن آنها ارزیابی شدهاند. اگر به صورت موفقیتآمیزی وارد شوند و ثابت شوند از آنها انتظار میرود در ایجاد یک منطقه بازدارنده بزرگتر از یک منطقه بزرگ اما آنها نمیتوانند مورچههای آتشین را از ریشه برکنند.
شناسایی مورچهها و طبقهبندی
مورچهها حشرات اجتماعی هستند که آشیانهها و کلنیها را میتوان در خارج خانه یا داخل خانه پیدا کرد. بعضی گونهها مکانهایی را برای آشیانه ترجیح میدهند. آشیانه شامل یک یا بیشتر ملکه میباشد که تخم میگذارد و تخمها به وسیلة مورچههای کارگر حمل میشود. مورچههای کارگر عقیم هستند و یا مادههایی هستند که قدرت تولید مثل ندارند که از ملکهها مواظبت میکند و برای نوزادان (تخم، لارو، پوپ) به جستجوی غذا میپردازند.
بسیاری گونهها تولید مورچه بالدار میکنند که دارای قدرت تولید مثل در یک زمانی از طول سال هستند. اینها نر و مادههای مورچهها هستند که آشیانه را برای جفتگیری ترک میکنند که کلنیهای جدید را درست کنند. هنگامی که مورچههای بالدار در خانه زیاد هستند به این معنی است که کلنیهایشان در جایی در داخل خانه قرار گرفته است. (تشخیص مورچهها بالدار از موریانهها در مشخصات پایین آمده است.)
موریانههای بالدار در جفت بال که هر دو در سایز و شکل هماندازهاند آنتن شبیه مو قسمت بین سینه و شکم باریک نیست | مورچه های بالدار دو جفت بال، بالهای عقبی کوتاهتر آنتن زانوی قسمت بین سینه و شکم باریک |
مورچهها که متعلق به حشرات هستند از راستة همیپترا و خانواده فورمیسیده، بیشتر گونهها در تگزاس رخ میدهد. اکثر گونهها به عنوان آفت محسوب نمیشوند. هرچند که دیگر حشرات از مورچهها تقلید میکنند و به طور سطحی شبیه آنها هستند، علامت اختصاصی فورمیسیدهها شامل یک بخش عمیق بین سینه و شکم میباشد. که به نام Pedical ofmetasoma نامیده میشود. این بخش یک یا دو قسمت دارد. بعلاوه آنتنها عموماً زانویی شکل هستند. مورچهها در اکثراً نقاط، حشرات اجتماعی واقعی هستند و کلنیها شامل یک ملکه مورچههای نر و مادة قابل بارور که بالدار هستند و مادههای عقیم کارگر که بدون بال هستند. این گونهها در خاکهای مختلف یک منطقه رخ میدهند.
فورمیسیدها دارای 7 تا زیرخانواده هستند و بعضی از آنها که عموماً از علفزارها گزارش شدهاند از دو زیرخانواده هستند.
1) زیرخانواده میر میسینهها: (آنتن 10 بندی با 2 قسمت چماقی در انتها)
Tetra morium- Caespitum L. The pyramid ants.
Texas leafcutting ant.
2- زیرخانواده فورمیسینه: که شامل
Cornfiedant à lasius alienus
Red and à PormiCapallideful
مورچههای آتشین در این گروه هستند.
مورچههای آتشین مهمترین مورچهها هستند و عمدهترین مورچههای آفت در علفزارهای جنوب شرقی آمریکا هستند. مورچههای بومی آتشین شامل
solenopsis geninata و مورچههای آتشین جنوبی Solenopss xyloni و دو گونه مورچههای وارده به نامهای مورچههای سیاه آتشین وارده Solenopsis richtera و مورچههای قرمز آتشین وارده به نام Solenopsis –invicta Buren هستند.
توصیف از مراحل مورچههای آتشین قرمز وارده Soenopsis invicta بالغ:
کلنی های مورچه شامل نر و ماده بالدار که داری قدرت تولید مثل هستند که کوچکتر از مورچههای کارگر عقیم ماده هستند. اندازه بدن این مورچهها در گونه های مختلف، متفاوت است. مادههای دارای قدرت تولید مثل، مورچههای برنده برگ در تگزاس میتواند حدود mm20 باشد و مورچههای دروگر اندازة آن 9-5 میلیمتر است و رنگشان قرمز متمایل به قهوهای است. یا اندازه مورچههای آتشین قرمز وارده از 4- 5/1 میلیمتر است و رنگشان قرمز متمایل به قهوهای است به طور متوسط، مورچههای کارگر از کلنیهای چندین ژنی کوچکتر از مورچههای کارگر از کلنیهای تکژنی هستند.
تخم: تخم مورچهها سفید تا زرد کمرنگ هستند و شکل آنها در گونههای مختلف متفاوت است. تخم مورچههای دروگر کمتر از 25 میلیمتر و بیضی شکل است.
لارو: لارو مورچهها سفید متمایل به کرمی هستند، بدون پا و به شکل کرم هستند. همراه با یک کپسول کوچک قابل دیدن که قطعات دهانی را در بردارد. مورچههای دروگر شبیه به کدوی خمیده یا کدوی قلیانی هستند.
پوپ: پوپ مورچهها شبیه بالغ در سایز و هم شکل هستند. همراه با ضمائم که به صوت واضح، مانند رشتههایی روی بدن آنهاست. ابتدا آنها سفید متمایل به کرمی هستند ولی وقتی که بالغ در آن پیشرفت کند تیره میشوند پوپ بعضی گونهها مانند مورچههای آتشین برهنه هستند درحالیکه در گونههایی دیگر نظیر مورچههای دروگر در کپیسولهایی شبیه پیله رخ میدهد.
موضوع تحقیق: جذب نور در تاریکی با الگو از چشم گربه

| دسته بندی | علوم پزشکی |
| فرمت فایل | doc |
| حجم فایل | 4.051 مگا بایت |
| تعداد صفحات | 28 |
مقدمه:
و آنچه را که در آسمانها و زمین است و همه از اوست. به تسخیر شما درآوردهاند، به درستی که در این امر نشانههایی برای مردم اندیشمند است. (قرآن کریم)
از آیات شریفهی فوق در مییابیم که هر چیز که در این جهان است بدون حکمت نیست و همگی به دلایلی خلقت یافتهاند و خلقت موجودات صرفاً به دلیل ادامهی چرخهی حیات و بقای الکوسیستم نبوده بلکه اهدافی در آنها وجود دارد که خداوند همهی آنها را خلق کرده تا افراد اندیشمند آنها را دریابند و در جهت بهبودی اوضاع جهان استفاده کنند.
با جهان مدرنیتهی امروز و با پیشرفتهای فراوانی که جهان را متحول کرده است، وسعت دانش و اطلاعات انسانها افزوده گشته و جهان را به تفکری شگرف و بهتر واداشته و این امکان را به تمامی مردم جهان بخشیده است اما کسی که در آیات خدا تامل کند بیشتر موفق میشود.
دانشمندان بزرگ مبنای کار خود را بر این اساس قرار داده و باعث پیشرفت نسبی علم در جهان شدهاند ما نیز همانند آنان میکوشیم تا به سهم خود از اسرار این جهان پردهبرداریم و هر روز به علم و دانش تشنهتر شویم. تا همانند هم وطنان خود پرچم پر افتخار کشور را بر فراز جهان برافراشته و خدمت خود را به مردم عزیز میهنمان ثابت نماییم.
فهرست
مقدمه ................................
آناتومی چشم ..........................
اجزای چشم ............................
پلکها ................................
ملتحمه ...............................
صلبیه ................................
قرنیه ................................
عنبیه ................................
مردمک ................................
جسم مژگانی ...........................
بخش یووهآ ............................
عدسی .................................
زلالیه ................................
زجاجیه ...............................
مشیمیه ...............................
شبکیه ................................
چشمان گربه ...........................
حس بینایی گربه .......................
گربهها چگونه در تاریکی میبینند؟ ......
تفاوت چشم گربهها .....................
تطابق چشمان گربه .....................
نتیجهگیری ............................
ضمیمه ................................
منابع ................................
آنوتومی چشم:
آناتومی چشم را ابتدا با بررسی کاسه چشم (orbit) آغاز میکنیم.
کاسههای چشم بصورت دو حفرهاند که حاوی کرههای چشم، عضلات، عروق و اعصاب مربوط به دستگاه اشکی، همراه با مقدار متغیری بافت چربی نرم میباشند. حفره کاسه چشم شبیه هرمی چهارضلعی است که راس آن در عقب واقع شده است. دیوارههای داخلی راست و چپ کاسه چشم موازیند و توسط بینی از هم جدا شدهاند. در هر کاسه چشم (اربیت) دیوارههای داخلی و خارجی زاویهای 45 درجه تشکیل میدهند در نتیجه زاویه بین دو دیواره خارجی قائمه میشود. شکل اربیت را به گلابیای تشبیه میکنند که عصب بینایی (oftie nerve) دم آن را میسازد. قطر محیط قدامی قدری کوچکتر از ناحیه بلافاصله پشت لبه است، بنابراین حاشیه محافظ محکمی را میسازد.
اجزای چشم شامل:
- پلکها: پلکها پرده نازکی مرکب از پوست، عضله، بافت فیبروزی و غشاء مخاطی هستند که چشم را در برابر محرک خارجی محافظت میکنند. بعلاوه مقدار نور ورودی به چشم را تنظیم کرده و اشک را بروی کره چشم پخش میکنند. اگر پلکها کاملاً بسته باشند حدود 1% نور محیط وارد چشم میشود. وقتی پلکها باز هستند فضای بیضی شکلی را ایجاد میکنند که شکاف پلکی نام دارد طول آن حدود mm 30 و بیشترین ارتفاع آن در وسط حدود mm 12 است .
همچنین لبههای پلک حدود mm 2 عرض دارند..
- ملتحمه conjunctiva: غشاء مخاطی نازک و شفافی است که سطح داخلی پلکها و بخش قدامی صلبیه را میپوشاند. ملتحمه اولین جایی است که با محیط خارج یا میکروبها در تماس است و بنابراین احتیاج به محافظت دارد.
- صلبیه (اسکلرا) scleva: پوشش لیفی محافظ خارجی چشم است که متراکم و سفید میباشد. از نظر بافت شناسی شباهت قابل ملاحظهای با قرینه دارد. علت شفاف بودن قرینه و غیر شفافی صلبیه، کم آب بودن نسبی قرینه است.
- قرنیه (cornea): یک بافت بدون رگ شفاف است که اندازه و ساختمان آن قابل مقایسه با کریستال یک ساعت مچی کوچک است. دارای دو سطح است که سطح قدامی آن محدب و سطح خلفی مقعر میباشد.
قرینه 6/1 قدامی سطح چشم را به خود اختصاص داده است.
- عنبیه (iris): دیافراگمی است که در جلوی عدسی و جسم مژگانی قرار گرفته و اتاق قدامی را از اتاق خلفی جدا میکند. عنبیه مقدار نور وارد شده به چشم را کنترل میکند. عنبیه روی عدسی قرار دارد و بدون حمایت آن دچار لرزش میشود.
مردمک Pupil: سوراخی است که در وسط عنبیه و کمی متمایل بطرف بینی قرار دارد و مقدار نور وارد شده به چشم را کنترل میکند. اندازه مردمک اساساً بستگی به تعادل انقباض و انبساط دارد. انقباض مردمک به علت فعالیت پاراسمپاتیک عصب جمجمهای سوم و انبساط مردمک بعلت فعالیت سمپاتیک است.
- جسم مژگانی: حلقهای بافتی به عرض 6 میلیمتر است که از برآمدگیهای صلبیه تا ناحیهایی در شبکیه امتداد دارد و دارای مقطع مثلثی است. جسم مژگانی دارای عضلات طولی، حلقوی و شعاعی میباشد که کششها و رها شدنهای عدسی را به عهده دارد.
- بخش یووه آ: که شامل عنبیه - جسم مژگانی و مشیمیه است. یووه آ لایه عروقی میانی چشم است و توسط قرنیه و صلبیه محافظت میشود. نقش آن تأمین خون شبکیه است.
- عدسی (Lens): ساختمان شفاف و محدب الطرفینی است که درست در پشت عنبیه و مردمک و در جلوی فرورفتگی کم عمق وجه زجاجیهای قرار دارد. عدسی توسط لیگامانهای محافظت کننده بنام زنولا در جای خود ثابت شده است. عدسی بدون عروقی، بی رنگ و کاملاً شفاف است دارای قطر حدود 9 میلیمتر و ضخامت 4 میلیمتر است. کپسول عدسی پرده نیمه تراوایی (کمی نفوذپذیرتر از دیواره مویرگ) است که آب و الکترولیتها در آن میتوانند نفوذ کنند. دارای 65% آب، 35% پروتئین و عناصر کمیاب مانند دیگر بافتهای بدن است پتاسیم موجود در عدسی از اغلب بافتها بیشتر است. اسید اسکوربیک و گلوتاتیون به هر دو شکل اکسید شده و احیا شده در آن وجود دارند.
زلالیه (aqueous): مایع شفافی است که شامل 98% آب و 4/1% کلرورسدیم و مقداری گلوکز و آمینواسید و ویتامین c میباشد. زلالیه مسئول ثابت نگه داشتن فشار داخلی چشم و ابعاد آن است.
زجاجیه: مایع ژلهای شفافی است که از شبکیه نامنظم از رشتههای نازک و یکسان کلاژنی واقع در محلول بسیار رقیقی از نمکها، پروتئین و اسیدهیالورونیک ساخته شده و جزء اصلی آن را آب تشکیل میدهد. در قسمتی از ناحیه قدامی آن فرورفتگی برای قرار گرفتن عدسی وجود دارد.
- مشیمیه choroid: پردهای عروقی است که به اپی تلیوم رنگ دانهدار شبکیه و نیمه خارجی آن خون میرساند. در بین شبکیه و صلبیه قرار دارد. تجمع رگهای خونی مشیمیه، تغذیه بخش خارجی شبکیه زیر آنرا تأمین میکند.
شبکیه Retina:
رتین یک لایه نازک و ظریف، نیمه تراوا و چند لایهای از بافت عصبی است که سطح داخلی 3/2 خلفی کره چشم را میپوشاند. گیرندههای نوری موجود در شبکیه محیطی بطور عمده از نوع استوانهای است و سلولهای مخروطی در این ناحیه ضخیمتر از سلولهای مخروطی شبکیه مرکزی است. سلولهای میلهای مسئول دید سیاه و سفید و در شب هستند و سلولهای استوانهای مسئول دید رنگی در روز هستند.
چشمان گربه:
چشمان بادامی گربه شیفتگان بسیاری دارد بطوریکه مصریان باستان در 5 هزار سال قبل نخستین بار گربهها را به خانههای خود راه دادند. اما در چشمان گربه علاوه بر زیبایی چیزهای دیگری نیز نهفته است.
در اینجا به چند حقیقت باور نکردنی درباره حس بینایی گربه اشاره میکنیم:
- چشمان گربه حقیقتاً در تاریکی نمیدرخشند بلکه غشایی که چشمان آنها را پوشانده است نورهای وارده را منعکس مینماید. بطوریکه بنظر میرسد چشمان گربه میرخشند. این غشاء انعکاس دهنده همراه با مردمکهای بسیار بزرگ چشمان گربه، و نیز حساسیت چشمان گربه به اشعه ماوراء بنفش سبب میشوند تا گربهها بتوانند در تاریکی بخوبی ببینند. اما باید دانست برخلاف تصور عامه یک گربه نمیتواند در تاریکی کامل
بررسی رویکردهای مختلف حسابداری ىر حال حاضر

| دسته بندی | حسابداری |
| فرمت فایل | doc |
| حجم فایل | 81 کیلو بایت |
| تعداد صفحات | 38 |
حسابداری بین الملل
(بررسی رویکردهای مختلف حسابداری ىر حال حاضر)
گزارش عملکرد مالی
صورت سود و زیان
در ادبیات حسابداری بین المللی، کشورهای جهان از لحاظ حسابداری به دو هسته و یا طبقه اصلی تقسیم می شوند :
1- کشورهای آنگلوساکسون نظیر آمریکا، انگلستان، کانادا، استرالیا
2- کشورهای اروپایی مانند فرانسه، آلمان، بلژیک، ایتالیا (غیرا از انگلستان بقیه کشورهای اروپایی)
در کشورهای آنگلوساکسون، اقتصاد آزاد، نیروی بازار (بازار سرمایه) عامل تعیین کننده در حسابداری است، در مقابل در کشورهای اروپایی، فرآیندهای قانونی بر حسابداری حاکم هستند. از آنجا که کشورهایی که عمدتاً هدایت هیأت استانداردهای بین المللی حسابداری را به عهده دارند، چهار کشور آمریکا، انگلستان، کانادا و استرالیا می باشند می توان گفت حسابداری پیشرفت خود را مرهون کشورهای آنگلوساکسون بوده است. هدف اصلی حسابداری اندازه گیری سود است. زیرا سود همان بازدهی سرمایه (سرمایه گذاری) است. در زمان قبل از انقلاب صنعتی یعنی زمانی که تئوری سنتی مالک- مدیر حاکم بود. هدف از (اندازه گیری) تعیین سود تنها محاسبه سود بود، به عبارتی تنها مدل سنتی معاملاتی حاکم بوده و خصوصت کیفی قابل اتکاء بودن رایج بود. اما بعد از انقلابی صنعتی، هنگامی که تئوری تفکیک مالکیت از مدیریت مطرح گردید. به ویژه در شرایط تورمی بعد از آن رفته رفته خصوصیت کیفی مربوط بودن بیشتر مورد توجه قرار گرفت و رویکرد نوینی با عنوان رویکرد نگهداشت سرمایه مطرح شد. که ضعف اصلی آن، غیرقابل اتکاء بودن ارزشهای جاری می بود. لذا موازنه ای بین این دو خصوصیت کیفی به عنوان یک راهکار در نظر گرفته شد. و روشهای فعلی حسابداری، ترکیبی از رویکردهای معاملاتی و نگهداشت سرمایه به شمار
می روند.
رویکرد معاملاتی :
در این رویکرد، عامل اصلی شناخت درآمدها و هزینه ها، انجام معاملات و سایر رویدادهای مالی مشابه است. به عبارتی زمانی شناسای عناصر سود در صورتهای مالی باید به روشنی تعریف شود. در این رویکرد، تغییرات ارزش داراییها و بدهیها، تنها در صورتی که منتج از معاملات و سایر رویدادهای مشابه باشد مورد شناخت قرار می گیرد و در مواردی که ارزشها و داراییها در پایان دوره مالی به دلیل تغییر ارزش، تعدیل شوند. این تعدیل انحراف از رویکرد معاملاتی مطلق محسوب شده و به سمت مفهوم حفظ (نگهداشت) سرمایه می رود.
رویکرد نگهداشت سرمایه :
این رویکرد، که رویکردی نوین در حسابداری به شمار می رود. سود را ماوالتفاوت حقوق صاحبان سرمایه (خالص داراییها) در پایان دوره نسبت به اول دوره می داند. با فرض اینکه موارد مرتبط با آورده و ستانده صاحبان سرمایه حذف گردد. ارائه صورت سود و زیان جامع یکی از مصادیق این مفهوم می باشد.
شکل صورت سود و زیان
در استانداردهای حسابداری، معمولاً سرفصل های اصلی که باید افشاء شود، مشخص می گردد و یک شکل خاص برای صورتهای مالی اجباری نمی شود. شکل زیر به عنوان یک نمونه برای راهنمایی ارائه می شود، (سرفصل های اصلی که باید افشاء شود تا علامت ستاره مشخص گردیده است) :
نام شرکت صورت سود و زیان برای دوره مالی منتهی به .... | |||
ریال | ریال | ||
* فروش خالص / درآمد ارائه خدمات | ××× | ||
- ب.ت.ک. فروش رفته / ب.ت. خدمات ارائه شده | (×××) | ||
سود ناخالص (ناویژه) | ××× | ||
- هزینه های عملیاتی : | |||
هزینه های فروش، اداری و عمومی | (×××) | ||
± خالص سایر درآمدها و هزینه های عملیاتی | ××× | (×××) | |
* سود عملیاتی | ××× | ||
* - هزینه های مالی | ××× | ||
* ± خالص سایر درآمدها و هزینه های غیرعملیاتی | ××× | ××× | |
سود ناشی از فعالیت های عادی قبل از مالیات | ××× | ||
*- مالیات | (×××) | ||
*سود خالص فعالیت های عادی / سود قبل از اقلام غیرمترقبه | ××× | ||
*± اقلام غیرمترقبه | (×××) | ||
± اثر مالیاتی اقلام غیرمترقبه | ××× | ||
(×××) | |||
*سود خالص | ××× | ||
تعاریف
درآمد عملیاتی :
عبارت است از افزایش در حقوق صاحبان سهام، به جز موارد مرتبط با آورده صاحبان سرمایه که از فعالیت های اصلی و مستمر واحد تجاری ناشی شده است. مانند درآمد فروش کالا و ارائه خدمات و یا استفاده دیگران از داراییهای واحد تجاری مانند سود سهام، درآمد حق امنیاز و سود تضمین شده در صورتیکه جزو فعالیت های اصلی و مستمر باشد. این درآمدها بر طبق استاندارد شماره (3) به ارزش منصفانه ما به ازای دریافتی یا دریافتنی اندازه گیری می شود.
هزینه های عملیاتی :
در استانداردهای حسابداری، تعریف خاصی از هزینه های عملیاتی وجود ندارد ولی به قرینه درآمدهای عملیاتی می توان گفت : هزینه های عملیاتی، هزینه های مرتبط با درآمدهای عملیاتی و ناشی از فعالیت های اصلی و مستمر است. که نمونه های آن هـ اداری و تشکیلاتی. هزینه توزیع و فروش ، هزینه مطالبات مشکوک الوصول، هزینه استهلاک و ... می باشد.
نمونه هایی از سایر درآمدها و هزینه های عملیاتی به شرح زیر می باشد:
فروش ضایعات، سود فروش مواد اولیه، هزینه های جذب نشده در تولید، ضایعات غیرعادی تولید، زیان کاهش ارزش موجودیها، خالص کسری و اضافی انبار
سود (زیان) عملیاتی :
شاخصی است که توانایی شرکت را نظر سودآوری به نمایش می گذارد و تا حد زیادی کارایی شرکت را نشان می دهد و یکی از پایه های مهم پیش بینی عملکرد آتی است و ما والتفاوت درآمدها و هزینه های عملیاتی می باشد.
درآمدها و هزینه های غیرعملیاتی :
که نتیحه فعالیت های عادی (فعالیت های عادی فعالیت هایی هستند که معمول، تکرار شونده یا منظم واحد تجاری (فعالیت های تجاری) هستند و همچنین فعالیت های مرتبط که به تبعیت و در جهت پیشبرد فعالیت های فوق یا در نتیجه آنها توسط واحد تجاری انجام می شود) است اما در زمره فعالیت های عملیاتی قرار نمی گیرد. یعنی جزو فعالیت های اصلی و مستمر شرکت نیستند.
چند نمونه :
درآمد مالی، سود سهام، هزینه تأمین مالی، سود و زیان فروش داراییهای ثابت مشهود و سرمایه گذاریها.
نکته :
اینگونه درآمدها و هزینه ها بر طبق استاندارد شماره 1، از طریق تهاتر درآمدها و هزینه های مربوط (به طور خالص) گزارش می شوند.
رویدادهای غیرمترقبه
اقلام با اهمیت و بسیار معمول می باشند که منشأ آن رویدادهای خارج از فعالیت های عادی شرکت می باشد. و انتظار می رود به طور مکرر یا منظم واقع شود. مانند بلایای طبیعی و مصادره داراییها. البته این تعریف را باید با در نظر گرفتن محیط فعالیت واحد تجاری، بکار گرفت. مثلاً وقوع طوفان شن برای شرکتی در سیستان و بلوچستان استنثنایی است ولی برای فارس غیرمترقبه است. همین طور وقوع عملیات خرابکارانه منجر به زیان در عراق در مقایسه با ایران.
اقلام خاص فعالیت های عادی
ماهیت بعضی از اقلام فعالیت های عادی ایجاب می کند که این اقلام در صورت سود و زیان جایگاه خاصی داشته باشند. از جمله آنها به : 1- اقلام استثنایی ، 2- نتایج عملیات متوقف شده می توان اشاره نمود.
اقلام استثنایی
بر طبق استاندارد شماره 6 ، گزارش عملکرد مالی، اقلام استثنایی، اقلامی با اهمیت است که منشأ آن رویدادها با معاملاتی می باشد که در چارچوب فعالیت های عادی شرکت واقع می گردد و به منظور ارائه تصویری مطلوب، افشای جداگانه آنها، منفرداً یا در صورت تشابه نوع، در مجموع به لحاظ استثنایی بودن ماهیت یا وقوع ضرورت می یابد. (به عبارتی عادی ولی غیرمستمر می باشند.)
این اقلام باید در سرفصل مربوطه مثلاً اگر هزینه عملیاتی استثنایی وجود دارد در بخش هزینه های عملیاتی و در صورت غیرعملیاتی بودن در قسمت غیرعملیاتی، به طور مجزا افشا شود.
چند نمونه
سود یا زیان ناشی از حل و فصل دعاوی به نفع یا بر چند شرکت، زیان انتقال صنایع مزاحم به خارج از محدوده شهرها طبق مقررات هـزینههای تجدید سازمان، هزینه های اخراج دسته جمعی کارکنان، زیان ناشی از بلایای طبیعی در مناطقی که وقوع آن متناوب است.
عملیات متوقف شده :
فروش یا خاتمه عملیات یک بخش در صورتی در دوره جاری، عملیات متوقف شده محسوب می شود که تمام شرایط زیر وجود داشته باشد :
1- فروش یا خاتمه عملیات اثر مهمی بر ماهیت و زمینه اصلی عملیات واحد تجاری داشته باشد. مثلاً منجر به خروج از بازاری خاص (تجاری یا جغرافیایی) یا کاهش عمده در میزان فروش در بازارهای در حال تداوم آن باشد.
2- داراییها، بدهیها، نتایج عملیات متوقف شده، برای مقاصد گزارشگری، به روشنی قابل تفکیک باشد.
3- عملیات توقف حداکثر تا سه ماه پس از تاریخ ترازنامه یا تاریخ تصویب صورتهای مالی، هرکدام مقدم تر است، تکمیل گردد.
در این صورت بر طبق استاندارد شماره 6، گزارش عملکرد مالی، صورت سود و زیان به نحو زیر تهیه می گردد:
دو بخش فروش و سود (زیان) عملیاتی به دو قسمت : 1- عملیات در حالت تداوم، 2- عملیات متوقف شده تقسیم شده و اگر ذخیره ای هم در نظر گرفته باشیم در صورت سود و زیان وارد می شود، بقیه موارد مانند سابق است.
نام شرکت صورت سود و زیان برای سال های مالی منتهی به .... | ||||||
ریال | ریال | ریال | ریال | |||
فروش: | ||||||
عملیات در حال تداوم | ××× | ××× | ||||
عملیات متوقف شده | ××× | ××× | ||||
جمع | ××× | ××× | ||||
-بهای تمام شده فروش | (×××) | (×××) | ||||
سود ناویژه | ××× | ××× | ||||
- هزینه های عملیاتی | (×××) | (×××) | ||||
± خالص سایر درآمدها و هزینه عملیاتی | ××× | ××× | ||||
سود (زیان) عملیاتی : | ||||||
عملیات در حالت تداوم | ××× | ××× | ||||
عملیات متوقف شده | ××× | ××× | ||||
××× | ××× | |||||
- هزینه های تأمین مالی | (×××) | (×××) | ||||
زیان (توقف عملیات) | (×××) | - | ||||
+ برگشت ذخیره پیش بینی شده (در صورت وجود) | ××× | - | ||||
(×××) | ||||||
خالص سایردرآمدها و هزینه های عملیاتی | ××× | ××× | ||||
سود فعالیت های عادی قبل از مالیات | ××× | ××× | ||||
- مالیات | (×××) | (×××) | ||||
سود خالص | ××× | ××× | ||||
نکته : نحوه محاسبه و شناسایی ذخیره برای تعهدات ناشی از توقف عملیاتی
به طور خلاصه به شرح ذیل محاسبه میشود:
از ماوالتفاوت نتایج (سود و زیان) عملیات مورد انتظار بخش متوقف شده در دوره های بعد و سود و زیان مورد انتظار ناشی از کنار گذاری داراییها در دوره بعد، که اگر منفی شد به همان میزان ذخیره در نظر گرفته می شود.
گردش حساب سود و زیان انباشته
این قسمت معمولاً در ادامه صورت سود و زیان ارائه شده و حلقه ارتباطی بین صورت سود و زیان و ترازنامه می باشد فرمت کلی آن به شرح زیر می باشد:
گزارش حساب سود (زیان) انباشته | |||
ریال | ریال | ||
سود (زیان)، خالص | ××× | ||
مانده سود (زیان) انباشته در ابتدای دوره | ××× | ||
± تعدیلات سنواتی | ××× | ||
سود و زیان انباشته در ابتدای دوره – تعدیل شده | ××× | ||
سود قابل تخصیص | ××× | ||
تخصیص سود : | |||
اندوخته قانونی | (×××) | ||
سایر اندوخته ها | (×××) | ||
سود سهام تقسیمی / تصویب شده | (×××) | ||
(×××) | |||
سود (زیان) انباشته در پایان دوره | ××× | ||
تعدیلات سنواتی
تعدیلات سنواتی، تعدیلات با اهمیت است که به سنوات قبل مربوط می شود و ناشی از موارد زیر است :
1- تغییر در رویه های حسابداری
2- اصلاح اشتباهات
1- تغییر در رویه های حسابداری
به دلیل تغییر شرایط یا دستیابی به اطلاعات جدید، ممکن است رویه های حسابداری تغییر کند که می تواند به صورت اختیاری باشد و یا قوانین آمره یا استانداردهای حسابداری، که نمونه هایی از آن عبارتند از :
1- تغییر در روش ارزیابی موجودی مواد و کالا (مثلاً از fifo به میانگین موزون)
2- تغییر در روش حسابداری پیمان های بلند مدت
3- تغییر در شخصیت گزارشگری
درصورت تغییر در رویه های حسابداری
1- ارقام مربوط به دوره جاری بر مبنای رویه جدید منعکس گردد.
2- اثرات انباشته ناشی از تغییر رویه (ماوالتفاوت سود انباشته ابتدای دوره تغییر با استفاده از رویه قبلی و سود انباشته ابتدای دوره تغییر با فرض آنکه رویه حسابداری جدید در دوره های گذشته مورد استفاده بوده) به عنوان تعدیلات سنواتی منظور شود.
3- ارقام مقایسه ای صورت های مالی دوره های قبل با فرض به کارگیری روش جدید در دوره های قبل ارائه مجدد گردد.
نکته : اگر تشخیص بین تغییر در رویه حسابداری و تغییر در برآورد حسابداری مشکل بود، تغییر مورد نظر باید به عنوان تغییر در برآورد حسابداری تلقی و به گونه ای مناسب افشاء شود.
چند مثال :
1- مدیریت شرکت دماوند در سال 2×13 تصمیم گرفت روش ارزیابی موجودی کالا را از روش میانگین موزون به روش fifo تغییر دهد، اطلاعات زیر در دست می باشد.
29/12/2× | 29/12/1× | ||
موجودی کالا طبق روش میانگین موزون | 000/520 | 000/400 | |
موجودی کالا طبق روش fifo | 000/570 | 000/440 |
با فرض اینکه نرخ مالیات بردرآمد 25 درصد باشد، مطلوبست ارائه تعدیلات سنواتی و انجام ثبت لازم در دفتر روزنامه
بررسی تشخیص سهم متعارفی تغییرات اجباری حسابداری

| دسته بندی | حسابداری |
| فرمت فایل | doc |
| حجم فایل | 57 کیلو بایت |
| تعداد صفحات | 66 |
تشخیص سهم متعارفی تغییرات اجباری حسابداری : موردی از مندرهای ناشی از مقدار نقصان سرقفلی انتقالی
چکیده :
این مقاله پیرامون چگونگی استفاده از متود عطف بماسبق ، بحث هایی را عنوان نموده است اینکه آیا این متود بکارگرفته می شود یا خیر و به موضوع تغییر اجباری حسابداری نیز پرداخته است و تأثیر آن را روی شیوه های اندازه گیری و تشخیص مورد بحث و بررسی قرار داده است موضوع دیگر یاد شده این است که آیا گزارش انگیزه ها و محدودیت ها توام با بزرگی ضررهای ناشی از نقصان سرقفلی انتقالی هستند که به وسیلة شرکت های کانادایی اجرا کنندة بخش 3062 روی سرقفلی خریداری شده گزارش شدند .
نتایج مان نشان می دهد شرکت ها برای ضررهای ناشی از کاهش سرقفلی انتقالی هم زیادتر ارزیابی می کنند و هم کمتر . ما همچنین نشان می دهیم که هیئت های بازرسی مستقل و مجزا از لحاظ مالی ، برای فرصت طلبی مدیریت ممنوعیت هایی قائل میشوند.
کلید واژه ها :
حسابداری برای سرقفلی ، کاهش یا نقصان در سرقفلی ، هئیت بازرسی ، حاکمیت شرکت ، تغییرات اجباری حسابداری
در این مقاله بررسی شده است که آیا گزارش انگیزه ها و محدودیت ها روی موقعیت های پذیرش شرکت ها تأثیر می گذارد و اگر تأثیری دارد این تأثیر چگونه است .
وقتی شرکت ها باید از متود عطف بماسبق استفاده کنند تا تغییر اجباری حسابداری را بحساب آورند ، موقعیت چگونه است .مهمتر آنکه به بررسی گزارش انگیزه ها و محدودیت های توام با بزرگی ضررهای ناشی از نقصان سرقفلی انتقالی می پردازیم که به وسیلة شرکت های کانادایی گزارش شده است .
این شرکت ها از استانداردهای اصلاح شدة سرقفلی خریداری شده پیروی کردند .
از سال 2002، گرچه استانداردی به طور مشترک تهیه شد و اجرا گردید SFAS 142 در ایالت متحده ، بخش 3062سازمان کانادایی کتابچة حسابداران صاحب امتیاز در کانادا ) اما شرکت های کانادایی و امریکایی باید (a) کاهش ارزش سرقفلی را متوقف کنند و (b) تست نقصان دو مرحله ای روی سرقفلی هر سال را در تاریخ معینی در یک روز انجام دهند همچنین در استاندارد ، تأکید شده شرکت ها باید ضررهای ناشی از نقصان تشخیص داده نشدة موجود را بصورت اثر انباشتی تغییر در اصل حسابداری تشخیص دهند.
محتوای کتب کانادایی فرصت بی نظیری را فراهم می کنند تا بررسی کنند آیا چنین موقعیت حسابداری مهم است یا خیر .
برعکس SFAS142 ، که متود اثر انباشتی را ملزم می سازد ، بخش 3062 تأکید می کند که متود عطف بماسبق برای بحساب آوردن تغییر در سیاست حسابداری به کار رود ( یعنی پذیرش ، حذف حساب ها باعث باز نگه داشتن عایدی های محفوظ می شود به جای آنکه درآمد خالص مطرح گردد)
آگاهی از موقعیت های گزارش مدیران در محتوای تشخیص سهم متعارفی مهم است چون استفاده از متود عطف به ماسبق در سال های آینده افزایش خواهد یافت :
درماه مه 2005 ؛SFAS 154 FASB را صادر کرد . تغییرات حسابداری اصلاحات خطا که استفاده از متود عطف بماسبق برای به حساب آوردن تغییرات در اصول حسابداری ، برای سال های مالی آغازین در 15 دسامبر 2005 یا پس از آن الزامی است .
ما روی پذیرش SFAS142 / بخش 3062تأکید می کنیم و برای این انتخاب چندین دلیل وجود دارد اولاً پیرامون این موضوع ، بحث و جدال هایی برپاست چون آن جایگاه قابل توجهی را برای تغبیر مدیریت ، قضاوت و تمایل ( انحراف ) هم در زمان پیدا شدن و هم در دوره های آینده به جا می گذارد و به برآوردهای غیر قابل بررسی ارزش شرکت و سرقفلی موجودش نیاز دارد .
همچنین SFAS142 ./ بخش 3062 یک محیط مناسب برای تست زمینة فرصت طلبی مدیریتی است با توجه به تشخیص اثر انباشتی تغییرات حسابداری اجباری مطابق با متود عطف بماسبق .
ثانیاً گرچه تشخیص سهم متعارفی ؛ به مدیران فرصت می دهد تا عایدهای عملیاتی آینده را با به حداکثر رساندن ضرر اولیه حفظ کنند ، اما آنها باید اثر منفی ضررهای ناشی از کاهش را روی کیفیت ترازنامهاشان و روی انتظارات جریان نقدی آینده شرکت کنندگان بازار در نظر بگیرند . بنابراین آشکار نیست کدام یک از انگیزه ها مستولی می شوند .
ثالثاً تصمیمات بر اساس پذیرش استانداردهای جدید اتخاذ می شود واحتمالاً بیشتر از یک دورةحسابداری را تحت تأثیر قرار می دهند . با ارائه مجموعةثابتی از نقصان های موجود روی یک افق محدود و معین ، پذیرش حذف حساب ها می تواند به صورت شیوه های چاره اندیشی احتمالی ( بازدارنده ها) برای مدیریت عایدی های بالقوه آینده مشاهده شود . چون آگاهی (ارزیابی بالا ) از ضررناشی از نقصان انتقالی ، جایگاهی را برای ضررهای ناشی از نقصان یاکاهش سالانة متعاقب مهمتر به جای می گذارد ، نهایتاً پذیرش بخش 3062 / SFAS142 ، آستانة کاهش را پایین آورده و تشخیص ضررهای کاهش بزرگ را امکان پذیر می سازد .
در مقاله ای ، (2006)Weber Beatty نشان می دهند که موقعیت های پذیرش SFAS142 به صورت قراردادی و با انگیزه های بازاری در خصوص تبادل بین زمان و تشخیص دادن ویژة صورتحساب در آمد در ایالات متحده توأم می باشند.
این مقاله حداقل از لحاظ 2 جنبة اصلی با مقالة weber Beaty فرق می کند .
اولاً مطالعه ما به بررسی موقعیت های پذیرشی پرداخته که در این موقعیت ها شرکت ها به جای متود اثر انباشتی ، باید از متود عطف بماسبق استفاده کنند .
شاهد تحربی و روایتی بیان می کند که هر دو متود اجرا ، به طور متفاوت دریافت می شوند حتی اگر هیچکدام اثری روی عایدهای بالای خط نداشته باشند مطابق با نظریة (2003)Karleff ، متود عطف بماسبق ، میتواند از عهدة خنثی کردن اثر به خوبی برآید و به رویدادهای منفی نیز توجه می کند چون آنها در گذشته مدفون می شوند در صورتحساب درآمخد ظاهر نمی شوند . واین برعکس متود اثر انباشتی است بنابراین ، بررسی صورتحساب درآمد برای گزارش رویدادهای منفی مفید بوده و مزیت هایی به همراه دارد . با توجه به این ایده (1992)Hoskin Gujarthi (1995) Lilien Haw Balsam نشان می دهند که وقتی موقعیت بین اثرانباشتی و متود عطف بماسبق را بر می گزینند تا تغییرات حسابداری ، را به حساب آورند ، مدیران تمایل دارند تا متود اثر انباشتی راانتخاب کنند واین موقعی است که اثر تغییر ، افزاینده درآمد است . برعکس ، آنها وقتی متود عطف بماسبق را ترجیح می دهند که اثر انباشتی تغییر ، کاهندة درآمد باشد . تشخیص سهم متعارفی نیز برای شرکت ها فرصتی را فراهم آورده تا وقتی اثر تغییر را در سیاست حسابداری در عایدهای سه ماهه اشان فاش می کنند، کمتر به آینده ارتباط داشته باشد . نزدیک به 50% شرکت های نمونه امان تست نقصان ناشی از سرقفلی انتقالی را در گزارش های عادی های سه ماهه اشان حتی ذکر هم نکردند .
ثانیاً ، ما به چهارچوب گزارشی جامع تری متکی هستیم تا بزرگی ضررهای ناشی از کاهش سرقفلی انتقال گزارش شده را شرح دهیم .توانایی مدیران برای فرصت طلبی کردن حداقل تا حدی به کارآیی اطلاع رسانی هیئت بازرسی بستگی دار SFAS142/ بخش 3062 برای سال های مالی آغازین در 1 ژانویه 2002 و یا پس از آن بکار رفت . این دوره با فشارهای زیاد از جانب هیئت های بازرسی برای مهار کردن بهتر میدریت عایدی ها، و کلاهبرداری در صورتحساب مالی و اصلاح استانداردهای حاکمیت شرکتی به طور سراسری مطابق با آن هدف توأم می باشد علاوه بر این ، ضررهای ناشی از نقصان سرقفلی انتقالی ، بزرگ بودند.
بنابراین انتظار می رفت که تست نقصان ناشی از سرقفلی انتقالی در معرض رسیدگی دقیق و جامع هئیت های بازرسی قرار بگیرند .
از شرکت های دارای تناسب بالاتر مدیران و رؤسای آگاه به زمینه های مالی و مستقل انتظار می رود که در گزارش هئیت های بازرسی ، ضررهای ناشی از نقصان سرقفلی انتقالی غیر عادی پایین تری را ثبت کند.
در اینجا به شرکت های کانادایی می پردازیم که باید ازمتودهای عطف بماسبق استفاده کننده متودهایی که منجر به استفاده از مجموعه انگیزه های گزارش دهنده می شوند، این انگیزه ها تاحدی متفاوت از ایده های weber Beaty (2006) هستند .آن همچنین فرصتی را برای خدمات ارزنده به این صنف را فراهم می کند .اولاً انتظار داریم ، انحراف هدف نسبت مالی تؤام با ضررهای بزرگتر ناشی از نقصان سرقفلی انتقالی باشد . تحت متود عطف بماسبق ، ضررهای ناشی از نقصان سرقفلی انتقالی ، سرمایه ها و سهم متعارفی را به طور برابر کاهش می یابند بدون آنکه درامد خالص تحت تأثیر قرار بگیرد ، و این باعث افزایش و یا بالا بردن ارزش RoA RoE می شود .
ابتکار ، انگیزه ای را برای شرکت های دارای حدی پایین تر از میانگین RoA RoE خلق می کند تا نقصان اولیه را به حداکثر برساند و به این ترتیب ارزش این نسبت ها به سمت هنجار صنعت آورده می شود. این انگیزه فقط برای شرکت هایی مطرح است که از متود عطف بماسبق استفاده می کنند چون ضرر انتقالی ، به طور برابر ، سرمایه ها ، سهم متعارفی و درآمد خالص تحت متود اثر انباشتی را کاهش می دهد به این ترتیب RoA RoE نیز کاهش می یابند. ما همچنین انتظار داریم که ارزش اختیارات سهام قابل تبدیل به پول و نیاز به تأمین مالی با ضررهای پایین تر ناشی از نقصان سرقفلی انتقالی همراه باشد . نهایتاً برای بررسی اینکه آیا استفاده از متود عطف بماسبق در واقع رفتار گزارش دهندة متفاوت را تحریک می کند، ما گزارش عملیات شرکت های لیست شدة متقاطع در ایالات متحده را باگزارش عملیات شرکت های لیست شده در بورس سهام تورنتو ( TsX) مقایسه می کنیم شرکت های موجود در لیست متقاطع (عرضی ) که ضرر ناشی از نقصان سرقفلی انتقالی را تحت Gaap کانادایی گزارش میدهند . مسئول ضرر انتقالی درآمد خالص هستند و این تعهد مطابق با GaapUS است و طبق آن رقمی از عایدهای ارزیابی شده در نوشته ای برای صورتحساب های مای افشاء می شود
اینکار به طور بالقوه ، بعضی از مزیت های بررسی صورت حساب درآمد را برای تشخیص ضرر انتقلای ، حذف می سازد و انگیزه ای برای شرکت های لیست شدة عرضی جهت ثبت ضررهای کمتر ناشی از نقصان سرقفلی وانتقالی خلق می کند تا اختلاف بین درآمد خالص گزارش شده تحت Gaap ایالت متحده و کانادا به حداقل برسد .
این فرضیه می تواند فقط در مجموعة قوانین کانادایی تست شودچون شرکت های ایالات متحده لیست شده در TSX نباید اصلاحی در زمینة اختلافات اصلی بین Gapp کانادا و ایالات متحده را فراهم کنند.
نتایج تجربی ، ارتباط بین ضررهای ناشی از نقصان سرقفلی انتقال گزارش شده و انگیزه های گزارش دهندة مدیران و محدودیت های آنها را نشان می دهند به نظر میرسد این نتایج را ثبت می کنند تا انحراف از میانگین صنعت RoA RoE به حداقل برسد مثل وقتی که آنها تغییری را رد CEO تجربه می کنند نتایج در شرکت هایی ثابت هستند که ضررهای پایین تری از نقصان انتقالی از ثبت کردند تا از انحراف بیشتر از اهرم میانگین صنعت جلوگیری شود ، وقتی سودهای تشخیص داده نشده قابل اندازه ای روی اختیارات سهام اجرایی قابل عرضه وجود داشته باشند و وقتی آنها در ایالت متحده در لیست عرضی باشند، همین موقعیت مطرح است . یافته هایمان نیز نشان می دهند که شرکت هایی با تناسب بالاتر علم مالی و رؤسای مستقل در گزارش هئیت بازرسان ، ضررهای پایین تر غیر طبیعی از کاهش سرقفلی انتقالی ثبت می کنند که با چنین روسایی ثابت است، و به طور مؤثری فرصت طلبی مدیریتی را باتوجه به ضررهای نقصان سرقفلی انتقالی محدود می کند. آنالیز بیشتر نشان می دهد که موقعیت های گزارش دهندة سرقفلی شرکت ها تحت تأثیر انگیزه ها قرار می گیرند تا ضررهای ناشی از کاهش سرقفلی انتقالی را تنها وقتی به حداکثر برسانند که ضرر انتقالی انتظار رود با این حال ، انگیزها برای به حداقل رساندن ضررهای ناشی از کاهش سرقفلی انتقالی تحت تأثیراینکه آیا سرقفلی کل شرکت کاهش یافته یا خیر قرارنمی گیرند.
بقیة مقاله به صورت زیر سازماندهی شده است : بخش بعدی اطلاعات زمینه را فراهم می کند و مروری بر تحقیق قبلی دارد،بخش بعد از آن ، فرضیه های تحقیق را فراهم کرده است ، مدل ها و متغیرها در بخش چهارم معرفی شدند .
نتایج نیز در ادامة این مباحث ارائه شدند و بخش آخر نتیجه گیری از مطالب است
زمینه
حسابداری برای تغییرات حسابداری
تغییرات حسابداری میتوانند بااستفاده از یا اثر انباشتی ، متود عطف بماسبق و یا متود فرانگری گزارش شوند نظریة APB شمارة20 در سال 1971 صادر شد تغییرات حسابداری حاکی از آن است که اثر تغییر ارادی در اصل حسابداری بااستفاده از متود اثر انباشتی گزارش می شود (AICPA 1971)
روند حسابداری برای تغییرات حسابداری اجباری درهر اعلامیة جدیداً صادر شدهای طراحی شد همراه با متود اثر انباشتی که در طول دهة90 ، به طور چشمگیری عمومی شد مادامیکه FASB قادر بود متودی انتخاب کند که هزینه های اجرای استانداردهای جدید را به حداقل برساند، اغلب به خاطر بالارفتن هزینه های ایجاد شده توسط کاربران مورد انتقاد قرار می گرفت کاربارنی که با گزارش های مایل مطابقت نیافته سروکار داشتند.
SFAS154 – تغییرات حسابداری و اصلاحات خطا –APB شماره 20 درماه 2005 جایگزین شد. 154 SFAS به صورت بخشی از پروژه تقارب (همگرایی) کوتاه مدت FASB توسط هیئت استانداردهای حسابداری بین المللی (IASB) صادر شده الزاماً بیان میکند که اثر تغییرات ارادی و اجباری حسابداری با استفاده از متود عطف بماسبق گزارش شد. انتظار می رود که 154 SFAS گزارش مالی را با بالا بردن ثبات اطلاعات مالی بین دوره ها تقویت میکند، بنابراین هزینه ای مطرح شده برای کاربرانی کاهش می یابد که دیگر با تغییرات به شیوه ای که شرکت ها، تغییرات حسابداری را اجرا می کنند، سروکار ندارند (2005FASB). با این حال اگر یک استاندارد جدید به طور گسترده ای به فرضیات صلاحدیدی متکی باشد، متود عطف به ماسبق ممکن است، فرصت طلبی مدیریتی را تشویق کند چون تنظیم انباشتی، متسقیماً از طریق بازکردن عایدی ای محفوظ جریان می یابد، بنابراین موقعیت های گزارش دهنده مدیران تحت پوشش قرار می گیرد. یک چنین استانداردی، بخش 3062/142 SFAS در رابطه سرقفلی خریداری شده است.
حسابداری برای سرقفلی
بخش 3062/142 SFAS بیان می کند که شرکت ها (a) باید کاهش سرقفلی را حذف کنند و (b) یک تست دو مرحله ای نقصان روی سرقفلی هر سال در یک تاریخ انجام دهند. شرکت ها باید ابتدا ارزش متعارف هر واحد گزارشی را با ارزش دفتری اش مقایسه کنند. اگر ارزش دفتری مازاد وجود داشته باشد، ارزش متعارف سرقفلی یا کم کردن ارزش متعارف سرمایه های خالص به استثنای سرقفلی از ارزش متعارف واحد گزارشی، محاسبه میشود. ارزش متعارف سرقفلی تهیه شده واحد گزارشی نیز با ارزش دفتری اش مقایسه می شود و مازاد آن به صورت یک حساب حذف شده ثبت می شود. بخش 3062/142 SFAS برای سال های مالی بکار می رود که در 1 ژانویه 2002 و یا پس از آن شروع می شوند. یک تست نقصان انتقالی باید قبل از پایان سه ماهه دوم سال پذیرش اجرا شود تا تغییر در سیاست حسابداری بکار رود. متود اثر انباشتی باید برای به حساب آوردن تعییری در ایالات متحده بکار رود در حالیکه در کانادا، استفاده از متود عطف بماسبق معرفی شده است. ضررهای نقصان سالانه برای درآمد حاصل از عملیات در هر دو کشور منظور می شوند.
روند نقصان، موقعیت یا گزینه تشخیص حذف حساب را با مجبور کردن شرکت ها برای تست نقصان سرقفلی هر سال حذف می کند، در حالی که آنها با صلاحدید قابل توجهی در رابطه با زمان بندی و اندازه گیری ضررهای نقصان هنوز برجای می مانند. اولین منبع صلاحدید مدیریت، اختصاص دادن تراز باز سرقفلی به واحدهای گزارش دهنده متفاوت است. دومین منبع صلاحدید مدیریتی، سنجش ارزش متعارف واحد گزارش دهنده و سرمایه ها و بدهکاری های قابل شناسایی اش است. صلاحدید شرکت در رابطه با ضررهای انتقالی، به دو شیوه انجام میشوند: یا آنها، ضرر ناشی از نقصان انتقالی را زیاد ارزیابی می کنند و حذف حسابی بزرگتر از نقصان اقتصادی لازم ثبت می کنند، یا اینکه آنها کم ارزیابی کرده و یا نقصان لازم را تشخیص نمی دهند . مدیران ممکن است انگیزه هایی برای به حداکثر رساندن ضرر انتقالی داشته باشند چون آن روی صورتحساب درآمد تشخیص داده نمی شود، متناوباً، آنها ممکن است بخواهند تا تشخیص نقصان را تا دوره های بعدی به تاخیر بیاندازند چون اثر منفی ضرر انتقالی میتواند روی کیفیت ترازنامه و روی انتظارات جریان نقدی بعدی شرکت کنندگان بازاری چشمگیر باشد. آنها (مدیران) همچنین می خواهند تا تشخیص نقصان را در صورتی به تأخیر بیاندازند که معتقد باشند ارزش های متعارف افزایش می یابند.
بررسی اهمیت سیستم حقوق و دستمزد در حسابداری

| دسته بندی | حسابداری |
| فرمت فایل | doc |
| حجم فایل | 57 کیلو بایت |
| تعداد صفحات | 106 |