بهترین سیستم تبلیغات اینترنتی در کشور

آگهی ها و تبلیغات و نیازمندیهای سراسر کشور

بهترین سیستم تبلیغات اینترنتی در کشور

آگهی ها و تبلیغات و نیازمندیهای سراسر کشور

بررسی طرح پیشنهادی دولت انگلستان برای حسابداری و گزارشگری مالی وابسته به بخش‌ها

بررسی طرح پیشنهادی دولت انگلستان برای حسابداری و گزارشگری مالی وابسته به بخش‌ها

بررسی طرح پیشنهادی دولت انگلستان برای حسابداری و گزارشگری مالی وابسته به بخش‌ها

دسته بندیحسابداری
فرمت فایلdoc
حجم فایل10 کیلو بایت
تعداد صفحات19
برای دانلود فایل روی دکمه زیر کلیک کنید
دریافت فایل

بررسی طرح پیشنهادی دولت انگلستان برای حسابداری و گزارشگری مالی وابسته به بخش‌ها

(departmental financial accounting & reporting)

اصول و رویه‌های تلفیق دربخش دولتی انگلستان

(دیوید هیلد و جورج جورجیو)

اهم نکات مقاله :

اصلاح حسابداری بخش دولتی در کشورهای صنعتی به یکی از اجزاء قابل تشخیص در مجموعه اصلاحات « بازار-محور» نوظهور در مدیریت بخش عمومی تبدیل شده است.جنبة‌ کلیدی این اصلاحات،تبدیل مبنای حسابداری از مبنای سنتی نقدی به مبنای تعهدی می‌باشد.مبنای تعهدی در حسابداری بخش خصوصی این کشورها نیز بنا به مجوز اصول پذیرفته شدة‌ حسابداری ازگذشته تا بحال بکار گرفته شده است.

در این مقاله با توجه به طرح پیشنهادی دولت انگلستان برای حسابداری و بودجه‌بندی بر مبنای منابع( Resoure Accounting and Budgeting) ،به موضوعاتی دررابطه با تلفیق اشاره میشود که هم با اهمیت وهم مشکل زا می‌باشند پس از مرور تجربه بخش خصوصی در رابطه با تلفیق ،این مقاله به بررسی دقیق ساختار دولت مرکزی انگلستان می‌پردازد و در ادامه، دامنه محدود تلفیق که توسط خزانه داری انگلستان پیشنهاد شده است و به عنوان مبنای ایجاد حسابهای منابع وابسته به بخش‌ها (Departmental Resource Accounts) بکار خواهد رفت،مورد انتقاد قرار می‌گیرد.

در این مقاله همچنین توجه خواننده به ساختار پیچیدة‌ ارائه خدمات عمومی و بسیاری از کارهای انجامی توسط سازمانهای شبه عمومی ( quasi – public organisations ) جلب خواهد شد.لازم به ذکر است که سازمانهای شبه عمومی هم خارج از محدوده پیشنهادی برای بخش‌ها وهم خارج از محدوده حسابهای ملی کل دولت قرار دارند.و در خاتمه بایدگفت که این مقاله،موضوع مربوط به حسابهای کل دولت را مورد بررسی قرار نمی‌دهد.


1) پیشگفتار

در سالهای اخیر تغییرات با اهمیتی در رابطه با حسابداری دولتی در کشورهای مختلف بوقوع پیوسته است.در انگلستان ،این تغییرات در قالب مجموعه‌ای با عنوان حسابداری وبودجه‌بندی بر مبنای منابع ( RAB) گنجانده می‌شوند.مقاله ایکه پیشرو دارید،گستره واشکال مختلف تلفیق با حسابداری وگزارشگری مالی دولت بر مبنای تعهدی را مورد توجه قرارداده است.

در این مقاله در عین حال که به پیشرفتهای کشورهای دیگر به گونه مناسب توجه می‌شود، اهمیت موضع باعث می‌شود جهت پربارتر کردن آن ویژگی‌های خاص انگلستان مورد بحث و بررسی ویژه قرار گیرد.

در این رابطه ضروریست که برخی واژگان خاص انگلستان تعریف شدند.یکی از این اصطلاحات،حسابداری بر مبنای منابع (‌Resource Accounting) ( RA) است که به تنظیم الزامات حسابداری و گزارشگری دولت مرکزی با الزامات حسابداری و گزارشگری دولت مرکزی با الزامات حسابداری و گزارشگری شرکتهای مشمول قانون (‌1985- 1989 ) اشاره دارد، شرکتهای اخیرالذکر از مجموعه اصول ورویه هایی پیروی می‌کنند که طبق عرف معمول،رویه‌های پذیرفته شدة‌ حسابداری انگلستان نامیده می‌شوند.( UK GAAP) .عنصر با اهمیتی که در این رابطه وجود دارد عبارتست از تغییر مبنای نقدی به تعهدی .هرچند در مدارک مربوط به خط مشی خزانه‌داری به صراحت عنوان شده است که حسب تفاوتهای موجود بین بخش خصوصی و دولت مرکزی که ناشی از شرایط مختلف آنها است.

احتمال دارد تعدیلاتی در رویه‌های پذیرفته شده حسابداری انگلستان ضرورت پیدا کند ویا اینکه مستلزم افزودن پیوستهایی به آن باشد اما با این وجود، در راهنمای ارائه شده از سوی خزانه‌داری تغییر از مبنای نقدی به تعهدی گنجانده شده است.این راهنمای ارائه شده از سوی خزانه داری تغییر از مبنای نقدی به تعهدی گنجانده شده است،این راهنما به تصویب هیئت مشورتی گزارشگری مالی ( FRAB ) که توسط خزانه‌داری منصوب شده‌آند نیز رسید است. این هئیت در آؤریل 1996 از سوی خزانه داری ایجاد گردید تا به عنوان عنصری مستقل در فرآیند نظارت بر حسابداری و گزارشگری دولتی عمل نماید،همانطور که گفته شد هیئت مذکورراهنمای منتشر شده توسط خزانه داری – در جولای 1997 – را مورد تأیید قرار داد و پس از این راهنما بطور رسمی انتشار یافت و در آوریل 1998 نیز اصلاحیه‌ای جهت بهنگام کردن این راهنما به آن افزوده گردید.

بودجه بندی بر مبنای منابع( Rsorce Budgeting) ( RB) دارای دو جزء به شرح زیر است:

نخست ،مدیریت و اجرای فرآیند برنامه‌ریزی مخارج عمومی بر مبنای یک منبع، و دوم رآی‌گیری سالانه پارلمان بر مبنای یک منبع ( به عبارت دیگر،تصویب مخارج) .در این رابطه لازم به ذکر است که خزانه‌داری به دفعات تأکید کرده است از آنجایی که وظیفه اجرای هر دو جزء بودجه بندی بر مبنای منابع ( RB ) را بر عهده دارد، بنابراین کنترل نهایی براصول حسابداری دولتی را نیز باید در اختیار داشته باشد.

هدف این مقاله عبارتست از ارزیابی طرح پیشنهادی دولت انگلستان برای حسابداری و گزارشگری مالی وابسته به بخش‌ها( departmental financial accounting & reporting) ودراین ارزیابی توجه اصلی بر مرز‌بندی انجام شده در این طرح برای تعیین حدود شخصیت گزارشگر تلفیقی معطوف می‌باشد « بهعبارت ، تعیین حدود شخصیت تهیه کننده « حسابهای تلفیقی منابع وابسته به بخش‌ها» ( Consulidated Departmental Resource Accomnts- ( DRAs) .باید توجه داشت که در اینجا،موضوع تلفیق کردن تمامی حسابهای منابع وابسته به بخش‌ها ( DRAs) با سایر حسابهای موجود درمجموعة‌ « حسابهای کل دولت »Government Accounts- of- whole) مد نظر نیست. با این حال یک پیوند بین این موضوعات وجود دارد. چرا که خزانه دای صراحتاَ ارتباطی بین حسابداری بر مبنای منابع ( RA) و الزمامت اطلاعاتی موضوعات کلان مالی ( macro- fiscal) برقرار ساخته است.لازم به یادآوری است که الزامات اخیر‌الذک از استاداردهای بین‌المللی آماری در خصوص حسابهای ملی وبویژه سیستم ارزیابی حسابهای ملی – 1995 – استخراج شده‌آند.( Eurastat 1996 و luder و Jones )

سایر مطالب این مقاله به شرح زیر است:

بخش 2) مرور طرح پیشنهادی دولت انگلستان درخصوص تلفیق

بخش 3) بررسی موضوعات اساسی در رابطه با مربوط بودن تجربة‌ بخش خصوصی در این زمینه و همچنی بافت ویژه بخش عمومی انگلستان .علاوه بر این،تجربة‌ بین‌المللی در این زمینه نیز مورد بحث قرار می‌گیرد.

بخش 4) نتیجه‌گیری درخصوص پشرفتهای انگلستان در این رابطه که نیاز است در بافتی گسترده تر از اطلاحات مدیریت مالی در دولت مرکزی استقرار یابد.

در اینجا لازم بذکر است که این مقاله به موضوعات با اهمیتی همچون خاستگاه این اصلاحات وارتباط آن با مدیریت نوظهور بخش عمومی (‌New punblic Management) ( NPM) نمی‌پردازند.

ولی با اینحال باید یادآور شد که معمار این اصلاحات در انگلستان ( 1996 و 1995وL ikierman) بارها و بارها به تشریح و توصیف حسابداری و بودجه بندی تعهدی به عنوان بازتاب کننده یک گرایش بین‌المللی و همچنین جزء کلیدی دستور کار مدیریت نوظهور بخش عمومی پرداخته است.

2) طرح پیشنهادی دولت انگلستان برای تلفیق دربخش عمومی

طرح حسابداری و بودجه‌بندی برمبنای منابع (RAB) در نوامبر 1933 توسط وزیر دارایی به آن درجولای 1994 توسط خزانه‌داری و درقالب یک پیش‌نویس (Green paper) جهت رایزنی عمومی منتشر شد. دراینجا به منظور تشریح فصل این موضوع با ارائه 3 نموداریکه در ادامه ارائه خواهد شد، توجه‌تان به موضوعات کلیدی مربوط به محدوده تلفیق هریک از حسابهای منانقع وابسته به بخش‌ها (DRA) جلب خواهد شد.

شیوه ‏نامه اجرایی طرح حمایت از پایان‏ نامه‏ های کارشناسی ‏ارشد و دکتری

شیوه ‏نامه اجرایی طرح حمایت از پایان‏ نامه‏ های کارشناسی ‏ارشد و دکتری

شیوه ‏نامه اجرایی طرح حمایت از پایان‏ نامه‏ های کارشناسی ‏ارشد و دکتری

دسته بندیکامپیوتر و IT
فرمت فایلdocx
حجم فایل171 کیلو بایت
تعداد صفحات11
برای دانلود فایل روی دکمه زیر کلیک کنید
دریافت فایل

انجمن علمی تجارت الکترونیکی ایران با همکاری شرکت گسترش الکترونیک مبین ایران به منظور بهره‏گیری از توان و ظرفیت بالقوه دانشگاه‏ها و تشویق دانشجویان به انجام تحقیقات و پروژه‏های کاربردی مورد نیاز حوزه فناوری اطلاعات و ارتباطات، از پایان‏نامه‏های دانشجویان دکتری و کارشناسی‏ارشد گرایش‏های مختلف رشته‏های مهندسی کامپیوتر، مهندسی فناوری اطلاعات، مهندسی صنایع و مدیریت فناوری اطلاعات حمایت بعمل می‏آورد.

هدف از این طرح، شناسایی و معرفی اساتید و دانشجویان مستعد و علاقه‏مند در زمینه‏های مرتبط و استفاده از نظرات وتخصص آن‏ها، توسعه همکاری‏های علمی و پژوهشی، هدایت و بهره‏برداری از پایان‏نامه‏های تحصیلات تکمیلی در راستای حل مسائل حوزه فناوری اطلاعات و ارتباطات به منظور توسعه کسب و کارهای نوین و استفاده از پتانسیل‏های موجود در دانشگاه‏ها می‏باشد.

بررسی توزیع پوآسون و نرمال

بررسی توزیع پوآسون و نرمال

بررسی توزیع پوآسون و نرمال

دسته بندیآمار
فرمت فایلdoc
حجم فایل133 کیلو بایت
تعداد صفحات48
برای دانلود فایل روی دکمه زیر کلیک کنید
دریافت فایل

توزیع پوآسون و نرمال

توزیع پواسن

متغیرهای تصادفی دو جمله ای و فراهندسی ،‌موفقیت ها را در یک نمونه گیری تعیین می کند. ممکن است در پدیده هایی با روندی از موفقیت ها رو به رو شویم و آگاهی از تعداد موفقیت ها مورد نظر باشد. به مثالهای زیر توجه کنید.

در یک بازی بستکبال گلهایی را که تیم مورد علاقه به ثمر می رساند، روندی از موفقیت ها به دست می دهد.

تعداد دفعه هایی که قلاب ماهیگیری مورد حمله های ماهیان قرار می گیرد،‌روندی از موفقیت ها است.

تعداد تصادف ها در جاده ای مورد نظر، روندی از موفقیتها است.

ترسم خطوط اضافی در پارچه بوسیله یک ماشین پارچه بافی، روندی از موفقیت ها را به دست می دهد.

تعداد حبابهای موجود در شیشه های تولیدی یک کارخانه ساخت شیشه، روندی از موفقیت ها است.

مطالعه آماری تعداد موفقیت ها در بخشی از روند مورد نظر، اهمیت دارد. تعداد گلهایی که تیم مورد علاقه ما در نیمه اول به ثمر می رساند،‌تعداد دفعه هایی که به قلاب ماهیگیری در یک ساعت حمله می شود، تعداد تصادف های در طول تابستان،‌تعداد خطوط اضافی که در یک متر مربع ترسیم شده است و سرانجام، تعداد حبابهای موجود در 5 متر مربع شیشه تعداد موفقیت ها در بخشی از روند مربوطه است. نمونه گیری در اینجا به معنی گزینش آن بخش مورد نظر و شمارش تعداد موفقیت ها است. در مثال تعداد حبابها، هر قطعه شیشه 5 متر مربعی از تولید کارخانه یک نمونه به شمار می آید. در صورتی که X را تعداد موفقیت ها تعریف کنیم، مجموعه مقادیر X

X={و2و1و 0 …}

پیشامد (X=i) بیانگر قطعاتی است که در هر یک از آنها تعداد i حباب است،‌ P(X=i) درصد این قطعات را تعیین می کند. تعیین P(X=i) با روش نمونه گیری در عمل ناممکن است. از این رو چگونه می توان P(X=i) را تعیین کرد؟ (در قسمت 5 به این پرسش پاسخ خواهیم داد) به هر حال تابع چگالی زیر P(X=I) را ارائه می دهد.

متغیر تصادفی پوآسن

یک متغیر تصادفی X با مجموعه مقادیر} …و2و1و0 X={ و تابع چگالی

(1-3)

را متغیر تصادفی پواسن با پارامتر می نامند و در این صورت نمایش بکار برده می شود. در فرمول (1-3) ، e عدد نپر است و میانگین تعداد موفقیت ها است،‌. اگر توزیع پواسن بر روندی از موفقیت ها دلالت کند، آنگاه تعداد موفقیت ها در هر بخش از روند از توزیع پواسن پیروی می کند که پارامتر آن،، مساوی میانگین تعداد موفقیت ها در آن بخش است.

توزیع نرمال

متغیر تصادفی نرمال

یک متغیر تصادفی X ،‌متغیر تصادفی نرمال است، اگر مجموعه مقادیر آن و تابع چگالی آن

مقادیر و ثابت است و به ترتیب امید ریاضی و واریانس X است، و در این صورت نمایش را برای X بکار می بریم.

هر متغیر تصادفی نرمال X با میانگین و واریانس خواص زیر را دارد.

1-

2- اگر به سرعت یک تابع نمایی.

خاصیت اول بیان می کند که پراکندگی در فاصله های یکسان است.

خاصیت دوم بیان می کند با دوری از میانگین درصد مشاهده ها نسبتاً سریع کاهش می یابد.

متغیر تصادفی نرمال، نخستین بار به وسیله کارل کاوس بیان شد. این متغیر تصادفی مدل احتمال خوبی برای بسیاری از پدیده های طبیعی است، به این دلیل، آن را نرمال (طبیعی) نامیده اند. به مثالهای زیر توجه کنید.

عموماً نمره های دانش آموزان یک کلاس، نزدیک به میانگین تجمع بیشتر دارد و هر چه از دو سو از میانگین فاصله گرفته شود، تجمع نمره ها کاهش می یابد (نسبتاً سریع).

میزان قد افراد جامعه‌ی مورد نظر نیز پدیده ای طبیعی است. تجمع، نزدیک به میانگین به گونه ای نسبتاً متقارن، زیاد است. با دوری از میانگین از دو سوی، پراکندگی بسرعت (تقریباً به طور متقارن) کاهش می یابد.

درجه حرارت هوا را در نیمه شب بهمن ماه در منطقه‌ ای در نظر بگیرید. دوباره انتظار می رود که تجمع نزدیک به میانگین زیاد باشد و با دور شدن از میانگین مقدار آن سریع کاهش یابد.

دقت کنید که هر متغیر تصادفی نرمال با آگاهی از دو مقدار کاملاً مشخص می شود. مقدار را انحراف معیار (انحراف استاندارد) گویند.

- متغیر نرمال استاندارد

چنانچه دیده شد هر توزیع نرمال به وسیله دو مقدارمشخص می شود. یعنی اگر جمعیتی آماری از توزیع نرمال پیروی کند با محاسبه تمام یافته های آماری را می توان برای آن جمعیت به دست آورد. اکنون اگر در یک توزیع نرمال، باشد، توزیع نرمال استاندارد بوده و متغیر تصادفی نرمال مربوط به آن، متغیر تصادفی نرمال استاندارد است و آن را با Z نشان می دهیم متغیر تصادفی Z در کاربرد اهمیت ویژه ای دارد و بدین دلیل جدول مربوط به مقادیر عددی تابع توزیع آن در بخش جدولها داده شده است بحث زیر اهمیت Z را روشن تر می کند.

توزیع پوآسون

در مواردی که در توزیع دو جمله ای n بزرگ باشد محاسبة احتمالات کاری پیچیده و مشکل می گردد. از طرفی توزیع دو جمله ای در مواردی صدق می کند که d=p-q کوچک باشد، و یا به عبارت دیگر q و p نزدیک به باشند. در مواردی که شرایط فوق صدق نکنند. (n بزرگ و احتمال ها نزدیک بهم نباشند) از توزیع های دیگری بجای توزیع دو جمله ای استفاده می گردد.

به طور کلی اگر احتمال وقوع پیشامدی (q) کوچک باشد و باشد آن پیشامد را نادر گویند. و منحنی توزیع دو جمله ای از حالت تقارن خارج بوده و مورب می گردد. چون در عمل با چنین وقایع نادری روبرو هستیم، داشتن یک توزیع تقریبی برای چنین مواردی ضروری است. چنین توزیعی بنام توزیع پواسون معروف است.

در توزیع دو جمله ای اگر تعداد دفعات آزمایش (n) بتدریج که p کوچک و کوچکتر می گردد، بزرگ و بزرگتر شود، مقدار (لاندا) ثابت می ماند. به عبارت دیگر توزیع دو جمله ای باینومییال وقتی n به سمت بی نهایت و p به سمت صفر میل کند و np ثابت بماند، به توزیع پویسون تبدیل می گردد. بنابراین احتمال وقوع X پیشامد در n آزمایش به صورت زیر محاسبه می گردد.

پایه لگاریتم طبیعی = 718828/2 e=

در این فرمول بجای np از حرف یونانی استفاده شده است. بنابراین توزیع پویسون یک حد از توزیع باینومییال است. در این مورد نیز ثابت می شود که میانگین و واریانس توزیع پویسون برابر با است.

مقدار به مفهوم زیر است:

یا به طور کلی بوسیله ماشین حساب حاصل می شود.

توزیع پویسون تنها به عنوان تقریب توزیع دو جمله ای بکار نمی رود،‌بلکه به عنوان یک الگو برای بررسی وقایعی که به طور تصادفی و به طور نادر در زمان و مکان توزیع می شوند نیز مورد استفاده واقع می شود. برای مثال می توان تعداد پنچری طایر در یک هفته، تعداد اصابت گلوله در یک هدف گیری، و تعداد موارد گزارش شده از یک بیماری کمیاب و غیره را نام برد. از توزیع پویسون در بازرسی و کنترل کیفیت کالاها، وقتی تعداد کالاهای معیوب نسبت به تولید کل کم باشد، به منظور محاسبة احتمال ها استفاده می شود. از جمله وقایع دیگری که توزیع پویسون برای آنها صادق است، می توان به مشاهده غلط چاپی در یک کتاب، افراد چپ دست یا معلول ذهنی در جامعه، تعداد خودکشی، یافتن بذر علف هرز در یک محموله و یا پیدا کردن باکتری در آب استخر اشاره نمود. برای توزیع پویسون نیز احتمال تجمعی مقادیر مختلف X بر حسب n و محاسبه گردیده و در جداولی در برخی از کتاب های آمار آورده شده است.

توزیع نرمال

توزیع نرمال مهمترین الگوی آماری است و اکثر تئوری ها، محاسبات و استدلالهای آماری بر مبنای آن نهاده شده اند. اهمیت دیگر توزیع نرمال در این است که توزیع فراوانی پدیده های طبیعی، که با رعایت اصول صحیح آماری مورد تحقیق قرار می گیرند، غالباً به صورت نرمال است. از طرفی چون هر متغیری به هر شکلی که مورد مطالعه قرار گیرد دارای توزیع فراوانی مخصوص بخود می باشد،‌می توان با استفاده از اصول آمار و ریاضی، آن متغیرها یا توزیع آنها را به نرمال تبدیل نمود و از اصول آماری خاص منحنی نرمال برای تجزیه و تحلیل آنها استفاده نمود. به عنوان مثال چنانچه Xi دارای توزیع پویسون باشد، متغیر دارای توزیع نرمال خواهد بود. همچنین چنانچه حالتهای یک متغیر بر حسب درصد باشد، دارای توزیع نرمال نیست،‌ولی الگاریتم این اعداد یا سینوس معکوس (Arc sin) آنها دارای توزیع نرمال است. این موضوع مبحث نسبتاً مفصلی تحت عنوان تبدیل داده ها است،‌که خارج از موضوع این کتاب می باشد.

اگر n (تعداد آزمایش) در یک توزیع دو جمله ای زیاد باشد، محاسبه فراوانی ها و احتمال ها با استفاده از توزیع باینومییال مشکل می گردد. در چنین مواردی با استفاده از اصول ریاضیات نشان داده می شود که با بزرگ و بزرگتر شدن n توزیع دو جمله ای باینومییال بیشتر و بیشتر به صورت توزیع پیوسته ای با معادله زیر در می آید که به آن توزیع نرمال می گویند. بنابراین توزیع نرمال “حد” توزیع دو جمله ای است. توجه داشته باشید که با بزرگ شدن n (تعداد حالات ممکن برای وقوع یک رویداد) متغیر حاصل از حالت ناپیوسته به پیوسته تغییر می کند. به عبارت دیگر توزیع دارای منحنی می گردد.

چنانچه ملاحظه می شود در فرمول فوق p و q (احتمال وقوع یا عدم وقوع پیشامدها) مشاهده نمی گردند،‌بلکه پارامترهای و که در تخمین آنها به نحوی از احتمال های فوق استفاده می گردد، وجود دارند. چنانچه در این فرمول،‌فراوانی نسبی (احتمال) متغیر X یعنی قرار داده شود، معادل احتمال نرمال به شرح زیر بدست می آید:

برای آشنایی با رابطة‌توزیع نرمال و توزیع دو جمله ای فرض نمائید که 300 گیاه گندم به طور تصادفی از مزرعه ای انتخاب و طول آنها اندازه گیری شده و نمودار ستونی آنها برحسب فراوانی های نسبی ترسیم شده است. چون مساحت هر یک از مستطیل ها برابر است با فراوانی نسبی طبقه ای از مقادیر اندازه گیری شده، مساحت کل مستطیل ها برابر با یک می باشد. از طرفی چنانچه به جای 300 گیاه طول تعداد زیادتری (فرضاً 3000) گیاه و با دقت و تقریب زیادتری اندازه گیری شود، تعداد طبقه ها زیادتر می گردند ولی باز هم مساحت کل مستطیل ها برابر با یک خواهد بود. اگر تعداد گیاهان را همین ترتیب اضافه نمائیم. هیستوگرام فراوانی های نسبی و نمودار چند ضعلی آن تبدیل به یک منحنی می گردد که به آن منحنی نرمال گفته می شود. با اضافه شدن اندازه نمونة تحت مطالعه، میانگین و انحراف معیار آن نیز به سمت مقادیر ثابت و میل می کنند و نمودار چند ضعلی نیز به طرف یک منحنی پیوسته ضعلی) سوق داده می شود. چون مجموع مساحت های مستطیل ها در هیستوگرام فراوانی نسبی یک است، مساحت زیر منحنی بین دو حد و نیز برابر با یک می باشد.

بنابراین سطح زیر منحنی بین دو مقدار معین X برابر با احتمال وقوع X در آن دامنه می باشد.

سطح زیر منحنی

به عنوان مثال چنانچه توزیع طول بوته های گندم دارای میانگین 100 سانتیمتر و انحراف معیار 10 سانتی متر باشد، می توان احتمال انتخاب بوته ای که طول آن بین 90 تا 110 سانتی متر است را از مقدار n قرار داده شود و یا احتمال مزبور در n ضرب گردد، تعداد بوته ای که طول آنها بین 90 تا 110 سانتی متر است بدست می آید.

موارد استفاده توزیع نرمال

در آمار منحنی نرمال به عنوان معیاری برای مقایسه مشخصات مختلف سایر توزیع های فراوانی تجربی با آن مورد استفاده قرار می گیرد. چون توزیع نرمال احتمال پیشامدهایی را نشان می دهد که به طور تصادفی اتفاق می افتند، اگر توزیع مشاهدات حاصل از یک آزمایش با آن مطابقت داشته باشد، می توان پذیرفت که در وقوع آنها نیز قوانین تصادف حاکم بوده اند. این نوعی استنباط علمی است،‌زیر مفهوم مخالفت آن این است که در وقوع مشاهدات مزبور عوامل دیگری دخالت داشته اند. مثلاً اگر عملکرد واریته ای از گندم را از طریق کاشت آن در تعدادی قطعه زمین (کرت) اندازه گیری کنیم، در همة قطعات مقدار آن یکسان نخواهد بود، زیرا علیرغم دقت زیاد، عوامل مزاحم و ناشناخته ای موجب تفاوت محصول کرت های مختلف خواهند شد. این مشاهدات یک توزیع فراوانی تشکیل خواهند داد. حال اگر تنها عوامل تصادفی در ایجاد این تفاوت ها مؤثر بوده باشند، توزیع فراوانی مقادیر به شکل منحنی نرمال است و یا به آن نزدیک است. دلیل این امر این است که احتمال وقوع عواملی که موجب تفاوت های بزرگ می گردند کمتر از احتمال پیشامد عواملی است که تفاوت های جزئی و ناچیز را بوجود می آورند. از طرفی چنانچه عواملی جز پیشامدهای تصادفی، مثلاً نقص ترازو، حاصلخیزی متفاوت خاک قطعات زمین،‌ اشتباه در ثبت مشاهدات، حمله آفات، مقادیر مختلف آب آبیاری و غیره وجود داشته باشند، تأثیر آنها در جهت معینی بروز خواهد کرد و منحنی دارای کشیدگی خواهد شد. لذا چنانچه توضسح فراوانی مشاهدات با توزیع احتمالات نرمال تطبیق کند، می‌توان به نتیجه آزمایش اطمینان بیشتری داشت. در این حالت احتمال وقوع انحرافات مثبت و منفی مساوی است و میانگین مشاهدات مساوی عملکرد واقعی آن واریته خواهد بود.

همچنین اگر نوزیع فراوانی یک پدیده نرمال ( مانند اندازه‌های رشد و نمو و غیره ) را در یک گروه مطالعه نمائیم، نمودار آن به صورتی متقارن، شبیه منحنی نرمال خواهد بود، زیرا بدیهی است که در یک جامعه مقادیر متوسط این متغیر ( مثلاً طول قد انسان ) دارای حداکثر فراوانی هستند و فراوانی مقادیر دیگر ( افراد خیلی قد بلند و خیلی قد کوتاه ) به تناسب فاصله یا انحراف آنها نسبت به مقادیر متوسط، کاهش می‌یابد.

نحوة استفاده از توزیع نرمال در تحقیق عملی و چگونگی کاربرد آن در مباحث آمار و نمونه‌برداری و اندازه‌گیری، به عنوان معیاری برای ارزشیابی و تفسیر نتایج تجربی تا حدودی روشن شده و در فصل‌های بعدی نیز به تفصیل مورد بحث قرار می‌گیرد. بنابراین مقایسه و تطبیق نمودارهای تجربی با توزیع نرمال یکی از قدمهای اولیه در تحیق علمی است. این روش در فصل 11 ( توزیع کای اسکور)[1] شرح داده می‌شود. یکی از ساده‌ترین روش‌ها این است که مساحت قطعات مختلف سطح زیر منحنی تجربی با مقادیر مشابه در منحنی نرمال مقایسه گردد. برای روشن شدن مطلب توضیح بیشتری داده می شود و مثالی نیز ذکر می گردد و سپس در این رابطه به بحث پیرامون سطوح متعارف منحنی نرمال پرداخته می شود.

همانگونه که گفته شد منحنی نرمال استاندارد و جدول مربوط به آن (Z) مورد خاصی از منحنی نرمال است که در آن و می باشد. از طرفی ارقام و داده های آزمایشی زیادی یافت می گردند که دارای توزیع نرمال می باشند. برای این گونه داده ها و توزیع ها نیز می توان در هر مورد و با استفاده از فرمول منحنی نرمال جداولی تهیه نمود و سطح زیر منحنی یا احتمال وقوع پیشامدها را با استفاده از آنها مشخص ساخت. ولی در این صورت با بی نهایت جدول روبرو خواهیم بود. برای حل مسائلی نظیر آنچه در مورد منحنی نرمال استاندارد شرح داده شد، ولی در مورد توزیع تجربی (نرمال غیراستاندارد) بهترین روش این است که ابتدا داده های این توزیع را به توزیع نرمال استاندارد تبدیل نمائیم و سپس با استفاده از جدول Z احتمال وقوع وقایع را محاسبه نمائیم.

بررسی مدیریت گردش وجوه نقد

بررسی مدیریت گردش وجوه نقد

بررسی مدیریت گردش وجوه نقد

دسته بندیحسابداری
فرمت فایلdoc
حجم فایل57 کیلو بایت
تعداد صفحات31
برای دانلود فایل روی دکمه زیر کلیک کنید
دریافت فایل

بخش اول

مدیریت‌گردش‌وجوه‌نقد


صورت حساب گردش وجوه نقد:

گردش وجوه نقد را برای پذیرفته شدن تهیه نکنید.

سرمایه گذاران معمولاً به درآمد خالص شرکت به منزله سلامت مالی و دورنمای آینده شرکت نگاه می اندازند نمودار زیر درآمد یک شرکت را در طی 7 سال مالی نشان می دهد.

شرکت بخش سودآوری مناسب و حتی دوره های رشد درآمدی را نشان می دهد. بین سالهای اول و چهارم، درآمد خالص این شرکت رشد 32 درصدی از 31 میلیون دلار به 41 میلیون دلار داشته است. آیا این شرکت سرمایه پذیر خوبی به نظر می‌رسد؟ آیا انتظار می رود که سودآوری این شرکت ادامه پیدا کند؟ آیا این شرکت بهره و سود مناسبی تقسیم کرده است و آیا شما حاضر به ادامه سرمایه گذاری در این شرکت هستید؟ سرمایه گذاران با خریداری سهام این شرکت به همه این چند سئوال پاسخ بلی می دهند.

18 ماه بعد این شرکت، W.T.Grant، دچار بزرگترین ورشکستگی ایالات متحده شد. بررسیهای دقیقتر صورتهای مالی شرکت نشان می دهد که شرکت چندین سال گردش وجوه نقد پس از عملیات منفی را تجربه کرده است. حتی اگر حقیقتاً سود گزارش کرده باشد. چگونه ممکن است این اتفاق بیفتد؟ بخشی ازاین امر به این دلیل است که شرکتها فروشهایی که در صورت سود و زیان گزارش می کند از نوع اعتباری هستند و شرکت در مورد وصول این فروشهای اعتباری مشکل داشته که باعث می‌شود گردش وجوه نقد کمتر از سود ویژه شود. تحلیل گردش وجوه نقد نشانه هشدار به موقع از مشکلات عملیاتی W.T.Grant است.

همانطوری که در ابتدای داستان آمد آزمایشات روی گردش وجوه نقد شرکت W.T.Grant انجام شده که آیا کمبود با اهمیت نقدینگی و عدم انعطاف پذیری مالی شرکت را که نهایتاً باعث ورشکستگی شرکت شد نشان داده است. هدف از این متن امتحان کردن اجزاء اصلی صورت گردش وجوه نقد و نوع اطلاعاتی که از این صورت تهیه می شود، می باشد.

هدف اولیه صورت گردش وجوه نقد فراهم کردن اطلاعاتی درباره دریافت و پرداختهای نقدی یک واحد گزارشگری در طول دوره مالی است. هدف ثانویه، تهیه اطلاعات تأثیر فعالیتهای عملیاتی، سرمایه گذاری و تامین مالی روی وجوه نقد است. بنابراین صورت گردش وجوه نقد دریافتها و پرداختهای نقدی و نتایج تغییرات خالص وجوه نقد در اثر فعالیتهای عملیاتی، سرمایه گذاری و تامین مالی یک واحد تجاری در طول دوره در یک صورت مطابقت از اول تا پایان دوره را نشان می دهد.


فواید صورت گردش وجوه نقد:

اطلاعات یک گردش وجوه نقد بایستی به سرمایه گذاران، بستانکاران و ارزیابی دیگران درمواردی به شرح زیر کمک می کند.

1- توانایی واحد گزارشگری در ایجاد گردش وجوه نقد آینده

هدف اولیه گزارشات مالی تهیه اطلاعاتی است که امکان پیش‌بینی مبلغ، زمان بندی و عدم اطمینان وجوه نقد آینده را به ما می دهد. با بررسی ارتباط بین اقلامی از قبیل فروش و خالص گردش وجوه نقد حاصل از فعالیتهای عملیاتی و یا خالص گردش نقدی حاصل از فعالیتهای عملیاتی و افزایش یا کاهش در وجوه نقد، امکان پیش‌بینی بهتر مبالغ، زمان بندی و عدم اطمینان گردش وجوه نقد آتی از بررسی اطلاعات حاصل از مبنای تعهدی گردش وجوه نقد است.

2- توانایی واحد گزارشگری (شرکت) در پرداخت سود سهام و برآوردن تعهدات

اگرچه آسان ولی وجوه نقد بسیار مهم است. اگر یک شرکت وجوه نقد کافی نداشت حقوق کارمندان شرکت پرداخت نمی شد و بدهیهای شرکت تسویه نمی شد و سود سهام پرداخت نمی شد و تجهیزات تحصیل نمی شد.

یک صورت گردش وجوه نقد به ما نشان می دهد که وجوه نقد چگونه مصرف می‌شود و از کجا می آید؟ مستخدمین و کارکنان و بستانکاران و سهامداران و مشتریان علاقه ویژه ای به صورت گردش وجوه نقد دارند چون تنهاترین گزارش است که گردش وجوه نقد یک شرکت را نشان می دهد.

3- دلایل اختلاف بین درآمد خالص و گردش نقدی خالص حاصل از فعالیتهای عملیاتی

سود خالص خیلی مهم است. زیرا اطلاعاتی راجع به موفقیت یا مطلوبیت یک موسسه تجاری را از یک دوره نسبت به دوره دیگر نشان می دهد. اما بعضی افراد برای رسیدن به مبنای تعهدی گردش وجوه نقد چند برآورد بایستی انجام دهند که این برآوردها حیاتی هستند. در نتیجه قابلیت اتکای این اعداد چالش برانگیز هستند. این فقط در مورد وجه نقد نیست. بنابراین همانطوری که در داستان اول متنی آمد استفاده کنندگان صورتهای مالی از دانستن دلایل اختلاف بین خالص سود و گردش وجوه نقد حاصل از فعالیتهای عملیاتی بهره مند می شوند و آنها می توانند در مورد قابلیت اتکا اقلام سود و زیان ارزیابی کنند.

4- سرمایه گذاری نقدی و غیرنقدی و فعالیتهای تامین مالی در طول دوره

با بررسی فعالیتهای سرمایه گذاری شرکت (خرید و فروش دارائیهایی غیر از محصولات خودش) و فعالیتهای تامین مالی آنها (استقراض و باز پرداخت وام و سرمایه گذاری توسط صاحبان سهام و پرداخت سود به سهامداران)، مطالعه کننده صورت مالی گردش وجوه نقد بهتر می تواند درک کند که چرا دارائیها و بدهیها در طول دوره افزایش یا کاهش می یابند. برای مثال سوالهای زیر ممکن است پاسخ داده شود.

چطور وجوه نقد افزایش می یابند وقتی که زیان خالص برای دوره وجود دارد؟ چگونه عایدات حاصله از اوراق قرضه استفاده می شود؟ چگونه توسعه تجهیزات و تاسیسات تامین مالی شده است؟ چرا سود سهام افزایش پیدا نکرده است؟ چگونه بدهیها تسویه می شوند؟ چقدر وجه نقد طی سال قرض گرفته شده است؟ آیا گردش وجوه نقد بیشتر یا کمتر از سود خالص است؟

طبقه بندی گردش وجوه نقد:

صورت گردش وجوه نقد، دریافتها و پرداختهای نقدی را برحسب فعالیتهای عملیاتی، سرمایه گذاری و تامین مالی طبقه بندی می کند. فعالیتها و معاملات مالی نوعاً به شرح زیر تشخیص داده می شوند.

1- فعالیتهای عملیاتی شامل فعالیتهای مالی است که با تأثیر وجوه نقد روی سود خالص تأثیر می گذارند. از قبیل دریافتهای نقدی حاصل از فروش کالا و خدمات و پرداختهای نقدی برای تحصیل ملزومات و استخدام کارمندان و هزینه ها.

2- فعالیتهای تامین مالی مرتبط با اقلام بدهیها و حقوق صاحبان سهام و شامل گرفتن وجه نقد از بستانکاران و بازپرداخت مبالغ قرض گرفته شده و جذب سرمایه از مالکان و پرداخت سرمایه (باز خرید سهام) و منافع (بازده) حاصل از سهام و سرمایه‌گذاری ایشان می باشد.

3- فعالیتهای سرمایه گذاری عموماً مرتبط با دارائیهای بلند مدت (ثابت) است و همچنین مرتبط با اخذ (وصول) وام و تحصیل و کنارگذاری سرمایه گذاریها و دارائیهای تولیدی با عمر طولانی.

شرح زیر دریافتها و پرداختهای نقدی یک واحد تجاری که بر طبق فعالیتهای عملیاتی، سرمایه گذاری و فعالیتهای تامین مالی طبقه بندی می شوند را نشان می دهد.

جریان وجوه نقد ناشی از فعالیتهای عملیاتیجریان ورودی وجوه نقد:

وجوه نقد حاصل از فروش کالا و خدمات، بازده وام.

جریان خروجی وجوه نقد:

مصرف وجوه نقد برای خرید موجودی کالا، خرید خدمات، پرداخت مالیات، پرداخت سود سهام به سرمایه گذاران و پرداخت هزینه ها.

جریان وجوه نقد ناشی از فعالیتهای سرمایه گذاریجریان ورودی وجوه نقد:

حاصل از فروش دارائیها، تاسیسات و تجهیزات، حاصل از فروش اوراق قرضه و اوراق بهادار سایر شرکتها و حاصل از وصول اصل وامهایی که به سایر شرکتها و واحدهای گزارشگری (تجاری) داده ایم.

جریان خروجی وجوه نقد:

پرداخت وجوه نقد برای خرید دارائیها، تاسیسات و تجهیزات، پرداخت برای خرید اوراق قرضه و بهادار از سایر شرکتهای تجاری، ایجاد دین و دادن وام به سایر شرکتها.

جریان وجوه نقد ناشی از فعالیتهای تامین مالیجریان ورودی وجوه نقد:

حاصل از فروش اوراق بهادار و سهام شرکت و حاصل از بازده اوراق قرضه.

جریان خروجی وجوه نقد:

ناشی از پرداخت سود سهامداران و بازپرداخت بدهیهای بلند مدت و باز خرید سهام سرمایه.

بعضی از وجوه نقد مرتبط با سرمایه گذاریها و یا فعالیتهای مالی به عنوان فعالیتهای عملیاتی طبقه بندی می شوند. برای مثال دریافتهای درآمد سرمایه گذاری مثل بهره و سود سهام و پرداختهای بهره به قرض دهندگان بعنوان فعالیتهای عملیاتی طبقه بندی می شوند و بعضی از گردشهای وجوه نقد مرتبط با فعالیتهای عملیاتی بعنوان فعالیتهای سرمایه گذاری یا تامین مالی طبقه بندی می شوند. برای مثال دریافتهای نقدی حاصل از فروش دارائیها و تاسیسات و تجهیزات و سود حاصله از فروش آنها اگرچه در صورت سود و زیان گزارش می شود ولی بعنوان فعالیت سرمایه گذاری طبقه بندی می شود و سود حاصله از فروش هیچگونه تاثیری در گردش نقدی خالص حاصل از فعالیتهای عملیاتی ندارد و همچنین سود و زیان در پرداخت بدهیها عموماً بعنوان بخشی از وجوه نقد خروجی مرتبط با باز پرداخت مبالغ استقراض می باشد و بعنوان فعالیتهای تامین مالی آمده است.


مدیریت گردش وجوه نقد:

توضیح: فرا بگیرید که چگونه حیاتی ترین دارایی خود را پیش‌بینی کنید.

این مقاله به منظور طراحی نشده است که تنها راهنمای شما در مدیریت نقد شرکت‌تان باشد. منابع زیادی وجود دارد و پیشنهاد می کنیم از هر کتاب یا نوشته‌ای که از طرف انجمن ها و سازمانهای حرفه ای منتشر شده و در کتابفروشیها موجود است استفاده کنید. مرکز توسعه تجارتهای کوچک یامینگ (Wyoming) که بوسیله دانشگاه یامینگ اداره می شود این اطمینان را به شما نمی دهد که در نتیجه اجرا و پیاده سازی مراحل تشریح شده در این مقاله تجارت شما موفقیت آمیز باشد.

مقدمه:

آیا شما از ورود و خروج وجوه نقد آگاه هستید؟ آیا شما می دانید مانده وجوه نقدتان قبل از آنکه حیلی دیر شود؟ پاسخ این سوالات و دیگر سوالات در ذهنتان در این مقاله ارائه می شود.

یکی از مهمترین مسئولیتهایی که شما در هنگام مرور گردش نقدینگی مالکیت شرکتهای کوچک با آن روبرو می شوید توانایی فهم نیازهای نقدی واحد تجاری است. شما باید لیست حقوق و دستمزد هفتگی را تهیه و پرداخت کنید، برای حمل کالا پول بپردازید مالیات حقوق و فروش خود را بپردازید. این وظایف کمترین چیزهایی است که شما تهیه می کنید تا انجام شود. در نتیجه شما قادر نخواهید بود و یا نخواهید توانست که یک برنامه برای نیازهای نقدی و برآوردن آن نیازها فراهم آورید.

شما باید اطمینان داشته باشید که درک مدیریت وجوه نقد و پیش‌بینی آن هنرهای سری نمی باشند که در پشت درهای بسته با سحر و جادو انجام شوند بلکه بر مبنای احساس معمولی و منطق همراه با فهم‌خوبی از نحوه تامین مالی و صورت‌های مالی‌تان است. آنچه که شما باید انجام دهید براساس فهم از صورتهای مالی و عملیات مالی شرکت شما و فراگیری مفاهیمی ساده است که در این مقاله برای شما ارائه می‌شود. اجازه دهید که با یکدیگر یک روشی را برای مدیریت وجوه نقد توسعه دهیم که برای شما قابل فهم و مورد استفاده باشد.

پنج موضوع بودجه بندی و پیش‌بینی وجوه نقد عبارتند از:

تعریف- پیش‌بینی وجوه نقد چیست؟

هدف- چرا شما به پیش‌بینی نیاز دارید؟

محدوده زمانی- دوره زمانی پیش‌بینی شما کدام است؟

پیش شرط و لازمه- شما باید چه چیزهایی را داشته باشید تا پیش‌بینی موفقیت‌آمیز وجوه نقد انجام دهید؟

شکل- چگونه پیش‌بینی تان را سازماندهی کنید؟

ما این پنج موضوع را بطور جداگانه مورد بررسی قرار می دهیم و مبانی درک لازم برای شما را جهت کنترل وجوه نقدتان را براین اساس قرار می دهیم. هنگامی که مبانی کامل شد نقطه شروع را بررسی خواهیم کرد.

تعریف: پیش‌بینی نقد چیست؟

ما باید یک تعریف خوب و نکات لازم که در آن تعریف باید لحاظ شوند را چنان تنظیم کنیم که شما بتوانید یک پیش‌بینی برای وجوه نقد خود انجام دهید و مفاهیم آن را درک کنید. پیش‌بینی وجه نقد عبارت است از ارائه نتایج وجوه نقد بر مبنای فرضیاتی در مورد رویدادهایی که انتظار می رود بوجود آید اتفاق بیفتد در طی دوره پیش‌بینی.

در تعریف فوق چهار نکته وجود دارد که در فهم آن به ما کمک می کند.

1- دوره زمانی مربوط به برنامه پیش‌بینی وجوه نقد باید تعریف شود.

2- فرضیات معینی درباره آنچه که قرار است اتفاق بیفتد باید تهیه شده و مستند شود برای پیش‌بینی نتایج نقدی. ارائه دادن فرضیات در مورد آنچه که در آینده اتفاق خواهد افتاد برای بعضی از افراد شرکتهای کوچک یک کمی ترساننده است. تصور وقت صرف کردن برای تفکر درباره آینده و ساختن فرض هایی از قبیل «فروش در سال بعد 4% رشد خواهد داشت» یا «من باید یک کارمند در سال بعد استخدام کنم که xx دلار حقوق، مالیات و سایر مزایا دارد» این زمانی است که شما شروع می کنید که یقین کنید آیا شما درباره پیش‌بینی تان جدی هستید. اگر شما بخواهید و قادر باشید که پیشتر برنامه ها و فرضیات خود را انجام دهید یک مرحله عمده را در جهت اهداف در مورد کنترل وجوه نقد شرکت خود گذرانده اید.

3- یک بودجه نقدی برای قابل فهم بودن و کامل بودن باید مستند باشد همچنانکه آنرا مرور می کنید اصلاح می کنید. به نظر می رسد که کارکردن با اعداد بوسیله ماشین حساب ساده تر باشد اما اگر شما آنگونه عمل کنید شما یک راه سازمان یافته جهت ارزیابی آنچه که انجام داده اید و بهبود دادن، فراهم نخواهید آورد.

4- اقدامات ویژه ای باید بر روی فرضیات انجام دهید تا برنامه ها و اهداف شما را روح ببخشد که به آن مدیریت فعال نامیده می شود. اگر شما بخواهید که چیزی اتفاق بیفتد و برنامه های خود را براساس آن فرض انجام دهید باید مراحل تعریف شده یا اقداماتی را انجام دهید که برنامه شما را معتبر سازد.

بطور خلاصه، ابتدا باید دوره بودجه را تعیین کند و سپس فرضیاتی را دوباره آنچه که اتفاق خواهد افتاد انجام دهید، سپس یک نوشته ای در مورد پیش‌بینی ارائه دهید و سپس آنرا اعتبار دهید.

هدف: چرا شما به پیش‌بینی نیاز دارید؟

شما بمنظور حصول اطمینان از اینکه بیش از آنچه وجه نقد دارید یا انتظار دارید که داشته باشید هزینه نخواهید کرد. به پیش‌بینی وجوه نقد نیاز دارید اما بمنظور برنامه‌ریزی اهداف باید به چند نکته توجه کرد:

1- حصول اطمینان از اینکه مانده وجه نقد همیشه بالاتر از صفر خواهد بود و یا بالاتر از یک سطح مطلوب.

2- هنگامی که سطح وجوه نقد به اندازه کافی بالاتر از حداقل است به سرمایه‌گذاری آن ظرفیت اضافی پرداخت تعیین کنید که حداقل قابل قبول مانده وجه نقد شما چقدر است؟ ممکنم است آن عدد صفر باشد یا حداقل مبلغی مثبت که با توجه به تجارت شما منطقی باشد. پس به فرآیند پیش‌بینی توجه کنید که آیا برنامه‌ها و رویدادهای مورد انتظار، شما را در موقعیتی بالاتر از آن حداقل استاندارد نگه می‌دارند. این اولین مرحله پیش‌بینی وجه نقد است.

بعد از پیش‌بینی موفقیت آمیز برای یک دوره بسیاری از شرکتها قادر هستند که به نکته دوم ذکر شده در بالا مراجعه کنند. اگر شما قادر باشید که مانده مثبت کافی را در حسابهایتان نگهداری کرده و مدیریت کنید آنوقت قادر خواهید بود که برنامه هایی را به منظور استفاده ظرفیت اضافی مانده وجوه نقد به عنوان سرمایه گذاری کوتاه مدت جهت کسب سود اضافی، پی ریزی کنید. بطور خلاصه هدف پیش‌بینی عبارت است از سعی در اجرای فرضی برنامه جهت مشاهده اینکه تاثیرات نقدی آن چه خواهد بود قبل از اینکه شما واقعاً اقداماتی را انجام دهید. آیا این جالب نخواهد بود تحقق اینکه شما به وجه نقد بیشتری نیاز داشته باشید قبل از اینکه خیلی دیر شود و از آن بهتر این است که شما وجه نقد اضافه‌ای داشته باشید و در سرمایه گذاری های کوتاه مدت کم ریسک بمنظور افزایش سود سرمایه گذاری کنید.

چندین نتیجه مطلوب وجود دارد که می تواند در نتیجه استفاده از تکنیکهای پیش‌بینی وجوه نقد حاصل شود. بعضی از معمول ترین آنها عبارتند از:

پیش‌بینی نیازهای تامین مالی کوتاه مدت، تامین مالی نوسانات فصلی تجارت، برنامه‌ریزی کاهش بدهیها، برنامه ریزی مخارج سرمایه ای (خرید تجهیزات)، کسب منافع از تنزیل وجه نقد، برنامه ریزی خرید موجودیها، ارزیابی و طراحی سیاستهای اعتباری، برنامه ریزی تامین مالی کوتاه مدت و افزایش سود سرمایه گذاری.

تنظیم یک یا چند مورد از اقلام بالا در پیش‌بینی، شما را قادر خواهد کرد که تاثیرات وجوه نقد را برآورد کنید قبل از آنکه واقعاً خود را مشغول سازید. اگرچه غالباً نیازهای شما برای پیش‌بینی نقد حول یک رویداد اصلی نمی چرخد بلکه جهت تعین عملیات روزمره است. این فرآیند برنامه ریزی نیازهای نقدی کوتاه مدت نام دارد.

بحث خاص، مالیات‌تان را بپردازید!

در حالیکه شرکتهای کوچک در نیازهای نقدی شان کشمکش دارند و تلاش می‌کنند که با سرمایه در گردش ناکافی عملیات خود را انجام دهند، آنها اغلب خود را در برآوردن همه نیازهای نقدی شان ناتوان می بینند. اکثر قریب به اتفاق آنها راههای نامطلوبی از قبیل عدم پرداخت مالیات حقوق و یا فروش را انتخاب می کنند این اشتباه ترین کاری است که در هنگام موجودی نقد ناکافی می توان انجام داد.

اولاً، هم ادارات مالیاتی ایالتی و مرکزی جریمه ها و بهره هایی را برای دیر کرد مالیات وضع می کنند. جریمه مالیات دولت مرکزی 10% مالیات پرداخت نشده است و این نرخ، سالانه نیست بلکه 10% مالیات پرداخت نشده برای هر تاخیر است. ثانیاً، هم دولت مرکزی و هم دولتهای ایالتی اختیار دارند که حکم حبس عدم پرداخت مالیات برای شرکتها و یا کارمندان وضع کنند. حکم حبس عدم پرداخت مالیات عبارت است از یک سند رسمی که اعتبار دهی به شما را ممنوع می کند و در گزارش اعتبار شما نمایش داده می شود. ثالثاً، IRS دولت مرکزی شما را به میزان 1005 مالیات پرداخت نشده جریمه می کند اگر شرکت شما قادر به پرداخت نباشد و در آخر اینکه IRS این اختیار را دارد که حسابهای بانکی شما را (شرکت یا شخصی) را مصادره کند تا طلب خود را برداشت کند. ایالت یک گواهینامه به اداره متبوع خود می فرستد و از شما جمع آوری می کند. هنگامی که وجوه نقد کم می شود معمولاً تلاش می شود که مالیات پرداخت نشود (گریز از مالیات) تا هنگامی که اوضاع مالی بهتر شود.

توصیه ساده: مالیات دولت مرکزی و ایالتی را بپردازید هنگامی که سر رسید می‌شود. شما نمی توانید از جریمه ها بگریزید و نمی خواهید که مشکلی برای شما و شرکت شما ایجاد شود.

بررسی مقام انسانی زن از نظر قرآن کریم

بررسی مقام انسانی زن از نظر قرآن کریم

بررسی مقام انسانی زن از نظر قرآن کریم

دسته بندیمعارف اسلامی
فرمت فایلdoc
حجم فایل25 کیلو بایت
تعداد صفحات36
برای دانلود فایل روی دکمه زیر کلیک کنید
دریافت فایل
مقام انسانی زن از نظر قرآن کریم


· علمای اسلام با تبیین اصل« عدل» پایة فلسفة حقوق را بنا نهادند.

· شرقی انسانیت را درگذشت و نیکی می بیند و غربی در به دستآوردن حقوق.

· اعلامیة حقوق بشر فلسفه است نه قانون، باید به تصدیق فیلسوفان برسد نه تصویب نمایندگان.

· احترام به انسان که اساس اعلامیة حقوق بشر است، از دیر زمان مورد تأیید شرق و اسلام است.

·دنیای غرب از طرفی تا آخرین حد ممکن مقام انسانی را پایین می آورد و از طرف دیگر به نام حقوق بشر اعلامیة بالا بلند صادر می کند.

·بیچارگیهای بشر امروز از آن است که «خود» را از یاد برده است.

·احترام به انسان با فلسفة شرق سازگار است نه با فلسفة غرب.


مقام انسانی زن از نظر قرآن

اسلام زن را چگونه موجودی می داند؟ آیا از نظر شرافت و حیثیت انسانی او را برابر با مرد می داند و یا او را از جنس پست تر می شمارد؟ این پرسشی است که اکنون می خواهیم به پاسخ آن بپردازیم.

فلسفة خاص اسلام دربارة حقوق خانوادگی

اسلام در مورد حقوق خانوادگی زن و مرد فلسفة خاصی دارد که با آنچه در چهارده قرن پیش می گذشته و با آنچه در جهان امروز می گذرد مغایرت دارد. اسلام برای زن و مرد در همة موارد یک نوع حقوق و یک نوع وظیفه و یک نوع مجازات قائل نشده است، پاره ای از حقوق و تکالیف و مجازاتها را برای مرد مناسبتر دانسته و پاره ای از آنها را برای زن، و در نتیجه در مواردی برای زن و مرد وضع مشابه و در موارد دیگر وضع نامشابهی در نظر گرفت است.

چرا؟ روی چه حسابی؟ آیا بدان جهت است که اسلام نیز مانند بسیاری از مکتبهای دیگر نظریات تحقیر آمیزی نسبت به زن داشته و زن را جنس پست تر می شمرده است و یا علت و فلسفة دیگری دارد؟

مکرر در نطقها و سخنرانیها و نوشته های پیروان سیستمهای غربی شنیده و خوانده اید که مقررات اسلامی را در مورد مهر و نفقه و طلاق و تعدد زوجات و امثال اینها به عنوان تحقیر و توهینی نسبت به جنس زن یاد کرده اند؛ چنین وانمود می کنند که این امور هیچ دلیلی ندارد جز اینکه فقط جانب مرد رعایت شده است. میگویند تمام مقررات و قوانین جهان قبل از قرن بیستم بر این پایه است که مرد جنساً شریفتر از زن است و زن برای استفاده و استمتاع مرد آفریده شده است، حقوق اسلامی نیز بر محور مصالح و منافع مرد دور می زند.

می گویند اسلام دین مردان است و زن را انسان تمام عیار نشناخته و برای او حقوقی که برای یک انسان لازم است وضع نکرده است. اگر اسلام زن را انسان تمام عیار میدانست تعدد زوجات را تجویز نمی کرد، ریاست خانواده را به شوهر نمی داد، ارث زن را مساوی با نصف ارث مرد نمیکرد، برای زن قیمت به نام مهر قائل نمی شد، به زن استقلال اقتصادی و اجتماعی می داد و او را جیره خوار و واجب النفقة مرد قرار نمی داد. اینها می رساند که اسلام نسبت به زن نظریات تحقیر آمیزی داشته است و او را وسیله و مقدمه برای مرد می دانسته است. می گویند اسلام با اینکه دین مساوات است و اصل مساوات را در جاهای دیگر رعایت کرده است، در مورد زن و مرد رعایت نکرده است.

می گویند اسلام برای مردان امتیاز حقوقی و ترجیح حقوقی قائل شده است و اگر امتیاز و ترجیح حقوقی برای مردان قائل نبود مقررات بالا را وضع نمی کرد.

اگر بخواهیم به استدلال این آقایان شکل منطقی ارسطویی بدهیم به این صورت برای او وضع می کرد، لکن حقوق مشابه و مساوی برای او قائل نیست، پس زن را یک انسان واقعی نمی شمارد.

تساوی یا تشابه؟

اصلی که در این استدلال به کار رفته این است که لازمة اشتراک زن و مرد در حیثیت و شرافت انسانی، یکسانی و تشابه آنها در حقوق است. مطلبی هم که از نظر فلسفی باید انگشت روی آن گذاشت این است که لازمة اشتراک زن و مرد در حیثیت انسانی چیست؟ آیا لازمه اش این است که حقوقی مساوی یکدیگر داشته باشند به طوری که ترجیح و امتیاز حقوقی در کار نباشند؟یا لازمه اش این است که حقوق زن و مرد علاوه بر تساوی و برابری، متشابه و یکنواخت هم بوده باشند و هیچ گونه تقسیم کار و تقسیم وظیفه در کار نباشد؟ شک نیست که لازمة اشتراک زن و مرد در حیثیت انسانی و برابری آنها از لحاظ انسانیت، برابری آنها در حقوق انسانی است اما تشابه آنها در حقوق چطور؟

اگر بنا بشود تقلید و تبعیت کورکورانه از فلسفة غرب ر اکنار بگذاریم و در افکار و آراء فلسفی که از ناحیة آنها می رسد به خود اجازة فکر و اندیشه بدهیم، اول باید ببینیم آیا لازمة تساوی حقوق تشابه حقوق هم هست یا نه؟ تساوی غیر از تشابه است؛ تساوی برابری است و تشابه یکنواختی. ممکن است پدری ثروت خود را به طور متساوی میان فرزندان خود تقسیم کند اما به طور متشابه تقسیم نکند، مثلاً ممکن است این پدر چند قلم ثروت داشته باشد: هم تجارتخانه داشته باشد و هم ملک مزروعی و هم مستغلات اجاری. ولی نظر به اینکه قبلاً فرزندان خود را استعدادیابی کرده است، در یکی ذوق و سلیقة تجارت دیده است و در دیگری علاقه به کشاورزی و در سومی مستغل داری، هنگامی که می خواهد ثروت خود را در حیات خود میان فرزندان تقسیم کند، با در نظر گرفتن اینکه آنچه به همة فرزندان کار نباشد، به هر کدام از فرزندان خود همان سرمایه را می دهد که قبلاً در آزمایش استعدادیابی آن را مناسب یافته است.

کمیت غیر از کیفیت است، برابری غیر از یکنواختی است. آنچه مسلم است این است که اسلام حقوق یکجور و یکنواختی برای زن و مرد قائل نشده است، ولی اسلام هرگز امتیاز و ترجیح حقوقی برای مردان نسبت به زنان قائل نیست. اسلام اصل مساوات انسانها را دربارة زن و مرد نیز رعایت کرده است. اسلام با تساوی حقوق زن و مرد مخالف نیست، با تشابه حقوق آنها مخالف است.

کلمة «تساوی» و «مساوات» چون مفهوم برابری و عدم امتیاز در آنها گنجانیده شده است جنبة «تقدس» پیدا کرده اند، جاذبه دارند، احترام شنونده را جلب می کنند، خصوصاً اگر با کلمة « حقوق» توأم گردند.

تساوی حقوق! چه ترکیب قشنگ و مقدسی! چه کسی است که وجدانی و فطرت پاکی داشته باشد و در مقابل این دو کلمه خاضع نشود؟!

اما نمی دانم چرا کار ما- که روزی پرچمدار علم و فلسفه و منطق در جهان بوده ایم- باید به آنجا بکشد که دیگران بخواهند نظریات خود را در باب « تشابه حقوق زن و مرد» با نام مقدس « تساوی حقوق» به ما تحمیل کنند؟! این درست مثل این است ک یک نفر لبو فروش بخواهد لبو بفروشد اما به نام گلابی تبلیغ کند.

آنچه مسلم است این است که اسلام در همه جا برای زن و مرد حقوق مشابهی وضع نکرده است،‌ همچنانکه در همة موارد برای آنها تکالیف و مجازاتهای مشابهی نیز وضع نکرده است. اما آیا مجموع حقوقی که برای زن قرار داده ارزش کمتری دارد از آنچه برای مردان قرار داده؟ البته خیر، چنانکه ثابت خواهیم کرد .

در اینجا سؤال دومی پیدا می شود و آن اینکه علت اینکه اسلام حقوق زن و مرد را در بعضی موارد، نامشابه قرار داد چیست؟ چرا آنها را مشابه یکدیگر یا اینکه فقط مساوی باشد و مشابه نباشد. برای بررسی کامل این مطلب لازم است که در سه قسمت بحث کنیم:

1- نظر اسلام دربارة مقام انسانی از نظر خلقت و آفرینش

2- تفاوتهایی که در خلقت زن و مرد هست برای چه هدفهایی است؟ آیا این تفاوتها سبب می شود که زن و مرد از لحاظ حقوق طبیعی و فطری وضع نامشابهی داشته باشند یا نه؟

3- تفاوتهای که در مقررات اسلامی میان زن و مرد هست که آنها را در بعضی قسمتها در وضع نامشابهی قرار می دهد براساس چه فلسفه ای است؟ آیا آن فلسفه ها هنوز هم به استحکام خود باقی است یا نه؟

مقام زن در جهان بینی اسلامی

اما قسمت اول. قرآن تنها مجموعة قوانین نیست. محتویات قرآن صرفاً یک سلسله مقررات و قوانین خشک بدون تفسیر نیست. در قرآن هم قانون است و هم تاریخ و هم موعظه و هم تفسیر خلقت و هم هزاران مطلب دیگر قرآن همان طوری ک در مواردی به شکل بیان قانون دستورالعمل معین می کند در جای دیگر وجود و هستی را تفسیر می کند، راز خلقت زمین و آسمان و گیاه و حیوان و انسان و راز موتها و حیاتها، عزتها و ذلتها، ترقیها و انحطاطها، ثروتها و فقرها را بیان می کند.

قرآن کتاب فلسفه نیست، اما نظر خود را دربارة جهان و انسان و اجتماع- که سه موضوع اساسی فلسفه است- به طور قاطع بیان کرده است. قرآن به پیروان خود تنها قانون تعلیم نمی دهد و صرفاً به موعظه و پند و اندرز نمی پردازد بلکه با تفسیر خلقت به پیروان خود طرز تفکر و جهان بینی مخصوص می دهد. زیر بنای مقررات اسلامی دربارة امور اجتماعی از قبیل مالکیت، حکومت، حقوق خانوادگی و غیره همانا تفسیری است که از خلقت و اشیاء می کند.

از جمله مسائلی که در قرآن کریم تفسیر شده موضوع خلقت زن و مرد است. قرآن دراین زمینه سکوت نکرده و به یاوه گویان مجال نداده است که از پیش خود برای مقررات مربوط به زن معرفی کنند. اسلام، پیشاپیش نظر خود را دربارة زن بیان کرده است.

اگر بخواهیم ببینیم نظر قرآن دربارة خلقت زن و مرد چیست، لازم است به مسألة سرشت زن و مرد- که در سایر کتب مذهبی نیز مطرح است- توجه کنیم. قرآن نیز در این موضوع سکوت نکرده است. باید ببینیم قرآن زن و مرد را یک سرشتی می داند یا دو سرشتی؛ یعنی آیا زن و مرد دارای یک طینت و سرشت می باشند و یا دارای دو طینت و سرشت؟ قرآن با کمال صراحت در آیات متعددی می فرماید که زنان را از جنس مردان و از سرشتی نظیر سرشت مردان آفریده ایم. قرآن دربارة آدم اول می گوید: « همه شما را از یک پدر آفریدم و جفت آن پدر را از جنس خود او قرار دادیم» ( سورة نساء آیة 1) دربارة همة آدمیان می گویند: « خداوند از جنس خود شما برای شما همسر آفرید» ( سورة نساء و سورة نحل و سورة روم).

در قرآن از آنچه در بعضی از کتب مذهبی هست که زن از مایه ای پست تر از مایة مرد آفریده شده و یا اینکه به زن جنبة طفیلی و چپی داده اند و گفته اند که همسر آدم اول از عضوی از اعضای طرف چپ او آفریده شده، اثر و خبری نیست. علیهذا در اسلام نظریة تحقیر آمیزی نسبت به زن از لحاظ سرشت و طینت وجود ندارد.

یکی دیگر از نظریات تحقیر آمیزی که در گذشته وجود داشته است و در ادبیات جهان آثار نامطلوبی بجا گذاشه است این است که زن عصر گناه است،‌ از وجود زن شر و وسوسه بر می خیزد، زن شیطان کوچک است. می گویند که در هر گناه و جنایتی که مردان مرتکب شده اند زنی در آن دخالت داشته است. می گویند مرد در ذات خود از گناه مبراست و این زن است که مرد را به گناه می کشاند. می گویند شیطان مستقیماً در وجود مرد راه نمی یابد و فقط از طریق زن است که مردان را می فریبند؛ شیطان زن را وسوسه می کند و زن مرد را می گویند آدم اول که فریب شیطان را خورد و از بهشت سعادت بیرون رانده شد، از طریق زن بود؟ شیطان حوا را فریفت و حوا آدم را.

قرآن داستان بهشت آدم را مطرح کرده ولی هرگز نگفته که شیطان یا مار حوا را فریفت و حوا آدم را. قرآن نه حوا را به عنوان مسؤول اصلی معرفی می کند و نه او را از حساب خارج میکند قرآن می گوید: به آدم گفتیم خودت و همسرت در بهشت سکنی گزینید و از میوه های آن بخورید، می گوید « فوسوس لهما الشیطان» شیطان آندو را وسوسه کرد « وفدلیها بغرور» شیطان آندو را فریب راهنمایی کرد « وقاسمهما انی لکما لمن الناصحین» یعنی شیطان در برابر هر دو سوگند یاد کرد که جز خیر آنها را نمی خواهد

به این ترتیب قرآن با یک فکر رایج آن عصر و زمان که هنوز در گوشه و کنار جهان باقایایی دارد، سخت به مبارزه پرداخت و جنس زن را از این اتهام که عنصر وسوسه و گناه و شیطان کوچک است مبرا کرد.

یکی دیگر از نظریات تحقیر آمیزی که نسبت به زن وجود داشته است در ناحیة استعدادهای روحانی و معنوی زن است؛ می گفتند زن به بهشت نمی رود، زن مقامات معنوی و الهی را نمی تواند طی کند، زن نمی تواند به مقام قرب الهی آنطور که مردان می رسند برسد. قرآن در آیان فراوانی تصریح کرده است که پاداش اخروی و قرب الهی به جنسیت مربوط نیست، به ایمان و عمل مربوط است، خواه از طرف زن باشد و یا از طرف مرد قرآن در کنار هر مرد بزرگ و قدیسی از یک زن بزرگ و تجلیل یاد کرده است. اگر همسران نوح و لوط را به عنوان پاکی زنانی ناشایسته برای شوهرانشان ذکر می کند، از زن فرعون به عنوان زن بزرگی که گرفتار مرد پلیدی بوده است غفلت نکرده است. گویی قرآن خواسته است در داستانهای خود توازن را حفظ کند و قهرمانان داستانها را منحصر به مردان ننماید.

قرآن دربارة مادر موسی می گوید: ما به مادر موسی وحی فرستادیم که کودک را شیر بده و هنگامی که برجان او بیمناک شدی او را به دریا بیفکن و نگران نباش که ما او را به وسی تو باز پس خواهیم گردانید.

قرآن دربارة مریم، مادر عیسی، می گوید: کار او به آنجا کشیده شده بود که درمحراب عبادت همواره ملائکه با او سخن می گفتند و گفت و شنود می کردند، از غیب برای او روزی می رسید، کارش از لحاظ مقامات معنوی آنقدر بالا گرفته بود که پیغمبر زمانش را در حیرت فرو برده، او را پشت سرگذاشته بود، زکریا در مقابل مریم مات و مبهوت مانده بود.

در تاریخ خود اسلام زنان قدیسیه و عالیقدر فراوانند. کمتر مردی است به پایة خدیجه برسد، و هیچ مردی جز پیغمبر و علی به پایة حضرت زهرا نمی رسد. حضرت زهرا بر فرزندان خود که امامند و بر پیغمبران غیر از خاتم الانبیاء برتری دارد. اسلام در سیر من الخلق الی الحق یعنی در حرکت و مسافرت به سوی خدا هیچ تفاوتی میان زن و مرد قائل نیست. تفاوتی که اسلام قائل است در سیر من الحق الی الخلق است، در بازگشت از حق به سوی مردم و تحلم مسؤولیت پیغامبری است ک مرد را برای این کار مناسبتر دانسته است.

یکی دیگر از نظریات تحقیر آمیزی که نسبت به زن وجود داشت است، مربوط است به ریاضت جنسی و تقد تجرد و عزوبت. چنانکه می دانیم در برخی آیینها رابطة جنسی ذاتاً پلید است. به عقیدة پیروان آن آیینها تنها کسانی به مقامات معنوی نایل می گردند که همة عمر مجرد زیست کرده باشند. یکی از پیشوایان معروف مذهبی جهان می گوید: « با تیشة بکارت درخت ازدواج را از بن برکند» همان پیشوایان ازدواج را فقط از جنبة دفع افسد به فاسد اجازه می دهند؛ یعنی مدعی هستند که چون غالب افراد قادر نیستند با تجرد صبر کنند و اختیار از کفشان ربوده می شود و گرفتار فحشا می شوند و با زنان متعددی تماس پیدا می کنند، پس بهتر است ازدواج کنند تا با بیش از یک زن در تماس نباشند. ریشة افکار ریاضت طلبی و طرفداری از تجرد و عزوبت، بدبینی به جنس زن است؛ محبت زن را جزء مفاسد بزرگ اخلاقی به حساب می آورند.

اسلام با این خرافه سخت نبرد کرد؛ ازدواج را مقدس و تجرد را پلید شمرد. اسلام دوست داشتن زن را جزء اخلاق انبیا معرفی کرد و گفت « من اخلاق الانبیاء حب النساء» پیغمیر اکرم می فرمود: من به سه چیز علاقه دارم: بوی خوش، زن، نماز، برتراند راسل می گوید: در همة آیینها نوعی بدبینی به علاقة جنسی یافت می شود مرگ در اسلام؛ اسلام ازنظر مصالح اجتماعی حدود و مقرراتی برای این علاقه وضع کرده اما هرگز آن را پلید نشمرده است.

یکی دیگر از نظریات تحقیر آمیزی که دربارة زن وجود داشته این است که می گفته اند زن مقدمة وجود مرد است و برای مرد آفریده شده است.

اسلام هرگز چنین سخنی ندارد. اسلام اصل علت غایی را در کمال صراحت بیان می کند. اسلام با صراحت کامل می گوید زمنی و آسمان،‌ ابر و باد، گیاه و حیوان، همه برای انسان آفریده شده اند اما هرگز نمی گوید زن برای مرد آفریده شده است. اسلام می گوید هر یک از زن و مرد برای یکدیگر آفریده شده اند. « هن لباس لکم و انتم لباس لهن» زنان زینت و پوشش شما هستند و شما زینت و پوشش آنها. اگر قرآن زن را مقدمة مرد و آفریده برای مرد می دانست قهرا در قوانین خود این جهت را در نظر می گرفت ولی چون اسلام از نظر خلقت چیزی نظری ندارد و زن را طفیلی وجود مرد نمی داند، در مقررات خاص خود دربارة زن و مرد به این مطلب نظر نداشته است.

یکی دیگر از نظریات تحقیر آمیزی که در گذشته دربارة زن وجود داشته این است که زن را از نظر مرد یک شر و بلای اجتناب ناپذیر می دانسته اند. بسیاری از مردان با همة بهره هایی که از وجود زن می برده اند او را تحقیر و مایة بدبختی و گرفاری خود می دانسته اند. قرآن کریم مخصوصاً این مطلب را تذکر می دهد که وجود زن برای مرد خیر است، مایة سکونت و آرامش دل اوست.

یکی دیگر از آن نظریات تحقیر آمیز این است که سهم زن را در تولید فرزند بسیار ناچیز می دانسته اند. اعراب جاهلیت و بعضی از ملل دیگر مادر را فقط به منزلة ظرفی می دانسته اند که نطفة مرد را- که بذر اصلی فرزند است- در داخل خود نگه می دارد و رشد می دهد. در قرآن ضمن آیاتی که می گوید شما را از مرد و زنی آفریدیم و برخی آیات دیگر در تفاسیر توضیح داده شده است، به این طرز تفکر خاتمه داده شده است.

از آنچه گفته شد معلوم شد اسلام از نظر فکر فلسفی و از نظر تفسیر خلقت، نظر تحقیر آمیزی نسبت به زن نداشته است بلکه آن نظریات را مردود شناخته است. اکنون نوبت این است که بدانیم فلسفة عدم تشابه حقوقی زن و مر چیست.

تشابه نه و تساوی آری

گفتیم اسلام در روابط و حقوق خانوادگی زن و مرد فلسفة خاصی دارد که با آنچه در چهارده قرن پیش می گذشته مغایرت دارد و با آنچه در جهان امروز می گذرد نیز مطابقت ندارد.

گفتیم از نظر اسلام این مسأله هرگز مطرح نیست که آیا زن و مرد و انسان متساوی درانسانیت هستند یا نه؟ و آیا حقوق خانوادگی آنها باید ارزش مساوی با یکدیگر داشته باشند یا نه؟ از نظر اسلام زن ومرد هر دو انسانند و از حقوق انسانی متساوی بهره مندند.

آنچه از نظر اسلام مطرح است این است که زن و مرد به دلیل اینکه یکی زن است و دیگری مرد،‌ در جهات زیادی مشابه یکدیگر نیستند، جهان برای آنها یکجور نیست، خلقت و طبیعت آنها را یکنواخت نخواسته است، و همین جهت ایجاب می کند که از لحاظ بسیاری از ‍حقوق و تکالیف و مجازاتها وضع مشابهی نداشته باشند. در دنیای غرب، اکنون سعی می شود میان زن و مرد از لحاظ قوانین و مقررات و حقوق و وظایف وضع واحد و مشابهی به وجود آورند و تفاوتهای غریزی و طبیعی زن و مرد را نادیده بگیرند. تفاوتی که میان نظر اسلام و سیستمهای غربی وجود دارد در اینجاست. علیهذا آنچه اکنون در کشور ما میان طرفداران حقوق اسلامی از یک طرف و طرفداران پیروی از سیستمهای غربی از طرف دیگر مطرح است. مسألة وحدت و تشابه حقوق زن و مرد است نه تساوی حقوق آنها کلمة «تساوی حقوق» یک مارک تقلبی است که مقلدان غرب بر روی این ره آورد غربی چسبانیده اند.

این بنده همیشه در نوشته ها و کنفرانسها و سخنرانیها خود از اینکه این مارک تقلبی را استعمال کنم و این فریضه را- که جز ادعای تشابه و تماثل حقوق زن و مرد نیست- به نام تساوی حقوق یاد کنم اجتناب داشته ام.

من نمی گویم در هیچ جای دنیا ادعای تساوی حقوق زن و مرد معنی نداشته و ندارد و همة قوانین گذشته وحاضر جهان حقوق زن و مر را بر مبنای ارزش مساوی وضع کرده اند و فقط مشابهت را از میان برده اند.

خیر، چنین ادعایی ندارم. اروپای قبل از قرون بیستم بهترین شاهد است. در اروپای قبل از قرن بیستم زن قانوناً و عملاً فاقد حقوق انسانی بود؛ نه حقوقی مساوی با مرد داشت و نه مشابه با او. در نهضت عجولانه ای که در کمتر از یک قرن اخیر به نام زن و برای زن در اروپا صورت گرفت، زن کم و بیش حقوقی مشابه با مرد پیدا کرد، اما با توجه به وضع طبیعی و احتیاجات جسمی و روحی زن، هرگز حقوق مساوی با مرد پیدا نکرد زیرا زن اگر بخواهد حقوقی مساوی حقوق مرد وسعادتی مساوی سعادت مرد پیدا کند راه منحصرش این است که مشابهت حقوقی را از میان برارد، برای مرد حقوقی متناسب با مرد و برای خودش حقوقی قائل شود تنها از این راه است که وحدت و صمیمیت واقعی میان مرد و زن برقرار می شود و زن از سعادتی مساوی با مرد بلکه بالاتر از آن برخوردار خواهد شد و مردان از روی خلوص و بدون شائبة اغفال و فریبکاری برای زنان حقوق مساوی و احیاناً بیشتر از خود قائل خواهند شد.

و همچنین من هرگز ادعا نمی کنم حقوقی که عملاً در اجتماع به ظاهر اسلامی ما نصیب زن می شد ارزش مساوی با حقوق مردان داشته است. بارها گفته ام که لازم و ضروری است به وضع زن امروز رسیدگی کامل بشود و حقوق فراوانی که اسلام به زن اعطا کرده و در طول تاریخ عملاً متروک شده به او باز پس داده شود، نه اینکه با تقلید و تبعیت کورکورانه از روش مردم غرب- که هزاران بدبخی برای خود آنها به وجود آورده – نام قشنگی روی یک فرضیة غلط بگذاریم و بدبختیهای نوع غربی را بر بدبختیهای نوع شرقی زن بیفزاییم. ادعای ما این است که عدم تشابه حقوق زن و مرد در حدودی که طبیعت زن و مرد را در وضع نامشابهی قرار داده است، هم با عدالت و حقوق فطری بهتر تطبیق می کند و هم سعادت خانوادگی را بهتر تأمین می نماید و هم اجتماع را بهتر به جلو می برد.